نظرخواهی در مورد افکار پنج رهبر برجسته فکری معاصر

دانلود کتاب پنج رهبر فکری ایران در طی پنجاه سال گذشته ( علی شریعتی ، ارد بزرگ ، مهدی بازرگان ، مصطفی چمران و عبدالکریم سروش )

متن -pdf- کتاب پنج رهبر فکری پنجاه سال اخیر ایران را در این آدرس می توانید دانلود کنید :

۱- دانلود کنید و اگر در نشد اینجا کیلک کنید  ۲- دانلود کنید

مقدمه :

ایران در طی ۵۰ ساله گذشته گرایش های مختلف فکری بسیاری را پشت سر نهاده است . این اندیشه ها بستر تحولات بزرگی شده اند که هریک در جای خود قابل بررسی و ارزیابی گسترده است . بارزترین تحولات دهه چهل ناشی از افکار متفکرینی همانند  مهدی بازرگان بود  افکار او بشدت اسلامی و بازخورده تحصیل کرده های مدرنی بود که خواستگاه مذهبی خویش را در خطر می دیدند کمال این مرحله با ظهور علی شریعتی بود او ایده های اسلامی را انقلابی نمود و از ماجرای ( فاطمه و کربلا ) ابزاری ساخت برای براندازی رژیم پیشین ایران . در  ده شصت به خاطر جنگ و گرمای تحولات حاشیه ای آن ایده و تحولی در حوزه فکر و اندیشه نمو نکرد اما در دهه هفتاد بود که فرود اندیشه های شریعتی را با سخنان عبدالکریم سروش شنیدیم  این فرود و سراشیبی از آرمانهای انقلابی تا صوفی گری مولوی نشیب یافت . و اکنون شاهد موجی از انگیزه ها و آرمانهای ملی ایرانی هستیم که در سخن ارد بزرگ هویدا شده است .  اکنون صدهها هزار از جوانان ایران جملات و سخنان او را در تایید خرد و خصلت های ایرانی و ملی می ستایند و آن را به شکلهای گوناگون به نمایش می گذارند  .


به پیوست این مطلب معرفی مختصری از هریک قرار می دهم امیدوارم پذیرا باشید :



علی شریعتی

نویسنده، جامعه‌شناس


شریعتی یکی از متفکران شدیدا مسلمان بود و در عین حال، رویکردی نقادانه نسبت به برخی از باورهای اختلاف افکنانه در مذهب داشت . او به‌ طور خاص، تشیع صفوی را مظهر سنت مسخ شده می‌داند و آن را توام با اسارت ‌پذیری، خرافه ، تقلید و جبر گرایی معرفی می‌کرد .
اما خود او با استفاده از قلم و گفتار آتشین ،  تحولات صدر اسلام همانند زندگی فاطمه و امام حسین و ابوذر  را تبدیل  به داستانهای حماسی نمود  تا توده ملت ایران برای براندازی نظام سابق تهیج گردند .
این عملکرد علی شریعتی بعدها توسط  بسیاری از شاگردان او مورد نکوهش قرار  گرفت . او هم همانند مهندس مهدی بازرگان معتقد به دولت جهانی اسلام بود و شدیدا با افکار میهن پرستانه جوانان ایرانی مخالف بود .

۱,۱۴۰,۰۰۰ درباره علی شریعتی در جستجو گر گوگل یافته شد

ارد بزرگ

اندیشمند و متفکر


بی شک ارد بزرگ یکی از برجسته ترین اندیشمندان حال حاضر ایران است نگاهی سطحی به زندگی و آثارش ما را چنان شیفته خود می سازد که می توان با افکارش تجسم بسیار زیبایی از آنچه رخ خواهد داد متصور شد اندیشه های او وجوه مختلفی دارند که قوی ترین وجه آن توجه ویژه اش به اخلاقیات و آزادگی انسان است . نگاه او به اخلاقیات باعث نمی شود رازهای زندگی مدرن امروز را در نظر نگیرد ، فرآیند و بازده اندیشه خردگرایانه او موجب آزادگی و نفی سلطه پذیریست .
حوزه فلسفه اجتماعی اش ریشه در سنت ایران باستان دارد می توان او را میهن پرست ترین اندیشمند صد ساله اخیر ایران دانست جایی که می گوید :
ستایش گران میهن ، زنان و مردان آزاده اند . و یا : میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر .
البته او در تمام صحبتهایش شرط بقای هر حاکمیتی را حفظ آزادگی مردم و برای مردم دربند هم بدست آوردن آزادی را شرط اصلی زندگی می داند آزادی و میهن پرستی دو رکن اصلی نظریات اوست .  بسیاری در کشورهای فارسی زبان حوزه فرهنگی ایران از مریدان ارد بزرگ محسوب می شوند . این مسئله به جوانان و محیط های دانشگاهی ختم نمی شود گاهی در بین سیاستمداران و افراد نام آشنای کشورهای آنها هم می توان کسانی را دید که به جهات مختلف به او دل بسته اند .

۴۲۲,۰۰۰ درباره ارد بزرگ در جستجو گر گوگل یافته شد

مهدی بازرگان

نخست وزیر دولت موقت بعد از انقلاب اسلامی


مهدی بازرگان از سیاستمداران و روشنفکران فعال دهه چهل بود  متن دفاعیات او در دادگاه نظامی آن زمان مورد استقبال بسیاری قرار گرفت هدف او پایه ریزی حاکمیتی دینی بود  . با توجه به مراوداتش در پیش از انقلاب و برنامه های که در کشورهای اسلامی با همکارانش اجرا می نمود می توان چنین برداشت نمود که او به واقع معتقد به کشور ایران نبود چرا که افکار جهان شمول اسلامی مرزهای کنونی کشورهای اسلامی را بر نمی تابد . و در نهایت می توان او را هم یکی از دنباله روان ایجاد سرزمین یگانه اسلامی دانست . در فروردین سال ۱۳۵۶ با جمعی از یارانش جمعیت دفاع از آزادی و حقوق بشر را تأسیس کرد. در سالهای ۵۷-۱۳۵۶ از چهره های درخشان و طراز اول جنبش انقلابی مردم ایران بود و با اوجگیری مبارزات انقلابی امام خمینی (ره) پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به پاریس رفت و به عضویت شورای انقلاب در آمد و در ۱۶ بهمن ۱۳۵۷ مأمور تشکیل دولت موقت انقلاب شد. با حکم امام خمینی (ره) و پیشنهاد شورای انقلاب به نخست وزیری منصوب گردید و مسئولیت اجرایی کشور را در وضعیتی بسیار دشوار بر عهده گرفت و در آبان ۱۳۵۸ استعفا داد و در انتخابات نخستین دوره مجلس به نمایندگی از طرف مردم تهران به مجلس شورای اسلامی راه یافت.

۲۵۲,۰۰۰ درباره مهدی بازرگان در جستجو گر گوگل یافته شد

مصطفی چمران

معاون نخست‌وزیر در امور انقلاب دولت موقت


چمران انسان وارسته و آسمانی بود او همانند شریعتی و بازرگان از اعضای نهضت آزادی بود و اعتقادات مشابهی داشت پس از آن که به صلاحدید بازرگان به لبنان رفت نسبت به گروههای سیاسی لبنان شناخت عمیقی پیدا نمود ، در نوشته هایش انزجار از گروههای چپ موج می زند؛ وی آزردگی خاطر خویش را از باران تهمتهائی که گروههای مختلف سیاسی به او می زدند کتمان نمی کند. از جمله اتهامات که به دکتر زده بودند، تسلیم نمودن اردوگاه بزرگ فلسطینی تل زعتر به کتائب ( فالانژها ) بوده است. چمران با رهبران فلسطینی و در رأس آنها، یاسرعرفات نیز تماس و همکاری نزدیک داشته است.

۱۹۱,۰۰۰ درباره مصطفی چمران در جستجو گر گوگل یافته شد

عبدالکریم سروش

روشنفکر دینی، نویسنده، شاعر و مترجم


عبدالکریم سروش در طی سالهای فعالیت فکری خود همواره کوشیده‌ است تا با ارائه دادن تاویلی جدید از اسلام آن را برای انسان امروز قابل فهم کند. این تاویل به‌ویژه در مقابل تاویلهای رسمی حکومتی و بنیادگرایانه از اسلام قرار می گیرد.
وی با مطرح کردن تئوری «قبض و بسط تئوریک شریعت» پا را از تاویل بیرون نهاده و مدعی می‌شود دین فی حد ذاته از همین تفاوت تاویل‌ها تشکیل می‌شود و ما همواره با فهمی از دین مواجهیم نه با دین به عنوان شی فی نفسه.
او هم شدیدا با افکار میهنی جوانان ایرانی مخالف است موضوعات مورد علاقه دکتر سروش سیستم‌های فلسفی و فلسفه مقایسه‌ای هستند. او علاقه دارد در مباحث سیاسی روز هم شرکت کند ، و از این جهت او را  تئوریسین فکری جریان دوم خرداد  نیز می دانند .

۱۶۹,۰۰۰ درباره عبدالکریم سروش در جستجو گر گوگل یافته شد

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱/ دکتر خسرو زاهدی   |  آذر  ۱۳۸۷

سخنم را با آخرین نوشته و پیغام قبلی بازدید کننده محترم شما خانم اکرم خیامی آغاز می کنم ایشان مرقوم نموده اند :

۱- آنهایی که بدنبال ایجاد حاکمیتی بر اساس اندیشه های سید قطب و اخوان المسلمین هستند راه شریعتی را می روند.
۲- آنانیکه بدنبال ایجاد حاکمیتی نظیر کوروش هخامنش و اشک های اشکانی هستند بدنبال اندیشه های ارد بزرگ می روند.
۳- آنهایی که بدنبال حاکمیتی نظیر رژیم پاکستان می باشند بدنبال افکار مهدی بازرگان هستند.
۴- آنانیکه بدنبال باند حزب برتر اسلامی همانند حزب الله لبنان و حزب بعث سوریه هستند راه چمران هستند .
۵- آنهایی که بدنبال جلسات سخنرانی و شنیدن پند و اندرز باشند هم رو به سوی عبدالکریم سروش دارند . در مورد آخر حکومتی را نمی شود با آن ساخت و یا دید آنچه هست می تواند در هر قالبی از حکومتها قرار گیرد .

- در مورد آرمان نهایی علی شریعتی هیچ چیز روشنی جز ایجاد حاکمیت مذهبی و شریعت اسلام دیده نمی شود آن زمان او تنها به فکر براندازی حاکمیت شاهنشاهی بود شاید اگر می ماند حکومتی شبیه عباس مدنی در الجزایر تشکیل می داد که البته سرانجام چنین حکومتی را نیز دیدیم و هنوز هم پس لرزه های آن را می بینیم . با گزینه اخوان المسلمین مصر هم موافق نیستم چون هنوز امتحان خویش را پس نداده اند.

- در مورد اینکه آنهایی که بدنبال حاکمیتی هخامنشی و اشکانی هستند هم دنباله روی افکار ارد بزرگ هستند هم مخالفم نباید اینگونه اندیشمند آزادیخواهی همانند او را به نظام پادشاهی منتصب کنیم من فکر می کنم در سخنان و اندیشه های ارد بزرگ دو معنا موج می زند اول آزادیخواهی و دوم ارزش نهادن به هویت ملی .
این دو وقتی توامان با یکدیگر گره خورد شاکله ایی می شود نظیر حاکمیتهایی که در این زمانه دارای دموکراسی هستند و در عین حال ارزشهای ملی خویش را بی نهایت پاس می دارند چنین حاکمیتهایی هم در حال حاضر کم نیستند پس هواخواهان چنین نظام های بدنبال اندیشه های ارد بزرگ هستند .

- در مورد یکی کردن اندیشه های مهندس مهدی بازرگان با آنچه در پاکستان در حال وقوع هست نیز مخالفم چون پاکستان بین ارتش لائیک و احزاب مذهبی در حال کش و مکش بوده است حال آنکه بازرگان اسلامیت را به شکل اندک آن نمی خواست از این بابت او و مرحوم طالقانی به عنوان خط دهنده اصلی به شریعتی با او هم گام و هم مسیر بود . و می توان همان آینده شریعتی را برای هواداران بازرگان پیش بینی نمود .

- در مورد شهید مصطفی چمران هم نظری ندارم و معتقدم او یک چریک بود نه دایه دار یک جریان فکری .

- در مورد سروش و علاقه او به صحبت کردن و وعظ ، هم باید بگویم سروش تمایل بسیار دارد بتواند مارتین لوتر ایران شود اما از چند بعد تحت فشار است اول آنکه خود در بوجود آوردن همین نظام دست داشته و در زمان انقلاب فرهنگی دانشگاهها هنر خویش را به نمایش گذاره است . یا باید بکلی از گذشته اش توبه کند و یا با مخالفین حوزوی دم خور شود و از درون حوزه و افکار مفتی های مذهبی اصول حاکمیت را زیر سئوال ببرد ( که گویا همین مسیر را نیز می رود ) اما هیچ کدام از پیروان او نیز همانند پیروان شریعتی نمی دانند پس از رستاخیز چه بر سر کار خواهد آمد هیچگاه صدهها هزار جوان محیط های حزبی اوایل انقلاب را فراموش نکنید آنها بدون شریعتی فرو ریختند و ناپدید شدند .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲/ مهدیه   |  آذر  ۱۳۸۷

به نظر من هم چمران یک شخصیت اندیشمند نبود او یک نظامی بود.
خواهش می کنم اسم ایشان را حذف کنید .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳/ اصغر از شیراز  |  آذر  ۱۳۸۷

ارد بزرگ به کنار اما به نظر من بین بازرگان با سروش و شریعتی و چمران هیچ فرقی وجود نداره و همه اونها یه جورند …

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴/ محمدحسین شهیدی فر   |  آذر  ۱۳۸۷

دوست عزیز سلام
جنبش جالبی را به راه انداخته اید و همچنین دوستان دیگر نظرات مبسوطی ارائه داده اند با توجه به سنم و اینکه قبل از انقلاب درسنی نبودم که با افکار ۳ نفر(شزیعتی.بازرگان.چمران) آشنا شوم و به مباحث مطرح شده در سخنرانی های سروش چندان علاقه ای ندارم و پند و اندرزهای ارد بزرگ را هم دوست دارم . پیروز و پاینده ایران

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵/ کویر   |  آذر  ۱۳۸۷

افکار شهید دکتر علی شریعتی از دو بعد مورد تهاجم قرار گرفت اول دستگاههای دولتی نظیر پانزده خرداد که او را جاسوس معرفی می کردند و از سوی دیگر توسط کسانی که ادعای شاگردی او را می کردند اما در واقع دشمنش بودند نظیر همین آقای سروش که خودش در مصاحبه هاش هم گفته من هیچ وقت از نزدیک با دکتر صحبت نکردم . اما سالها گوش فلک را کرده بود که من شاگرد نزدیک و ادامه دهنده راه اونم !؟ و اتفاقا ناجوانمردانه ترین انتقادت را هم همین سروش از دکتر نمود .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶/ تانیا صبوری  |  آذر  ۱۳۸۷

در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و راد بود
کز آن ،کشور آزاد و آباد بود

بزرگی،به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

از آن روز دشمن به ما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت

از آن روز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از بندگی کردن و زیستن

اگر مایه زندگی بندگیست
دو صد بار مردن به از زندگیست

فردوسی

تقدیم به همه میهن پرستان بخصوص ارد بزرگ

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷/ کامران  |  آذر  ۱۳۸۷

خیلی خوشحالم سایت شما رو پیدا کردم

اینجا آدم می فهمد چقدر روشنفکرین کشورش محجور هستند
امیدوارم با اینکار شما اندیشه این مردان باز بشه و برای نسل امروز ایران درست مطرح بشود

شریعتی می گوید : در ایران متهم به تسنن هستم و در عربستان متهم به تشیع .

امیدوارم دیگه هیچ وقت متفکرین ما محجور نباشند .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۸/ شیرین شمس  |  آذر  ۱۳۸۷

ریحانه آرمانی سلام
خوشحالم که می بینم ما زنان هر روز بیشتر وارد تحولات اجتماعی می شویم ۳۰ سال منزوی شدن جز خواری برای ما هیچ چیز نداشت و امروز زمان برگشتن دوباره ما برای کسب حقوق اجتماعیمان است .

این چند سخن هم برای شما :

زن شاهکار خلقت است . برنارد شاو

خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند . رابیندرانات تاگور

زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است. گوته

مردانی که بیشتر از جایگاه و هنجار زنان پشتیبانی می کنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن می تازند . ارد بزرگ

در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل . مالرب

با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد . بردون

زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرودت

منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نم

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ

چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش . ویلیام شکسپیر

هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است . شیلر

زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد, و مرد عاقل می گذارد که زنش اورا تربیت کند . مارک تواین

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۹/ شاهین بهمنی  |  آذر  ۱۳۸۷

چیزی که برام جالبه خفقانیه که حتی در این دنیای مجازی
هم دست از سر ما برنمی داره
توجه کردین که اکثر نظریات با اینکه از صاحبان وبلاگهاست که مثل خود من
با دعوت این بانو به اینجا آمده ایم اما از دادن آدرس وبلاگمون
واهمه داریم چون میترسیم از عقیده واقعیمون کسی با خبر بشه
به امید روزیکه تمام این ترس و واهمه جاشو به امید و مبارزه بده

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۰/ قمر سلطانزاده  |  آذر  ۱۳۸۷

متن سخنرانی های سروش که خواندم بهتر دیدم بقیه اشو نخونم چون مشت نمونه خرواره
اما از اندیشه های شریعتی بدم نمی یاد البته اون حرفاش که دین و مذهب رو قاطیشون نکرده
در مورد ارد بزرگ اگر از نظریه هاش که بگذریم جملاتش واقعاًعالی و پرمعناست .
هر چی گشتم یه متن درست حسابی از بازرگان و چمران پیدا نکردم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۱/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

من از سروش بدم میاد چون دایم رنگ عوض می کنه اما شریعتی اینطور نبود شریعتی واقعا مظلوم بود ببینید چی میگه :

رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم
تا دوست را به یاری نخوانیم،

برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند

طعم توفیق را می چشاند

و چه تلخ است لذت را “تنها” بردن

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزاردهنده ای ست “تنها” خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند
یاد “تنهایی” را در سرت زنده میکند

“تنها” خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است

” تنها” بودن ، بودنی به نیمه است

و من برای نخستین بار در هستی ام رنج “تنهایی” را احساس کردم .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۲/ فرشاد صادقپور  |  آذر  ۱۳۸۷

دوستان سخنان زیبای از چمران و شریعتی را به نمایش گذارده اند من هم دیدگاههای ارد بزرگ پیرامون آزادی را هدیه به همه شما می کنم

پاسخ های ارد بزرگ به پرسش هایی پیرامون آزادی :

* آزادی چیست ؟
ابزار پیراستن نارستی های آدمیان است .

* دشمنان آزادی چه کسانی اند ؟
خودکامگان
گروه هایی که بی هماورد ، دستگاه فرمانروایی را در اختیار می گیرند .

* آیا آزادی بستر هرج و مرج ، شورش و بی بند و باریست ؟
آزادی خود بزرگترین مانع هر نوع هرج و مرجی است .

* عده ایی می گویند آزادی غرب را به فساد رساند ؟
آنها پیشینه اروپا و باختر را نمی دانند
این بخش از جهان امروز پاکترین دوران خویش را تجربه می کند .

* بدترین تعریف از آزادی چیست ؟
همین موردی که شما گفتید ، برابر دانستن آزادی با بی بند و باری !

* چرا عده ایی این تعریف را از آزادی دارند ؟
چون بیم دارند داشته هایشان از دست برود
آنها می دانند وجود آزادی رسوایشان می کند
پس به بدترین شکل ممکن آن را هجو می کنند .

* آزادی فکر و بیان کی بدست می آید ؟
آن گاه که بتوان خودکامگان را با قوانین و هنجاری درست مهار کرد .

* چه کسانی بزرگترین مدافعان آزادیند ؟
از خود گذشتگان
آنانی که قدرت را بدون ترس به دیگری واگذار می کنند .

* آزادی دارای چه ویژه گی اساسی است ؟
ارزیابی و نقد ، بزرگترین ویژه گی آن است .
آنگاه که ارزیابی نباشد کاستی ها بر ملا نمی شود .
پلشتی روز افزون می گردد و نامردمان به نابکاری خود ادامه می دهند .

* آیا از دیدگاه شما آزادی تنها در اندیشه و بیان خلاصه می شود ؟
رسیدن به چنین هدفی خود موجب پیدایش آزادی در میدانهای دیگری همچون اقتصاد می گردد .

* آیا واژه آزادی برای ایرانیان وارداتی است ؟
ایرانیان خود نخستین منادیان آزادی بوده اند
آزادی همواره یکی از خواسته های مهم مردم ایران بوده است
مجلس ریش سفیدان در تمامی سلسله های باستانی ما وجود داشته است .
در دوره اشکانیان بارها این مجلس پادشاه ایران را تغییر داد .
حال آنکه اروپا در دست فرمانده هان نظامی بود .
آزادی در ایران نه تنها وارداتی نیست بله زایشگاه و رویشگاه آن نیز هست .

* چرا خودکامگان نمی توانند خواست رسیدن به آزادی را ، از اذهان مردم پاک کنند ؟
چون آزادی آمیخته است با سرشت آدمی .
آدمها می خواهند در سرنوشت خود و فرزندانشان سهیم باشند .
نداشتن آزادی موجب بغض و کینه همگانی می گردد .

* چرا عده ایی آزادی خواهی را نتیجه و برآیند میل حیوانی انسان می دانند ؟
آزادیخواهی برآیند پاک ترین منش آدمیست .
نتیجه خرد است .
خواستی است آسمانی .
تنها کسانی در راه آزادی گام بر می دارند که از خواسته های فردی خویش گذشته اند .

منبع مطلب : http://bufsystem.persianblog.ir/post/179

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

13. محمد حسین فاطمی   |  آذر  ۱۳۸۷

آقا فرشاد اینم تقدیم به شما ! :

زندگی چیست ؟
نان . آزادی . فرهنگ . ایمان و دوست داشتن .

چه بسیار دلهایی که می پرستند و نیکی می ورزند .
و پرستش و تقوی و نیکی نیز در آنها زشت و آلوده و پلید است .
و چه دلها که عشق می ورزند و گناه می کنند .
و خطا و هوس و گناه نیز در آنها زیبا و پاک و زلال است

دکتر شریعتی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۴/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

غرور هدیه شیطان است
و عشق هدیه خداوند…
افسوس که ما هدیه شیطان را به هم میدهیم و هدیه خداوند را از هم پنهان میکنیم
( دکتر شریعتی )

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۵/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

برای کوبیدن یک حقیقت ، خوب به آن حمله مکن ، بد از آن دفاع کن .
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری.
((علی شریعتی))

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۶/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

پروردگارم ،مهربان من
از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!
در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است
و هر زمزمه ای بانگ عزایی
و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی …
در هراس دم می زنم
در بی قراری زندگی می کنم
و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است
من در این بهشت ،
همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.
“تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی”
“کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم”
دردم ، درد “بی کسی” بود
« دکتر علی شریعتی»

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۷/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند

ستایش کردم ، گفتند خرافات است

عاشق شدم ، گفتند دروغ است

گریستم ، گفتند بهانه است

خندیدم ، گفتند دیوانه است

دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم !

« دکتر علی شریعتی »

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۸/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

مرا کسی نساخت.خدا ساخت
نه آنچنان که “کسی می خواست”
که من کسی نداشتم
کسم خدا بود.کس بی کسان
او بود که مرا ساخت آن چنان که خودش خواست.
نه از من پرسید و نه از آن “من دیگر”م .
من یک گل بی صاحب بودم
مرا از روح خود در آن دمید
و بر روی خاک و در زیر آفتاب
تنها رهایم کرد
“مرا به خود واگذاشت”.

دکتر علی شریعتی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۹/ پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

ریحانه جون اینجا چه خبره ؟!
چقدر سخنان قشنگ از دکتر شریعتی
تشویق شدم برم یه سری از جملات زیبای ارد بزرگ رو اینجا بگذارم اما این کار برای بعد !
الان فقط می خواهم آیین برآزندگی از ارد بزرگ رو اینجا بگذارم چون خودم خیلی دوستش دارم

برآزندگان خواهند ساخت سرآیندگان از پس آن خواهند سرود و زمین آیندگان را بارور می سازند .

برآزندگان سپاه یاران خویش را تنها در آمدگان و زندگان نمی بینند .

برآزندگان گرما بخشند ، سخن و گفتار آنان راه روشن آیندگان است .

برآزندگان به گفتار سخیف و کم ارزش زندگی خویش را تباه نمی سازند .

برآزندگان چشم در دست پر از بذر خویش دارند و آسمانی که مهربان است صدای غرش باد هرزه گرد آنها را از راه خویش برنمی گرداند .

برآزندگان مست شرآب هزاران ساله تاریخ کشورخویشند سخن آنان جز آهنگ خیزش و رشد نیست .

برآزنده نمی گوید کیست ! او می گوید چیستی ؟ و از چیستت تو را به آسمانها می کشاند .

برآزندگان بدنبال دگرگونی و رستاخیزند ، رشد در کمینگاه راه های نارفته است .

برآزندگان شادی را از بوته آتشدان پر اشک ، بیرون خواهند کشید .

دارایی برآزندگان ، دلی سرشار از امید است به پهنه و گستره آسمانها .

کمر راه هم در برابر آرمان خواهی برآزندگان خواهد شکست .

برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است.

پرهای خون آلود برآزندگان نقش زیبای آزادی آیندگان است.

کجاست سینه کش کوهستان سرد و بلندی که گامهای برآزندگان را بر تن خویش به یادگار نداشته باشد ؟

برآزندگان دستی و دامنی برای کاشتن دارند ! تا کدام فرزند برداشت کند ؟…

ویرانه کاخ های برآزندگان هم ، هزاران گهواره امید بر بر بستر خویش دارد .

میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است .

چه فریست زندگی را آنگاه که : برآزندگان را نشناسی ؟ و در خود بپیچی ؟ .

ریحانه جون بزودی با کلی از جملات و سخنان ارد بزرگ بازخواهم گشت

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۰/ سیدولی حسینی  |  آذر  ۱۳۸۷

نظرات را که می خواندم دیدم بعضی ها سعی می کنند بازرگان را مخالف حضرت امام (ره) نشان بدهند در صورتی که بازرگان در اولین نطق خود موضعش را کاملا شفاف اعلام نمود این متن روایت تاریخی آن از سایت باشگاه است
[ در روز بیستم بهمن ماه مهندس مهدی بازرگان نخست وزیر دولت انقلابی، طی یک سخنرانی که در دانشگاه تهران ایراد کرد، برنامه دولت موقت را اعلام کرد. بازرگان در نخستین سخنرانی اش در برابر مردم گفت مأموریتی که رهبر انقلاب به من داده است، پرمخاطره ترین و سنگین ترین مأموریت در عمر ۷۱ ساله مشروطیت ایران است که به نخست وزیر ایران داده شده است. آنگاه بازرگان افزود: خطوط اصلی و وظایف دولت موقت به قرار ذیل است:
۱- احراز و انتقال قدرت
۲- ارائه و اثبات حقانیت (همان رفراندوم)
۳- احیاء و اداره و اصلاح مملکت
۴- انتخابات مجلس موسسان و ارجاع به آراء عمومی برای تدوین و تصویب قانون اساسی جدید
۵- انتخابات مجلس شورای ملی
۶- استعفا و تحویل کار به رئیس جمهور و دولت رسمی بعدی.]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۱/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

آتش و دریا
من با عشق آشنا شدم
و چه کسی این چنین آشنا شده است ؟
هنگامی دستم را دراز کردم
که دستی نبود.
هنگامی لب به زمزمه گشودم ،
که مخاطبی نداشتم.
و هنگامی تشنه ی آتش شدم ،
که در برابرم دریا بود و دریا و دریا…..!
« دکتر علی شریعتی »

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۲/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

از دیده به جای اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصّه که از قصّه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید
می رفت و دو چشم انتظارم بر راه
کان عمر که رفته ، باز چون می آید؟
با لاله که گفت حال ما را که چنین
دل سوخته و غرقه به خون می آید
کوتاه کن این قصه ی جان سوز ای شمع
کز صحبت تو ، بوی جنون می آید
« دکتر علی شریعتی »

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۳/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

شما :
ای گوش هایی که تنها گفتن های کلمه دار را می شنوید !
پس از این جز سکوت سخنی نخواهم گفت.
و شما :
ای چشمهایی که تنها صفحات سیاه را می خوانید !
پس از این جز سطور سپید نخواهم نوشت.
و شما :
ای کسانی که هرگاه حضور دارم بیشترم تا آنگاه که غایبم…
پس از این مرا کمتر خواهید دید !!
« دکتر علی شریعتی »

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۴/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

وقتی کبوتری شروع به معاشرت با کلاغها می کند پرهایش سفید می ماند، ولی قلبش سیاه میشود. دوست داشتن کسی که لایق دوست داشتن نیست اسراف محبت است ( دکتر علی شریعتی)

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۵/ پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

وااااااای جناب فاطمی چقدر جمله زیبا از شریعتی
نه دیگه گویا مجبورم من هم مثل شما که عاشق افکار شریعتی هستید من هم یه کاری بکنم
آخه من هم عاشق افکار و اندیشه های ارد بزرگ هستم :-*

(( بی شرم ترین فرامانروایان آنهایی هستند که ناکارامدی و اشتباهات خود را به مردم نسبت می دهند . ))

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۶/ پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

(( فرمانروایان بی خرد ، مردم را شاگرد خویش می پندارند .)) ارد بزرگ

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۷/ پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

(( مهم ترین رازهای نهان سیاست بازان ، چیزی جز پیگری اندیشه مردم کوچه و بازار نیست . )) ارد بزرگ

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۸/ پریسا آغداشلو   |  آذر  ۱۳۸۷

(( اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد. )) ارد بزرگ

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۹/ فاطمه گوارشکی  |  آذر  ۱۳۸۷

وقتی سخنان حکیمانه ارد بزرگ و جملات زیبای شریعتی هست چرا نکته های از اندیشه دکتر عبدالکریم سروش نباشد ؟!!!!!
من هم به ایشان علاقه وافری دارم پس وظیفه دارم رسم ادب را بجا آورم . انشالله خواهید پسندید .

روشنفکران دیندار, روشنفکرند چون به عقل مستقل از وحی باور دارند و از آن تغذیه می کنند و چراغ خرد در دست برای یافتن حقیقت و سوختن ظلمت روان اند. و دینداراند چون ایمان محققانه شان نه بر تقلید بنا شده است نه بر تعبد نه بر ارث نه بر جبر، نه بر هوس نه بر عادت، نه بر ترس و نه بر طمع. بل از دل سنجشی عقلانی یا تجربه یی روحانی برآمده است و مستمرا تطهیر و تکمیل می شود. روشنفکری دینی یک هویت سیال است چرا که خردورزی و حقیقت جویی و خرافه سوزی جز با سیلان همراه نیست. روحانی ندارد چرا که هر کس در آن مدرسه، روحانی خویشتن است. خانقاهی است به شیخ که شیخانی بی خانقاه در آن ساکن اند. دکتر عبدالکریم سروش

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۰/ فاطمه گوارشکی  |  آذر  ۱۳۸۷

روشنفکری دینی به حکم آنکه معرفت اندیش و تجربت اندیش است، ایدئولوژی هم نیست یعنی ایدئولوژی گزینش گر و حرکت اندیش و اسلحه تراش. دکتر عبدالکریم سروش

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۱/ فاطمه گوارشکی  |  آذر  ۱۳۸۷

روشنفکری دینی به درستی بر آن است که درک دینی گذشتگان همانقدر تحت تاثیر زمانه و متوازن با فرض های عصری شان بوده است که درک دینی امروزیان. و بر این باور است که هم رجال و نحن رجال. و آیا گذشته را فقط به دلیل قدمت، قداست نهادن، محض بی خردی و تیره رایی نیست؟ دکتر عبدالکریم سروش

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۲/ فاطمه گوارشکی  |  آذر  ۱۳۸۷

روشنفکران دیندار باید خود و طریقت خود را نیک بشناسند و حرمت بنهند و از لوم لائمان و طعن طاعنان نهراسند. چه ننگی دارد دلبستگی به پیامبران و پیروی از حکیمان و همنشینی با عارفان و همنوایی با مجاهدان؟ دکتر عبدالکریم سروش

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۳/ فاطمه گوارشکی  |  آذر  ۱۳۸۷

آسیبی و آفتی که روشنفکری دینی را تهدید می کند یکی جدی نگرفتن خویش و دیگری پوشیدن جامه های ناباندام است. این طریقه، نه ایدئولوژیک است نه فقهی، نه سنتی نه فرقه مذهبی و نه حزب سیاسی بلکه جراغ مصطفوی است با شرار معتزلی! . دکتر عبدالکریم سروش

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۴/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

اما چه رنجی است لذت ها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است تنها خوشبخت بودن! در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است ( دکتر علی شریعتی )

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۵/ محمد حسین فاطمی  |  آذر  ۱۳۸۷

دل های بزرگ و احساس های بلند، عشق های زیبا و پرشکوه می آفرینند ( دکتر علی شریعتی )

در نهان ، به آنانی دل میبندیم که دوستمان ندارند ، و در آشکارا از آنانی که دوستمان دارند غافلیم. شاید این است دلیل تنهایی ما … ( دکتر شریعتی)

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۶/ دانشجوی باتوم خورده  |  آذر  ۱۳۸۷

زنده باد آزادی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۷/ خدایی که شکست خورد  |  آذر  ۱۳۸۷

خدا رحمت کند
احمد کسروی را…

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۸/ پریسا آغداشلو   |  آذر  ۱۳۸۷

ریحانه جون سلام من لینک سایتت رو در وبلاگم گذاشتم

در ضمن می بینم آقای فاطمی و فاطمه خانم کلی مطالب قشنگ از شریعتی و سروش گذاشتن
باشه منم حالا یه جمله بسیار زیبا از ارد بزرگ تقدیمتون می کنم

(( آدمهای فرهمند و خودباور بدنبال کف زدن و به به گفتن دیگران نیستند آنها به شکوه و ارزش کار خود باور دارند . ))

http://parisaaghdashloo.bloghaa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

39. فربد خانلری  |  آذر  ۱۳۸۷

مهندس مهدی بازرگان یکی از شخصیت‌های برجسته در تاریخ معاصر ایران و از ستون‌های جریان نواندیشی دینی در ایران به شمار می‌آید که در سال‌های پایانی زندگی‌اش نیز همچون دوران جوانی و میانسالی پویا و پرکار بود و با نگاهی دیگر و طرح موضوعی تازه جریان نواندیشی دینی در ایران را به چالشی جدی فراخواند، و در شامگاه زندگی خویش، همچون بامدادی بر آسمان اندیشه در ایران طلوع کرد.
بازرگان در نخستین سال‌های دهه ۱۳۴۰ و در سال‌هایی که در زندان شاه به سر می‌برد، سخنرانی‌هایی را با عنوان «بعثت و ایدئولوژی»۱ ترتیب داد تا با وجود اندیشه‌های درخشان در دنیای نو بتواند براساس جهان‌بینی اسلامی به پایه‌ریزی یک ایدئولوژی بپردازد که در مبارزه با استبداد داخلی و استعمار خارجی به کار آید و پاسخی باشد به نیاز مردم، و بویژه دانشجویان و جوانان ایران که پس از گذشت چند سال از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در اندیشه دگرگونی تازه‌ای بوده و وضع موجود را بر نمی‌تابیدند. پس از چندی دکتر علی شریعتی پا به میدان نهاد، هرچند وی آغازگر اندیشه اسلام سیاسی یا نواندیشی دینی در ایران نبود اما به سرعت توانست به نبض تپنده این حرکت تبدیل شود. او از کارکرد و نقش دین به عنوان مهم‌ترین جزء سنت در ایران آگاهی داشت، از این رو در پیوندی شگفت انگیز با جامعه زمان خویش به نقد و بازنگری در اندیشه‌های دینی، آزاد‌سازی دین از بند جهل و ستیز با باورها و سنت‌های خرافی پرداخت (البته قصد داوری اندیشه‌هایش را ندارم ولی بی‌تردید همه آثار و اندیشه‌هایش سودمند نبودند) و سرانجام نیز به اسلام انقلابی رسید. شریعتی که انگار احساس می‌کرد به پایان همه راه‌های این جهانی رسیده است! با تزریق شور و هیجان به جامعه زمان خویش در آماده ساختن آن برای بر هم زدن وضع موجود سخت کوشید «تا سرانجام پیوند دین و دنیا در یک دگرگونی بزرگ انجام پذیرد» ولی مرگ زود هنگامش، این فرصت را به او نداد تا نتیجه اندیشه‌هایش را ببیند هرچند به عبارتی پیش از دیگران آن را دیده بود و درباره فردای آن نیز اندیشیده بود (در کتاب امت و امامت به این موضوع اشاره دارد)… اما بازرگان این فرصت را یافت تا در دگرگونی‌های آینده نقشی را عهده‌دار شود و همچنین مجال یابد به بازنگری و بازاندیشی پیرامون اندیشه‌های خویش بپردازد.
اگر نیک بنگریم، نخستین بار وی در سال ۱۳۶۴ و در جشن مبعث انجمن اسلامی مهندسین با عنوان «ناگفته‌های بعثت» به سخنرانی پرداخت و در آن سخنرانی موضوع حکومت یا مدیریت جامعه در چارچوب آیه بعثت و رسالت پیامبران را با دقت بررسی نموده پرسش‌های خویش را پیرامون این موضوع قرار داد. بازرگان با بسیاری از اندیشمندان ایرانی متفاوت است و تفاوت بارز او با دیگران نگاه کاربردی‌اش به موضوع‌های مختلف است و در سراسر زندگی‌اش کمتر به سراغ موضوع‌هایی رفت که در عرصه عمل به کار نیاید، و نسبت به موضوع‌هایی مانند تجدد، استبداد ستیزی و… حساسیت بسیاری از خود نشان می‌داد و از پرداختن به موضوع‌های نظری و فلسفی که چندان به کار جامعه نمی‌آمدند پرهیز می‌نمود، البته در سال‌های پایانی زندگی‌اش جستارهای نظری و فلسفی را در جهت حل مشکل‌های نظری و عملی به شدت جدی گرفت و پرسشگرانه‌تر از همیشه به نقد، بررسی و پژوهش پیرامون مسائل جامعه پرداخت، به این خاطر همواره از موثرترین اندیشمندان زمان خویش به شمار می‌آمد.
بازرگان سرانجام در سال ۱۳۷۱ و در جشن مبعث انجمن اسلامی مهندسین سخنرانی بسیار مهم و تاثیرگذار خویش را انجام داد، عنوان سخنرانی «آخرت و خدا، تنها برنامه بعثت انبیا» بود که واکنش‌های متفاوتی را در پی داشت. انجمن اسلامی مهندسین در تابستان ۱۳۷۲ نسخه‌ای از متن سخنرانی را برای برخی از اندیشمندان و صاحب‌نظران فرستاد تا نظر خویش را درخصوص متن سخنرانی ارائه نمایند و فراخوانی هم بود تا در سمینار نقد و بررسی این سخنرانی که در نیمه دوم سال ۱۳۷۲ برگزار گردید، شرکت کنند. و جالب‌تر آن است که دکتر عبدالکریم سروش روی برگ دعوتنامه انجمن اسلامی مهندسین برای شرکت در سمینار چنین نوشت: «دوستان عزیز، احتراما جزوه ضمیمه را مطالعه کردم. لب رأی ارائه شده در این دفتر را موافق حق و صواب یافتم و از آن بهره بردم و نشر آن را برای پیشگیری و بل درمان انحراف خطرناکی که در فکر دینی پیش آمد، سودمند می‌دانم. خداوند توفیق مولف بزرگوار این دفتر را در باز نمودن راه عدل و حق افزون‌تر گرداند.»۲ وی در سخنرانی خویش در مراسم درگذشت مهندس بازرگان نیز از نگرش تازه او سخن گفت: «بازرگان که خود روزگاری مفتون ایدئولوژی اندیشی دینی بود، با مرگ خود بر آن فکر مهر خاتمت زد. مرگ او نماد مرگ آن اندیشه است… »۳ بازرگان پس از سمینار نقد و بررسی سخنرانی‌اش، واژه «تنها» را از عنوان آن برمی‌دارد و در اختیار انجمن اسلامی مهندسین قرار می‌دهد و انجمن هم تصمیم می‌گیرد تا متن سخنرانی را همراه با نظرهای منتقدان و صاحب‌نظران منتشر کند و با وجودی که بازرگان تغییری در پیام و اصل سخنرانی نمی‌دهد، انجمن اسلامی مهندسین باز هم در خرداد ۱۳۷۳ متن سخنرانی را برای بررسی بیشتر از سوی صاحب‌نظران برای آنها ارسال می‌نماید! و به این ترتیب کتاب پس از درگذشت بازرگان منتشر می‌شود.
در کتاب «آخرت و خدا، هدف بعثت انبیا» موضوع انتظار از دین مطرح شده است و پرسش‌هایی درباره آن شکل گرفته است، که آیا دین برای دنیای بهتر آمده است؟ و بازرگان می‌کوشد با توجه به قرآن، آیات بعثت و رسالت پیامبران به بررسی موضوع بپردازد که آیا ادیان تنها برای ساختن دنیایی بهتر آمده‌اند یا به هر دو (دنیا و آخرت) نظر داشته‌اند و یا اینکه به خاطر خدا و آخرت آمده‌اند و در این صورت چه نظری نسبت به دنیای ما داشته اند؟… بازرگان در این باره می‌گوید: «… چنانچه آخرت و خدا را برنامه اصلی بعثت انبیا بدانیم و امر و اصلاح دنیا هدف و وظیفه ادیان الهی نباشد، دیگر ایراد و نقصی برای ادیان نخواهد بود که گفته شود در اصول و احکام دین، همه مسائل و مشکلات زندگی و دستورالعمل‌های جامع و کامل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی مورد نیاز جوامع وجود ندارد. یا بگوییم که یک ایدئولوژی صرفا دینی می‌تواند به لحاظ سیاست و مدیریت و اقتصاد یا به طور کلی دنیاشناسی و جهان‌بینی انسانی، فلسفی و فنی، کامل و کافی نباشد.»۴ و از جهت دیگر، نظری را که ادیان نسبت به دنیای ما دارند «محصول فرعی» می‌خواند. در جایی هم اشاره جالبی می‌کند: «موضوع دیگری که باید مطرح کنم این است که پیامبران برای تعلیم مسائلی آمدند که ما نمی‌توانستیم بدانیم «علم الانسان مالم یعلم» نه برای چیزهایی که به عقل‌مان می‌رسد. بشر که عقلش می‌رسد تا کره مریخ هم سفینه بفرستد، و تمام اسرار ژنتیک را کشف کند؛ راه درمان همه بیماری‌ها را بشناسد و از علوم مختلف در حد وسیع آگاه شود؛ مسائل حکومت و سیاست و اقتصاد وغیره را هم قادر است بفهمد…»۵ کتاب «آخرت و خدا، هدف بعثت انبیا»، کتاب چالش برانگیزی بود و هنگامی که منتشر شد بخش پایانی کتاب نقدهایی را از منتقدان دیدگاه بازرگان دربرداشت و پس از درگذشت او نیز مورد توجه دوستداران و اهالی اندیشه قرار گرفت (برای نمونه مجله کیان – در شماره ۲۸ – بخش‌هایی از سخنرانی بازرگان را منتشر کرد). اینک به برخی از نوشته‌ها و مقاله‌های انتقادی درباره این کتاب می‌پردازم، حسن یوسفی اشکوری یکی از منتقدان بود، به نظر او کسانی که غالبا سابقه فعالیت سیاسی و اجتماعی از منظر دین نداشته و از قدیم، با ورود دین به عرصه سیاست و حکومت مخالف بودند از طرح دیدگاه تازه بازرگان استقبال می‌کردند و کسانی هم می‌پنداشتند بازرگان گذشته خود را نقد و حتی نفی کرده که دو دلیل عمده داشته است: ۱/ تجربه پیوند دین و حکومت پس از انقلاب ۲/ سخنرانی دکتر سروش در مراسم درگذشت بازرگان و طرح دیدگاه تازه بازرگان در آن سخنرانی و در جمع انبوه دوستداران، یاران، شاگردان و طرفداران بازرگان، بدون اینکه اصل مطلب مورد نقد و چالش قرار گرفته باشد.۶ به باور نگارنده، چنین انتقادی درست نیست چون باید به خاطر داشته باشیم که سمینار نقد و بررسی سخنرانی بازرگان در چندین نشست انجام گردیده بوده و موافقان و مخالفان (البته تعداد موافقان در مقایسه با تعداد مخالفان بسیار اندک بوده است) پیش از انتشار متن سخنرانی نظر و رای خود را در حضور بازرگان به طور شفاهی (و سخنرانی) و کتبی اعلام کرده بودند و مقاله انتقادی جناب اشکوری در بخش پایانی همان کتاب موجود است و با توجه به این نکته چنین سخنی جای پرسش دارد، و اندیشه تازه بازرگان قبل از سمینار و در سمینار مورد نقدهای جدی قرار گرفته بوده است. همچنین در مقاله‌ای دیگر با عنوان «ثبات در اندیشه و عمل بازرگان»، دکتر علی اصغر غروی با بررسی کتاب‌ها و اندیشه‌های بازرگان کوشش می‌نماید تا آنجا که می‌تواند به مخاطب بفهماند که بازرگان تردیدی در اندیشه‌هایش نداشته و به لحاظ فکری با ثبات کامل روزگار گذرانیده (و من هنوز نمی‌دانم این نوشتار جانبدارانه از دکتر غروی تا چه اندازه به نفع بازرگان تمام می‌شود!) چنان که در یک عبارت می‌آورد: «مرحوم بازرگان در سال ۳۹ همان هدفی را برای انبیا ذکر کرده و بدان قائل است که در سال ۷۱»۷ اگر نگاه دقیقی به اندیشه بازرگان در سال‌های پایانی زندگی‌اش داشته باشیم، چنین سخنی چیزی بیش از یک شوخی نمی‌تواند باشد. باید توجه کنیم، سخنان بازرگان در مقایسه با اندیشمندان ایرانی از ابهام کمتری برخوردار است و دیدگاه تازه‌اش در سال ۱۳۷۱ بسیار روشن است و نیازی به تفسیرهای طولانی و تلاش برای کشف مقصود پدیدآورنده ندارد و پیام بسیار روشنی را در بر دارد. منتقد دیگر، دکتر حبیب الله پیمان با اشاره به این مطلب که بازرگان می‌گوید پیامبران درباره آنچه بشر با عقل خود نمی‌تواند از آنها سر در بیاورد، سخن گفته‌اند و به طور مستقیم به کارهای مربوط به سیاست و جامعه نپرداخته‌اند؛ چون خارج از ظرفیت عقل بشر نیست و به دو مقوله خدا و آخرت پرداخته‌اند که فهم آنها از عقل انسان بر نمی‌آید، چنین می‌گوید:«این گفته‌ها بر خلاف نظر برخی علاقه‌مندان بازرگان، در ادامه و مکمل نظریات قبلی نیستند، بلکه بیانگر یک «تجدیدنظر» اند. تجدیدنظری که اگر بازرگان با تامل و تحقیق کافی می‌پذیرفت، او را از مسیری که تا آن زمان پیموده بود، خارج و در جریان دیگری از تفکر دینی قرار می‌داد. »۸ و در ادامه می‌افزاید که نظر جدید بازرگان در ردیف اندیشه‌ها و آنچه از کتاب‌های پیشین او فهم می‌شود، قرار نمی‌گیرد. به خاطر دارم چند سال پیش درباره دیدگاه و رأی پایانی بازرگان با دکتر پیمان گفت‌وگو می‌کردم و ایشان مقاله‌ای از خودشان – با عنوان گفتارهایی پیرامون چالش میان سنت و تجدد۱ – را که در خرداد ۱۳۷۸ نوشته بودند در اختیار من گذاشتند و من هم آن را به دقت خواندم، در آن مقاله با انتقاد از دیدگاه بازرگان اظهار داشته بودند که جریان تجددخواهی دینی راه خود را می‌پیماید و نظر تازه بازرگان توانایی حل مشکل فکری این جریان را ندارد. اما نگارنده با نظر دکتر پیمان مخالف بوده و بر این باور است که اندیشیدن درخصوص دیدگاه تازه مهندس بازرگان بیش از همه برای نواندیشان دینی راهگشاست و می‌تواند آنان را از بن بست‌های خودساخته‌ای که گرفتارشان کرده است، رهایی بخشد اما گویا برای آنان دفاع از هویتی که برای خود برگزیده‌اند، از حرکت در مسیر عقلانیت و تلاش در جهت جست‌وجوی حقیقت شایسته‌تر است و همه توان خود را در این راه به کار بسته‌اند. به هر ترتیب موضوع دگرگونی در اندیشه‌های مهندس بازرگان مهم‌ترین موضوعی است که از سال ۱۳۷۱ تا به امروز ذهن اهالی اندیشه را به خود مشغول داشته و برخی نیز، بر اساس سخن بازرگان در پاسخ به منتقدان در آخرین نشست سمینار نقد و بررسی سخنرانی‌اش که گفت تجدیدنظری در گفتارش نکرده است۹، این بخش از سخن او را برجسته می‌سازند اما توجه ندارند بازرگان همان جا ما را متوجه سخنان پیشین خود درباره همان موضوع کرده؛ نخست به سخنرانی‌اش در سال ۱۳۶۴ (ناگفته‌های بعثت) و سپس به سخنرانی دیگری (انگیزه و انگیزنده) پیش از انقلاب اشاره می‌نماید و جای ابهامی را باقی نمی‌گذارد. این اندیشه از سال‌ها پیش ذهن او را مشغول ساخته بوده است و آرام آرام شکل بهتری یافته و در سخنرانی سال ۱۳۷۱ به طور محکم طرح شده است، چنان که خودش هم گفته ریشه‌های آن را می‌توان در دو سخنرانی‌ای که به عنوان نمونه آورده، جست‌وجو کرد.
اما یکی از نکته‌هایی که در زندگی مهندس بازرگان به خوبی دیده می‌شود و جای اندیشیدن بسیار دارد، سالم زیستن و اخلاقی زیستن اوست که در رفتار، گفتار و پندار او نیک می‌درخشد و مشخص است. بازرگان در کار روشنگری و روشنفکری نیز صداقت و درستی خویش را نشان داد که خودش بهتر از هر کس می‌دانست، آنچه در سخنرانی «آخرت و خدا، تنها برنامه بعثت انبیا» بر زبان می‌آورد، چالشی بزرگ می‌آفریند اما هنگامی که برای نتایج تازه اش از سال‌ها پژوهش و اندیشه ورزی استدلال مناسبی فراهم آورد بدون درنگ و بدون هیچ گونه مصلحت اندیشی سخن خویش را مطرح کرد و البته نه خود را و نه سخن خود را حقیقت کامل نپنداشت و در نشست‌های پی در پی شنونده سخن منتقدان و مخالفانش بود، سرانجام نیز در نشست پایانی بر درستی رأی و نظر خویش تاکید نمود… گاهی برخی افراد می‌گویند با اظهارنظرهایی که او در پایان عمر خویش کرد از باورها و عقاید دینی خویش برگشت، ولی چنین سخنی به هیچ روی باورکردنی نیست و این ادعا بیش از هر چیز ساخته ذهن افرادی است که او را خوب نمی‌شناختند زیرا از نظر دوستان و نزدیکانش چنین سخنانی واقعیت ندارد و طرح اینگونه موضوع‌ها بیشتر برای دور نمودن ذهن افراد از موضوع اصلی، کاربرد دارد؛ تا نگاه و رویکرد تازه بازرگان درست فهمیده نشود و با ارائه نمودن تصویری نادرست از او، اندیشه‌اش را نیز بی‌اساس و بی‌اعتبار نشان دهند…
به هر شکل بازرگان در آغاز یک دگرگونی فکری بزرگ چشم از جهان فرو بست و این بار، نخستین گام‌ها را، به عبارتی تنها، و شاید به گونه‌ای بی‌همراهی همراهان قدیم برداشت و این آخرین حماسه مردی بود که یک عمر کوشید تا در مسیر عقلانیت گام‌بردارد.
متن بالا نوشته ایی بود از : محمد صادقی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۰/ رضا نوری  |  آذر  ۱۳۸۷

این اشتباست
شما برای آنکه به یک روال درست از اندیشه های متفکرین دست یابید باید افکار متضاد را در اینجا به نمایش بگذارید حال آنکه بازرگان ، شریعتی ، چمران و سروش همشون از یک فرقه هستند از ایدولوژی اسلامی شروع کرده اند تا به امروز که در حال تبدیل اون به صوفی گری هستند . تنها کسی که دارای نگرشی خلاف این جریان است ارد بزرگ می باشد که متاسفانه بغیر از چند عقیده کوتاه از او مطلب جا افتاده ای همانند جاده ابریشم و یا کهکشان بزرگ اندیشه و قاره کهن را اینجا ندیدیم

مطلب زیر را ببینید :

بازرگان سرانجام در سال ۱۳۷۱ و در جشن مبعث انجمن اسلامی مهندسین سخنرانی بسیار مهم و تاثیرگذار خویش را انجام داد، عنوان سخنرانی «آخرت و خدا، تنها برنامه بعثت انبیا» بود که واکنش‌های متفاوتی را در پی داشت. انجمن اسلامی مهندسین در تابستان ۱۳۷۲ نسخه‌ای از متن سخنرانی را برای برخی از اندیشمندان و صاحب‌نظران فرستاد تا نظر خویش را درخصوص متن سخنرانی ارائه نمایند و فراخوانی هم بود تا در سمینار نقد و بررسی این سخنرانی که در نیمه دوم سال ۱۳۷۲ برگزار گردید، شرکت کنند. و جالب‌تر آن است که دکتر عبدالکریم سروش روی برگ دعوتنامه انجمن اسلامی مهندسین برای شرکت در سمینار چنین نوشت: «دوستان عزیز، احتراما جزوه ضمیمه را مطالعه کردم. لب رأی ارائه شده در این دفتر را موافق حق و صواب یافتم و از آن بهره بردم و نشر آن را برای پیشگیری و بل درمان انحراف خطرناکی که در فکر دینی پیش آمد، سودمند می‌دانم. خداوند توفیق مولف بزرگوار این دفتر را در باز نمودن راه عدل و حق افزون‌تر گرداند.»

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۱/ ایران بانو   |  آذر  ۱۳۸۷

سلام و عرض ارادت بانوی ایرانی….
مقایسه فراگیری است به نظرمن باید از هرکدام برداشتی درخور مسیری که خواهان پیمودن آن هستیم را باید برگزینیم: برای من مفهوم شریعتی روشنفکری اسلامی مدرن است اما به شرط اینکه چون خود ایشان در مذهب ذوب نشویم! اُرد بزرگ به نظرمن ایده آلیست سنتی! و وطن پرست است. درمورد چمران دور تسلسل باطل است چون ذوب در ولایت مشی اوست! دکتر سروش روشنفکر مدرن محافظه کار است و ردرمورد مهندس بازرگان نظری ندارم
بانوی ایرانی سپاس

http://elamiyeh.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

42. نسل من نسل پویای ایران  |  آذر  ۱۳۸۷

هر نسل و اجتماعی بنیان های فکری و اندیشه ای خود را مدیون بزرگان و اندیشمندان نسل خود است. این درست نیست که فکر کنیم نسخه ای که شریعتی بازرگان و چمران در زمان خود نوشته اند به درد روزگار ما میخورد در اینجا با احترام به طرفداران عبدالکریم سروش اما فکر میکنم دیدگاههای ایشان هم شامل مرور زمان شده و به درد شعارهای مبارزاتی وطن فروشان مقیم خارج میخورد آنچه مرا به نوشتن این نظر شویق نمود مطالعه جامع و کامل در اندیشه های ارد بود که به نظر من دوای درد نسل ماست . امیدوارم در مورد ایشان با تحقیق و مطالعه نظر دهید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۳/ پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

آقای عباس عبدی مقاله ایی نگاشته با عنوان ” دولت تحصیلدار و فرهنگ در ایران ” ، در پاسخ او متنی نوشتم که در قسمتی از آن به نظریه بقای یک حکومت از دیدگاه ارد بزرگ هم اشاره می کنم .
آن را اینجا بگذارم شاید پسندیدید :

ارزش فرهنگ و چگونگی نگاه به آن گویا در زمانهای مختلف متفاوت است!
وقتی حاکمیت بر اسب مراد سوار است فرهنگ محجور باقی می ماند و وقتی آلارمهای هشدار دهنده روشن می شود نگاه به فرهنگ بسیار شتاب آلود و مضحک می نماید …
تصور من بر این است که نگاه به فرهنگ از دریچه خواستها و ملزمات سیاسی بررسی می گردد و این بسیار سخت افزاریست حال آنکه این بخش نیاز به آرامش بسیار دارد تا تولید کننده مثبتی در نهایت برای رشد همگانی گردد وقتی ما در هر سال شاهد دهها شوک به شکل های مختلف هستیم ( اقتصادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی …) مسلما نمی توانیم برنامه بلند مدت فرهنگی اجرا کنیم .

مدیران کلان کشور تقویم قمری را گذاشته اند مقابلشان و طرح های فرهنگی می دهند ! یعنی از این عید مذهبی به آن سوگ مذهبی و از این ولادت به آن شهادت ! این برای ایشان یعنی فرهنگ ! .
بزرگترین دستگاه تبلیغاتی نظام بجای فرهنگسازی در امور ابتدای زندگی خانواد گی ، اجتماعی و… ما دستگاهی است که دقیقا در حال تکرار مظاهر انجام شده هر ساله سال پیش است ! هر سال باید تمام شبکه ها در محرم و صفر در اختیار مداحان باشد و ماههای رمضان برنامه های سال قبل و یا با همان شیوه ها ! حالا هم که بحث حج افزوده شده و الا آخر…
دانشجوی ما ، جوان ما آیا منتظر این برنامه ها می نشیند تا فرا برسد و او هم به ساز چنین برنامه های برقصد ؟ خیر ، به هیچ وجه !
نمی خواهم زیاد وارد این بحث بشوم
چون برای حل این معضل بزرگ احتیاج به یک اصل ۴۴ البته در حوزه فرهنگ هستیم ! .
حل نقص ها آیا امکان پذیر است ؟

ارد بزرگ در نظریه ایی جان جریان را می گوید :

شواهدی که نمایشگر ماندگاری و جوانی نظام سیاسی هستند :

۱- همبستگی و از خود گذشتگی ملی بین توده
۲- همراهی اهل فرهنگ و اندیشه با دستگاه اداره کشور
۳- بالندگی و پیدایش اهل خرد
۴- گردش نخبگان در اداره کشور بدون چالش گسترده داخلی
۵- مهم بودن رخدادهای درونی کشور برای مردم
۶- رشد سرودهای حماسی و ملی
۷- امید به آینده نزد توده مردم
۸- مردم اداره کنندگان کشور را پیشرو و پاک می بینند
۹- بها دادن به هم دیگر برای اداره کشور بر اساس تواناییها
۱۰- در اندیشه جوانان ، قهرمانان زنده و در زمان حال هستند .
۱۱- دلگرمی همگانی نسبت به گذشتن از چالش های پیش روی کشور
۱۲- پرهیز جوانان از گوشه نشینی و انزوا
۱۳- همراهی مردم با نخبگان دستگاه فرمانروایی

شواهدی که نمایشگر فروپاشی و پیری نظام سیاسی هستند :

۱- رشد هزل و جک بین مردم
۲- رشد بی تفاوتی بین هنرمندان و اهل فرهنگ نسبت به دستگاه اداره کشور
۳- منزوی شدن خود خواسته اهل خرد
۴- سردی همگانی نسبت به رخدادهای سیاسی کشور
۵- مهم شدن تحولات برون مرزی برای مردم
۶- پناه بردن به غزلیات و شعر های بی بنیاد و سکر آور
۷- عدم امید به آینده نزد توده
۸- لکه دار شدن بزرگان و سروران توده ملت ( آنهایی که زمانی توانایی بسیج همگانی را داشته اند )
۹- رشد طایفه گری در درون سیستمهای اداری و خصوصی کشور
۱۰- پناه بردن جوانان به ابرمردان تاریخ برای پوشش ضعفهای زمان خودشان
۱۱- نگاه شک آلود و تیره مردم به رخدادهای کشور
۱۲- رشد گسترده صوفی منشی
۱۳- سیر قهقرایی و دشمنی بین نخبگان مورد تایید ساختار سیاسی و توده مردم

خاطرم هست شما قبلا صحبتی در مورد فرو پاشی اجتماعی کردید و بسیار تحت فشار قرار گرفتید لذا شاید درست نباشد از شما دوباره در مورد برآینده تحولات امروز ایران در آینده چیزی بپرسم .
ممنونم که مطالبم را خواندید
آرزوی سلامتی و بهروزی برایتان دارم

اصل مقاله آقای عباس عبدی و پاسخم را در آدرس زیر می توانید ببینید :
http://parisaaghdashloo.bloghaa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

44. یاسر ایمانی  |  آذر  ۱۳۸۷

فکر می کنم خیلی از خوانندگان نمی دانند ریشه بازرگان ، شریعتی و چمران نهضت آزادی است خاطرات دکتر ابراهیم یزدی دبیر کل نهضت آزادی ایران که در سایت رسمی مصطفی چمران به آدرس زیر موجود است :

http://www.chamran.org/archive/news/50
به نکات جالب می رسم و آن نکات عبارتند از :

۱- اعضای نهضت آزادی مورد حمایت یک کشور اجنبی عربی مثل مصر بوده اند و با کمک مصریها عملیات چریکی و نظامی می دیده اند !
۲- افرادی مانند چمران در مصر آموزش دیده و آماده عملیاتهای مسلحانه می شوند.
۳- معرف چمران به موسی صدر در لبنان برای اداره مدرسه نظامی و کار کردن در لبنان مهدی بازرگان بوده است.

برای همین گوشه ایی از حرکت حزبی آنها را با هم می خوانیم :

” پس از تشکیل نهضت آزادی ایران توسط، مهندس مهدی بازرگان، دکتر یدالله سحابی، و آیت الله سید محمود طالقانی در اردیبهشت ۱۳۴۰ در داخل کشور، به پیشنهاد دکتر شریعتی از پاریس نهضت آزادی ایران در اواخر خرداد ۱۳۴۱ در خارج از کشور تشکیل و اولین شورای نهضت در خارج از کشور با حضور قطب زاده ـ چمران ـ یزدی ـ پرویز امین ـ شریعتی تشکیل شد و بی سر و صدا نسبت به عضوگیری نیروهای ملی و مذهبی پرداخت. پس از سرکوب قیام ۱۵ خرداد توسط رژیم پهلوی، جمعی از فعالان جهت دیدن دوره های ویژه ای به مصر و الجزایر اعزام شده و در تیرمـاه ۱۳۴۳ ـ چمـران ـ یـزدی ـ پرویـز امیـن ـ بهـرام راستین ـ علی شریعتان با عزیمت به قاهره به دیدن آموزش های تئوریک سازماندهی جنگ های چریکی و نظامی ـ کارهای انفجاری ـ تیراندازی با اسلحه های مختلف می پردازند. در ۹ ژانویه ۱۹۶۴ اولین جلسه آشنایی هیأت ایرانی تحت عنوان نمایندگان سازمان (سماع) سازمان مخصـوص اتحـاد و عمـل با نمایندگان جمال عبدالناصر تشکیل و موافقت نامه ای جهت برگزاری دوره های نظامی و چریکی توسط اعضاء سماع و سایر کسانی که توسط این سازمان معرفی گردیده به امضاء رسید. چمران پس از طی دوره های مختلف نظامی و فنون چریکی در تابستان ۱۳۴۳ به آمریکا باز گشت. در سال ۵۰ امام موسی صدر در سفری به تهران ضمن ملاقات با مهندس بازرگان و گزارش خدمات در لبنان از تشکیل یک مدرسه در شهر صدر خبر می دهد و از ایشان تقاضای معرفی یک مهندس مجرب جهت اداره مدرسه را خواستار می شود. مهندس بازرگان، چمران را معرفی می نماید. پس از تماس امام موسی صدر با چمران این امر مورد قبول چمران واقع شده و چمران مجدداً همه چیز را رها کرده و به سوی لبنان رهسپار می گردد. بعد از پیروزی انقلاب، چمران به ایران بازگشت تا تمام تجارب گرانبهای خود را که با از دست دادن همه نعمت های دنیوی اعم از شغل و منصب و زن و فرزند به دست آورده بود در اختیار انقلاب قرار دهد. ورود او با استقبال مهندس بازرگان روبرو گردید و او را به عنوان معاونت نخست وزیری در امور انقلاب و پس از مدتی به عنوان وزیر دفاع دولت موقت انتخاب نمود.”

فقط یک سئوال دارم و آن سئوال این است که کسانی که با کشوری اجنبی برای براندازی در درون کشور خویش هماهنگ می شوند و کمک دریافت می کنند چه می گویند ؟

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۵/ فرهاد  |  آذر  ۱۳۸۷

درود بر شما ریحانه ی گرامی

کاریزما بودن ابدا به معنای محق بودن نیست که آدولف هیتلر یکی از بزرگترین رهبران کاریزمای تاریخ است.

از میان شخصیتهایی که نام بردید من تا حدودی شریعتی را می شناسم که او را هم چیزی بیشتر از یک رپاکار و پوپولیست با گفته هایی عوامفریبانه نمی دانم.

متاسفانه روشنفکران ما یا گروهی که بدین نام اشتهار داشتند, ظرف چند دهه ی گذشته بزرگترین آسیبها را به پیکره ی این کشور وارد ساختند.

همواره سرافراز و پیروز باشید
پاینده ایران

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۶/ نسیم  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام .. ممنون .. “ارزش استاد را دانستن هنر نیست ، بلکه بایستگی و وظیفه است . ارد بزرگ”

http://nasim76.persianblog.ir

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

47. آزیتا سرافرازی  |  آذر  ۱۳۸۷

دوست عزیز سلام

بحث جالبی را راه انداخته اید که با توجه به جمع نظرات میشود به یک نتیجه گیری خوب دست یافت

به نظر من هر ایرانی که به نیای کهن خود کوروش کبیر اعتقاد دارد و خود را از سلاله پاک او میداند باید پیرو راه و اندیشه های کسی باشد که به ایران باستان نظر داشته باشد و ایرانیان باستان را نیک بشمارد

آیا در اسامیکه در اینجا آورده اید و حتی اسمهایی که در این لیست نگنجیده است میهن پرست تر از ارد بزرگ سراغ دارید؟
اگر در پاسخ تردید دارید پیشنهاد میکنم به سراغ منابعی که از افکار ایشان موجود است بروید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۸/ بهمن سرمدی  |  آذر  ۱۳۸۷

این بحث باعث روشنگری در قشر جوان می شود مخصوصا جوانانی که در خارج از کشور مشغول تحصیل و یا کار می باشد و دست رسی آنها به اندیشمندان داخلی کمتر است و در مقابل سوالات بیگانگان به مشکل بر میخورند حال اگر این بحث بصورت یک بحث علمی مطرح و بدور از جنجال بسیار جالب است باعث روشنگری ایرانیان می شود

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۹/ طیبه شجاع پور   |  آذر  ۱۳۸۷

نظر به اینکه گروهی از نظر دهندگان نسبت به مهندس بازرگان کم لطفی نموده اند باید به مطالبی در این رابطه اشاره کنم

بیش از صد عنوان کتاب و مجموعه مقاله در زمینه های مذهب و سیاست و علم، سالها مبارزه سیاسی با استبدادگران و مقابله با دیکتاتوری چه در رژیم شاهنشاهی و چه پس از انقلاب، تحمل سالها زندان در رژیم شاه و تهمت ها و توهین های فراوان پس از انقلاب، اداره کشور در بدترین شرایط، ثبت چندین اختراع و کمک به جریان صنعت و علم در داخل کشور و … از جمله نتایج عمر پر از فراز و نشیب این انسان وارسته به حساب می آیند.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۰/ سیروس شعبانی  |  آذر  ۱۳۸۷

من نظرم فقط بازرگانه چون میدونم چه کارهایی برای ایران کرد

من مطمئنم که خیلی ها چون شما و من خاطرات خوشی از مرحوم بازرگان به یاد دارند و از او به عنوان یک انسان مسلمان و وراسته یاد می کنند.
روح پر فتوحش در آرامش و یادش گرامی باد.
با تشکر از شما

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۱/ مهین ثابت  |  آذر  ۱۳۸۷

بین این ۵ نفر دکتر سروش مهجور مونده شاید هم اطلاعاتتون ناقصه پس بهتره اینو بخونین

دکتر عبد الکریم سروش که نام قبلی وی حسین حاج فرج دباغ بوده است و سپس به این اسم تغییر نام داده است، در سالهای اولیه انقلاب اسلامی به عنوان یک شخصیت علمی طرفدار انقلاب و دین مطرح گردید و در مناظره های متعددی در برابر مارکسیستها به دفاع از اسلام پرداخت. (مانند مناظره مستقیم با احسان طبری رهبر فکری حزب توده و فرخ نگهدار رهبر فکری چریکهای فدائی اکثریت که در کنار استاد آیت الله مصباح حضور پیدا کرد. و در آن دوران آثار مفیدی مانند نهاد ناآرام جهان، (گماتیسم نقابدار، علم چیست، فلسفه چیست) تفسیر خطبه متقین، و غیره از ایشان منتشر گردید. و در دانشگاهها و مجامع علمی کشور شهرت زیادی پیدا کرد. اما متأسفانه کم کم رگه های انحراف فکری در افکارش پدیدار گشت تا جایی که در شرایط فعلی به عنوان یکی از چهره های شاخص سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) و پلورالیزم دینی (کثرت گرایی و نسبیت در دین) و مخالف جمهوری اسلامی با ساختار ولایت فقیه، شناخته می شود

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۲/ ع.سهرابی   |  آذر  ۱۳۸۷

اینو بخونید و ببینید اندیشه باز یعنی چی
پروردگارم ،مهربان من

از دوزخ این بهشت، رهایی ام بخش!

در اینجا هر درختی مرا قامت دشنامی است

و هر زمزمه ای بانگ عزایی

و هر چشم اندازی سکوت گنگ و بی حاصلی …

در هراس دم می زنم

در بی قراری زندگی می کنم

و بهشت تو برای من بیهودگی رنگینی است

من در این بهشت ،

همچون تو در انبوه آفریده های رنگارنگت تنهایم.

“تو قلب بیگانه را می شناسی ، که خود در سرزمین وجود بیگانه بودی”

“کسی را برایم بیافرین تا در او بیارامم”

دردم ، درد “بی کسی” بود

« دکتر علی شریعتی»

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۳/ فرشید شمیرانی  |  آذر  ۱۳۸۷

ار مورد مهدی بازرگان باید بگویم که من جدیدا کتاب خاطرات ایشان را مطالعه میکنم. متاسفم که انسانی وارسته و مسلمانی آگاه و روشنفکر را از دست دادیم و روح بزرگش هنگام زنده بودن شناخته نشد. برایم جالب است که من هم مثل ایشان ۸ سال در کشور فرانسه و شهر نانت که ایشان تحصیل کرده آنجا بودم و در مقابل مقایسه زندگی اجتماعی فرانسویان با ایرانیان و نقطه ضعفهای ملت ایران دقیقا نظر ایشان را دارم. در مجموع مسلمان برگزیده و خوبی بود که قدرش ناشناخته ماند . من هر روز برای شادی روح این بزرگ مرد فاتحه می فرستم.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۴/ دکتر شهناز خاتمی  |  آذر  ۱۳۸۷

از نظرات دوستان دیگر استفاده کردم مناسب دیدم این را هم اینجا بیاورم نظریات ارد بزرگ در مورد رسانه که از وب سایت دکتر شهناز خاتمی برداشت شده است .

{ رسانه ها دارای کارکردی بسیار گسترده هستند و نمی توان به ساده گی از آنها گذشت .
در طی زندگی عدم شناخت درست قابلیت و نوع عملکرد دستگاه رسانه موجب می شود همواره دچاره پاردوکسی ذهنی باشیم بین حقیقتی که شنیده ایم و باور داریم و آنچه از رسانه ها می شنویم و می بینیم .
بهترین وجه تمایز بین عوام و خواص شاید همین جا باشد ، خواص با دیده شک و تردید به اخبار رسانه می نگرند و عوام در کوتاه مدت اندیشه خود را هم به رسانه می سپارند ! و همواره در حال گول خوردن هستند البته با پچ پچ کردن های اجتماعی خود در نهایت پی به اصل جریان می برند و صد البته آن گزارش دروغ کار خود را انجام داده و دیگر نمی شود جریانی مرده را زنده کرد .
برای شناخت بشتر دستگاه رسانه و قابلیتهای آن ” نظریه رسانه ” ارد بزرگ را پیشکش می کنم که بسیار موجز و عمیق آن را شکافته است نظریه به دو بخش تقسیم می شود با عناوین :
رسانه می تواند
رسانه نمی تواند
که در هر بخش توان و ناتوانی رسانه بررسی شده است :

رسانه می تواند

۱- رسانه می تواند در کوتاه مدت موجب شجاعت و یا ترس همگانی گردد .
۲- رسانه می تواند نشان دهنده فر و یا بیچاره گی یک کشور در گستره جهانی باشد .
۳- رسانه می تواند ذهن مردم را آرام و یا دگرگون و در هم بریزد .
۴- رسانه می تواند گزارش های دروغ و رویدادهای غیر مستند را هم در میان اخبار درست به خورد آدمیان دهد .
۵- رسانه می تواند با بستر سازی سیاه ، موج های همگانی ایجاد نموده و برای کسانی اسباب رشد یک شبه را فراهم سازد .
۶- رسانه می تواند اموری همانند مراسم های سنتی و یا بزم های همگانی را کاهش و یا گسترش دهد .
۷- رسانه می تواند در کوتاه مدت ابله ترین آدمیان را روشنفکر و روشنفکران را خانه نشین بنماید .
۸- رسانه می تواند ابزاری باشد برای همبستگی و یا جدایی طلبی در یک کشور .
۹- رسانه می تواند موجب افزایش آگاهی های شهروندی گردد .

رسانه نمی تواند

۱- رسانه نمی تواند عشق و خواست های میهنی مردم را نابود و یا حتی سبک بشمارد .
۲- رسانه نمی تواند برای همیشه اسطوره ها و بزرگان یک کشور را نادیده بگیرد .
۳- رسانه نمی تواند در بلند مدت ، راستی حقیقتی را پنهان و دروغی را راست جلوه دهد .
۴- رسانه نمی تواند برای همیشه آدمهای ناشایست را شایسته جلوه دهد.
۵- رسانه نمی تواند یک خواست همگانی را برای همیشه کم اهمیت جلوه دهد .
۶- رسانه نمی تواند خواهان پس رفت خواسته های مردمی باشد .
۷- رسانه نمی تواند گریزگاهی برای سردمداران یک کشور به خاطر انجام ندادن درست کارهای آنان باشد .
۸- رسانه نمی تواند خشونت و بخشش بی اندازه از خزانه کشور را توجیه کند .
۹- رسانه نمی تواند خودکامگی و پستی هیچ گروه و دسته ایی را پنهان سازد و سعی برای انجام آن رسوایی به بار می آورد .

نظریه رسانه ارد بزرگ به ما می گوید : رسانه می توانند بال پرواز و رشد یک کشور و یا به عکس غل و زنجیری برای کتمان حقیقت باشد .
لذا بر ماست که همواره هیچ خبری را بی تحقیق و تامل نپذیریم … }

منبع : وب سایت دکتر شهناز خاتمی
http://www.khatami.tut.ir

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

55. بیژن حسینی  |  آذر  ۱۳۸۷

خدابیامرزدشان…….زیادند آدمایی که برای ایران زحمت زیاد کشیدند و امروز مگر در سالگرد هاشون اسمی ازشون برده بشه……از اعضای دولت موقت و شهدای حزب بگیر تا کسایی مثل شهید تندگویان

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۶/ محدثه کرمانی  |  آذر  ۱۳۸۷

شما فقط نیایش شهید چمران را بعد از انتخاب شدن به عنوان نماینده بخونید و بعد قضاوت کنید
«خدایا، مردم آنقدر به من محبت کرده‏اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار کرده‏اند که به راستی خجلم و آنقدر خود را کوچک می‏بینم که نمی‏توانم از عهده آن به درآیم. خدایا، تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برآیم و شایستة این همه مهر و محبت باشم.»

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۷/ آذر محمدی  |  آذر  ۱۳۸۷

اغلب کسانی را که دیده‌ام در یکی دو هنر قدرتمندند. کسانی قادر به اندوختن دانش گسترده و ‏احتیاط بسیار در بکارگیری درست آنان هستند. این دوستان صاحب فضل اما فاقد بداعت‌اند. دوستانی ‏را هم دیده‌ام که آن نسبت بازیگوشانه را با مواد علمی برقرار می‌کنند. اما حاصل کار نوعی خام اندیشی ‏است بطوریکه مستمراً باید آنان را به مطالعه و دقت بیشتر نصیحت کنی. اردبزرگ اما در جمع آوردن این ‏دو استعداد اگر نگویم بی نظیر اما به جرات میتوانم بگویم کم نظیر هستند

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۸/ راه بزرگان  |  آذر  ۱۳۸۷

گوشه ای از وصیت نامه دکتر شریعتی
فرزندم ! تو می توانی « هر گونه بودن » را که بخواهی باشی ، انتخاب کنی. اما آزادی انتخاب تو در چهارچوب حدود انسان بودن محصور است. با هر انتخاب باید انسان بودن نیز همراه باشد وگر نه دیگر از آزادی و انتخاب سخن گفتن بی معنی است ، که این کلمات ویژه خداست و انسان و دیگر هیچ کس……

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۹/ سینا عبداللهی  |  آذر  ۱۳۸۷

این هم شاید برای آنانکه از سروش و بازرگان نوشتند جالب باشه

بخشی از پاسخ فرزند مهندس بازرگان به سروش و معجزه قرن ۲۱ قرآن

وی خطاب به سروش می‌نگارد: مصاحبه خبرنگار رادیو جهانی هلند با جنابعالی را که تحت عنوان «کلام محمد» منتشر شده بود، پس از مدتی از انتشار آن خواندم و استقلال رأی و شجاعت علمی شما را در بیان آنچه درست می‌پندارید ستودم، بی تردید نظریات شما در مواردی هم که خلاف باورهای عمومی است، از آنجا که حرکت آفرین و انگیزنده ایمان‌های آرام گرفته و ساکت است، باید مورد استقبال و استفاده قرار گیرد و صاحبان اندیشه را به میدان تضارب آراء و تبادل افکار فرا خوانده و در جدالی احسن و دعوتی حکیمانه به سوی حقیقت، فضای فرهنگی بسته و بی نور جامعه ما را گشایشی بخشد. ……….

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۰/ مریم عزیزی  |  آذر  ۱۳۸۷

میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند . اُرد بزرگ

این جمله به نظرم برای بیداری ما و شروع مبارزه بر علیه آنچه ملت ایران را به زوال میکشاند کافی است اگر خوب به معنای آن بیاندیشیم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۱/ شهامت  |  آذر  ۱۳۸۷

با اجازه طرفداران اندیشه شریعتی نقدی بر یکی از گفتارشان دارم که در اینجا می آورم
شریعتی وقتی از اختیار انسانی که از ۴ زندان نام برده شده آزاد می­شود صحبت می­کند باید توجه داشته باشد که این بحث در فلسفه بحث کاملا مطرحی است و در جایی اثبات نشده که انسان آزاد شده از آن ۴ زندان (وراثت، جامعه، تاریخ و نفس)دارای اختیار است. متاسفانه شریعتی به علت دغدغه اجتمای بسیار بالایی که داشته در برخورد با فلسفه و فیلسوفان که کمتر در عرصه­های اجتماعی و سیاسی فعال بوده­اند تواضع علمی بخرج نمی­دهد جمله معروف او در مورد فیلسوفان موید این مطلب است بالاخره باید قبول کرد که فلسفه بعنوان یک ابزار معرفتی در جایگاه خودش محترم است و این طور نیست که ما همه چیز و همه کس را به نسبت فعالیتهای اجتماعی سیاسیشان بسنجیم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۲/ علی موحد  |  آذر  ۱۳۸۷

گوشه ای از کتاب قران و مسیحیت نوشته مهدی بازرگان

« آیا به‌خاطر دنیا و آخرت بندگان و گسترش پرچم توحید و اسلام بین جهانیان، باید متوسل به‌تحمیل و اجبار یا به‌جدل و برهان شد؟ قرآن چنان واقع‌گرا و آزاداندیش است که می‌گوید خدا چنین تکلیفی بر شما نمی‌کند. هر ملت و امت را، با شریعت و آئینی که به‌او داده است، برای تقرب به‌سوی خالق در معرض آزمایش و تربیت قرار می‌دهد. می‌گوید اختلافات کلامی و دعاوی حقانیت و برتری را واگذار به‌قضاوت الهی در آن دنیا نمائید و در این دنیا به‌جای آن، اگر راست می‌گوئید، در خیرات و خدمات با یکدیگر مسابقه بگذارید».

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۳/ سیدصالح حسنی  |  آذر  ۱۳۸۷

من نمی این فرزندان پاک اسلام و فرزندان زهرا و علی (ع) چرا مشت محکمی تو دهن این آقای سروش نمیزنن اخوی بسه دیگه هر چی چرت و پرت گفتی به هر حال همه این تلاش ها برای تحریف اسلام در اذهان مسلمانان بی ثمر بوده و خواهد بود ولی برای مسلمانانی که به میزان ضرورت با اسلام ناب آشنایی داشته باشند و اسلام را از سرچشمه بگیرند، نه از گندآبها.
به امید آنکه جوانان عزیز و فرزانه که آینده سازان فکر و اندیشه اسلام اند،‌ با تدقق و تحقیق هر چه بیشتر در اسلام، راه را بر این تفکرات انحرافی ببندند و خود و جامعه خود را در راه رسیدن به کمال یاری نمایند

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۴/ کامران طبا  |  آذر  ۱۳۸۷

در پاسخ به آقای حسنی
نه اینطور که شما فکر می کنید نیست
خصوصا این گل فرمایشات اخیر سروش که به کل بی نظیره و هیچ همتایی حداقل در معاصرین نداره

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۵/ مصطفی مشایی  |  آذر  ۱۳۸۷

شهید چمران از جمله شهدایی است که اگر به درستی برای جوانان معرفی شود الگویی آنان در مراحل مختلف زندگی قرار خواهد گرفت.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۶/ رها محبوبی  |  آذر  ۱۳۸۷

رهبران گذشته و در گذشتگان را مخاطب قرار نمی دهم اما با مطالعه درست در اندیشه های ارد بزرگ و سروش به خوبی میتوان به تفاوت دو دیدگاه پی برد و در مورد جناب سروش باید گفت ما چگونه به این سیاسیون، روشنفکران،امید داشته باشیم، وقتی عمومشان مسخ‌شدگان هیبت پوشالی ساحران غربند و ترس مرگ لرزه بر اندامشان انداخته است و قبل از مرگ، از ترس مرگ مرده‌اند؟آیا بهتر نبود سروش به جای فرار و سنگر گرفتن پشت سر غربیان میماند و به جوانان درس ایستادگی میداد نه فرار

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۷/ محمود شکیبا  |  آذر  ۱۳۸۷

چرا یه جمع بندی کلی از اول نظرسنجی تا امروز نمی نویسی نظرات خیلی جالب و متفاوته

موفق باشید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۸/ داریوش صولتیان  |  آذر  ۱۳۸۷

ای آدمی‌زاد،
هر که باشی و از هر جا که بیایی،
و از آن ِهر زمانی که باشی،
زیرا می‌دانم خواهی آمد،
من کورشم،
که برای پارسیان این کشور پهناور را ساخته‌ام،
پس به این مشت خاک،
که تن مرا پوشانده، رشگ مبر

هر کس آرامگاه مرا ویران کند
اهورامزدا او را نابود کند

و من ایرانی آریایی از نسل کوروش سر تعظیم فرو میآورم بر مقام والای ارد بزرگ که به راستی میهن پرست و جنگاور است و سخنانش چراغ راه پارسیان

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۹/ شیرین زمانی  |  آذر  ۱۳۸۷

نمی ذانم چرا بعضی ها سنگ کسانی رو به سینه میزنند که از دنیا رفته اند و در زمان حیاتشان هم قدم مثبت و محکمی برای ایران برنداشته اند که اگر برمیداشتند اوضاع بدین منوال نبود

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۰/ ساعد رحیمی  |  آذر  ۱۳۸۷

مسلمانان احمق از نام شریعتی همواره به عنوان یک دانشمند بزرگ اسلامی یاد می کنند و افکار او را سخنان درست و مطلق میدانند و خلاصه از این مردک احمق برای خود بتی ساخته اند که گمان می کنند هیچ کس قادر به شکستن ان نیست!!!
اما او در جقیقت یک احمق متعصب با اطلاعات پایین و سوتی های بسیار بود!!
از کسی که می گوید واژه ی آریایی در معنی یعنی وحشی و نه نجیب زاده چه انتظاری می شود داشت؟؟
او در حقیقت کسی بود که تلاش می کرد به کتاب پوسیده و نفرت انگیز اسلام جلدی جذاب و مدرن بپوشاند و انرا در دست مردم عوام و احمق قرار دهد و بدین وسیله اسلام را جهانی و امروزی معرفی کند!!!
درست همان کاری که امروز آقای حسن رحیم پور طی سخنرانی های مکررش که چیزی جز فحاشی ٬ تحریف و دروغگویی نیست انجام میدهد!!!

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۱/ دوست تو  |  آذر  ۱۳۸۷

درود بر شما دوست عزیز

سپاس از اینکه نظرات خود را بیان می دارید. ولی دوست من کمی نرم تر سخن بگویید. اگر ما قرار باشد همانند مصدقیان, شریعتی پرستان و … ناسزا بگوییم که چیزی از آنها کم نداریم. ما ایرانی هستیم. سخن نیک می گوییم. و شمشیرمان اندیشه و زبانمان است. اما از آن در راه درست استفاده می کنیم. ما اینجا جمع می شیم و نظر می دیم. نقد می کنیم. اما نقد درست.

سپاس از تمام کسانی که نظرات خود را بیان کردند.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۹ – اکرم خیامی   – ایمیل  |  آذر  ۱۳۸۷

آنهایی که بدنبال ایجاد حاکمیتی بر اساس اندیشه های سید قطب و اخوان المسلمین هستند راه شریعتی را می روند / ۲- آنانیکه بدنبال ایجاد حاکمیتی نظیر کوروش هخامنش و اشک های اشکانی هستند بدنبال اندیشه های ارد بزرگ می روند / ۳- آنهایی که بدنبال حاکمیتی نظیر رژیم پاکستان می باشند بدنبال افکار مهدی بازرگان هستند / ۴- آنانیکه بدنبال باند حزب برتر اسلامی همانند حزب الله لبنان و حزب بعث سوریه هستند راه چمران هستند / ۵- آنهایی که بدنبال جلسات سخنرانی و شنیدن پند و اندرز باشند هم رو به سوی عبدالکریم سروش دارند . در مورد آخر حکومتی را نمی شود با آن ساخت و یا دید آنچه هست می تواند در هر قالبی از حکومتها قرار گیرد .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۸ – پیام   |  آذر  ۱۳۸۷

سلام. به نظر بنده این مقایسه مقایسه درستی نیست چرا که شرایط این بزرگان تفاوتهای ماهوی دارد. هر کدام در عرصه یی برجسته تر است شریعتی در تحول فکری بازرگان در سیاست پاک چمران فداکاری در اوج

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۷ – مینا  |  آذر  ۱۳۸۷

نظر قبلی مال من بود یادم رفته بود که اسم وبلاگم رو بنویسم فعلا بای [گل] اسم وبلاگ من minamehr.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

76 – علی سلامی  |  آذر  ۱۳۸۷

بدون هیچ توضیحی آقای بازرگان

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۵ – هادی     یکشنبه، ۲۴ آذر ۱۳۸۷ – ۱۳:۵
دکتر علی شریعتی یک اسطوره بود موفق باشی [گل]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۴ – مینا  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام واقعا دستت درد نکنه من در مورد این اشخاص باید بگم که هر کدام از آنها عزیزانی بودند که ارزش آنها قابل بحث نیست چون شاید افکار ما هرگز نتواند در مورد آنها بتواند بحث کند اما من در مورد خودم باید بگم من دکتر علی شریعتی را می گزینم .باز از یک چنین نظر سنجی ممنونم موفق باشی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۳ – روح الله احمدی  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام بر همه دوستان اهل ادب و هنر و مذهب و اندیشه ابتدا از اینکه خبر دار شدم و به اینجا کشیده شدم خوشحالم و از مسبب این امر کمال تشکر را دارم. راستش این عزیزان که همگی از نوابغ و اندیشمندان هستند قابل مقایسه با یکدیگر نیستند هر کدام در رابطه با موضوعی تحقیق میکردند و در شرایطی خاص خود می زیستند اینان همگی از اساطیر هستند اما هرکدا در بخش خاصی. و به نظر بنده این قیاس درست به انجام نرسیده است اما اگر بناست شخصی از بین این بزرگان منتخب شود بنده جناب دکتر علی شریعتی را برمیگزینم. از همگی شما ممنونم تا درود و دیداری دوباره
http://iranianpoets.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

72 – تینا حقوقی  |  آذر  ۱۳۸۷

نظرات دیگر هم میهنان هم برایم ارزشمند بود : دوستانی نظیر دکتر محمد حسن آزما ، جمشید سازگارا ، محمدرضا بهادری ، نگین آدمیت و … مهم این است که در فضایی پاک و آرمانی ، ارزیابی مناسبی از آن چه گذشته و مهم تر از آن نمایه فرا رویمان داشته باشیم . [گل]
http://bufsystem.persianblog.ir/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777

+

71 – تینا حقوقی  |  آذر  ۱۳۸۷

بانو خانم ممنون از این نظر خواهی جالب راستش اومده بودم فقط مطالبت رو بخونم اما می بینم این آقای عباس پیش از من در نظرش چند مورد خلاف واقع و دور از شان انسانهای آزاده بیان نموده که با اجازه شما چند جمله در پاسخ به ایشان می نگارم . جناب عباس به آمار گوگل اشاره کرده اید و درصد هواداران ، این گویای نگاه سطحی شماست چرا که کلمه زشتی همانند آن که شما گفته اید با نام مشاهیر هیچگاه سنجیده نمی شود ! هر یک جایگاهی دارد و مکانی ! اسامی مشاهیر نسبت به یکدیگر و نامهای زشت به همچنین . پس کار مدیر این مجموعه در ارایه آمار گوگل بسیار بدیع و مناسب است . در مورد دکتر شریعتی و چمران گفتید که جانشان را بخاطر آرمانهایشان دادند بد نیست بدانید بسیار بیشتر از آنها میهن پرستان ایران دادند و سرخی خون فروهرها همچنان درخشنده است . دیگر آنکه ارد بزرگ را پان ایرانیست لقب داده ایی !! ای دوست مگر شما در انتهای نوشته ات یا حق ننوشته ایی این است حق ؟!! که اندیشمند و متفکری بزرگ را که به کشور و سرزمینش بها می دهد را با چوب پان ایرانیست از میدان بدر کنی ؟! نخیر ایشان محبوب همه ایرانیان هستند و اصلا به کار تشکیلاتی و سیاسی که شما مد نظرتان است اعتقادی ندارند ، ارد بزرگ در جایی می گوید : میهن دوستی ، دسته و گروه نمی خواهد ! این خواستی است همه گیر ، که اگر جز این باشد باید در شگفت بود . پس انگ زنی کار آزادگان نیست چون من هم خیلی راحت می توانم به شما بگویم که از انصار حزب الله هستید !! آیا این درست است ؟! اما نه من این حرف را به شما نمی زنم و امیدوارم شما هم در طرفداری از همفکرانتان به بیراهه نروید . [گل]
http://bufsystem.persianblog.ir/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777

- محمد حسن  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام . اول اینکه فکرتون خیلی با ارزش و زیباست و کار زیبایی رو شروع کردی و من به نوبه خودم تشکر میکنم . دوم اینکه ارزیابی متفکرنی در این سطح رفیع همانند مقایسه گلهای زیبا در یک بوستان بسیار زیباست یعنی بوستان اندیشه و تفکر و عشق که هر کسی بر اساس مشام و احساس خود گلی را انتخاب می کند و آنرا می ستاید . امیدوارم شما هم در این بوستان جا بگیرید . موفق باشید [گل] [تحسین] [خداحافظ]
http://tebazma.persianblog.ir/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

69 – عباس  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام…استفاده از آمار گوگل خوب بود اما باید بدونیم آمار وسیله است نه دلیل مثلن اگر س-ک+س را سرچ کنیم بالا ترین آمار را دارد که دلیل قوت نیست …اما نظر:۱-دکتر شریعتی ابر مردیست که شناخت اندیشه هایش چندان سهل نیست به قول خود دکتر میان مذهبی ها مشهور به روشنفکر و ضد دینم و میان روشنفکران مذهبی ودگم …راستی چرا نوشته بودی به شدت مسلمان؟؟؟!!!!۲-ارد پان ایرانیسم هرگز جواب نمی دهد که اگر قرار بود جواب بده انقلاب بوجود نمی امد تلفیق مذهب و ملیت یگانه راه نجات ایران است ۳-بازرگان مظلومیت واژه کوچکی برای اوست کسی که خود را فدا کرد تا آرمان های یک ملت فنا نشود(که متاسفانه شد)۴-چمران اندیشه ورزی که در میدان عمل پا پس نکشید۵-سروش خسر دنیا والاخره… اما کلن شریعتی و چمران را بیشتر می پسندم چون از عزیز ترین چیز در دنیا (جانشان)به خاطر آرمانشان گذشتند…یا حق

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۸ – جمشید سازگارا  |  آذر  ۱۳۸۷

نکته جالب وبلاگ شما سود بردن از آمار گوگل است که برایم جالب بود به قول خانم پرستو در قسمت نظرات این خودش نوعی بها دادن به دموکراسی و مردمسالاریه چرا که تعداد یافته های گوگل به معنای تعداد بحث بیشتره . . . به این شکل در هر ساعت از شبانه روز به کلی از اطلاعات جمعی می توان رسید . یک نکته را هم حتما در نظر بگیرید دستگاههای رسمی اطلاع رسانی در ایران بسیار محدود از دکتر بازرگان و ارد بزرگ یاد می کنند و بدین شکل اینان بسیار کمتر به نسل تازه معرفی می گردند و شاید این خود یک بی عدالتی فاحش باشد . اما بهر شکل باز هم آمار این دو به مراتب جایگاه مناسبتری نسبت به بسیاری دیگر دارد .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۷ – محمدرضا بهادری  |  آذر  ۱۳۸۷

این پنج مرد هر یک بر دوش خود یک نسل را به پیش بردند . اینان محترم و عزیزند . خدا به شما خانم محترم به خاطر این محیط ارزشمند عمر طولانی و با عزت عطا نماید .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۶ – پیک  |  آذر  ۱۳۸۷

فکر می کنم سروش آن چه را لازم است بی پرده می گوید
http://www.noktehayenab.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

65 – حسین  |  آذر  ۱۳۸۷

خیلی دوست دارم چون پستت عالی
http://seaa.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

64 – برگ سبزی تحفه درویش  |  آذر  ۱۳۸۷

سروش ..چون ضد خود برخواست به نظرم جهاد بزرگی را انجام داد ..اما این قیل و قال کمی ..البته(کمی) بیهوده است چون تاریخ تاریک نمیماند تاریخ سامت نیست وووخود به آیندگان میگوید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۳ – محمد  |  آذر  ۱۳۸۷

کار جالبیه شریعتی به اعتقاد من فقط برای انقلاب کردن و به هم ریختن اوضاع مناسبه این آدم حرفهایی در مورد دمکراسی زده که من نسبت به آگاه بودنش نسبت به مسائل سیاسی و آشنا بودنش به ساختار قدرت در نظامات گوناگون شک می کنم. از شخصیت بازرگان هم خوشم می یاد و آخرین مطلب دکتر سروش درباره تجربه نبوی هم که در مکاتبه با آفای سبحانی آمده بود شدیدا منو تحت تاثیر قرار داد.
http://democracy.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

62 – اسما (خوزستانی )   |  آذر  ۱۳۸۷

نام ایران را هر که زنده کند دوستش دارم . همانگونه که نام خلیج فارس را دوست دارم . ارد بزرگ در قلب ما جا دارد [قلب]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۱ – ک.م.کمیل. روزنامهنگار  |  آذر  ۱۳۸۷

بیشتر از اصل موضوع نظرات دوستان جالب بود بازم سر می زنم که نظراتشون رو بخونم موفق باشید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۰ – وبلاگ جامعه مدنی  |  آذر  ۱۳۸۷

من به ازادی بیان معتقدم. به همین خاطر نظرم رامی دهم:درمورد شریعتی سخنی نمیگویم چراکه نظرم درمورداوممتنع است روبه منفی/درمورداردبزرگ اصلااورانمیشناسم/درمورد بازرگان او مرعوب بود ومرعوب مرد/درمورد سروش او امروز لائیک وکافرشده ودر جهت سلمان رشدی درحرکت است/درموردچمران او بزرگمردی بود دیندارودانشمند وفرهیخته اما چرا این اخری چمران رابا بقیه لائیکهایکی کردی
http://www.amirali822003.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

59 – نسیم  |  آذر  ۱۳۸۷

استاد محمد تقی جعفری را جا انداختی
http://1esfahani.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

58 – رضی  |  آذر  ۱۳۸۷

[گل] [خداحافظ] سلام ممنون از ابراز لطفتون آنانکه رفتند کاری حسینی کردند و آنانکه ماندند باید کاری زینبی بکنند وگرنه یزیدیند(دکتر شریعتی)
http://www.12mordad.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

57 – نگین آدمیت  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام بانوی ایرانی احساس کردم بجاست قسمتی از اعتقادات میهن پرستانه ارد بزرگ را برای دوستان اینجا بگذارم : میهن پرستی هنر برآزندگان نیست که آرمان آنان است . . . . . میهن پرستی ، همچون عشق فرزند است به مادر . . . . . برآزندگان و ترس از نیستی؟! آرمان آنها نیستی برای هستی میهن است . . . . . ابلهان در سرزمین های کوچک همواره سنگ کشورهای بزرگ را به سینه می زنند و هم میهنان خویش را تشویق به بخشش میهن و ناموس خود می کنند . . . . . آنهایی که از زادگاه خود می روند تا رشد کنند با سپری شدن روزگار می فهمند بزرگترین گنج زندگی را از دست داده اند و آن زادگاه و میهن است . . . . . صوفی مسلکان برای آنکه افکار اهریمنی خویش را گسترش دهند می گویند نیاز را باید از بین برد چون نیاز سبب دگرگونی می گردد و دگرگونی از دیدگاه آنان رنج آور است ! حال آنکه هدف آدمی از زیستن پیشرفت و درک زوایای پنهان دانش است . بجای گوشه نشینی و خرده گیری باید با ابزار دانش سبب رشد میهن شد و امنیت را برای خود و آیندگان بدست آورد . . . . . میهن دوستی ، دسته و گروه نمی خواهد ! این خواستی است همه گیر ، که اگر جز این باشد باید در شگفت بود . . . . . ستایش گران میهن ، زنان و مردان آزاده اند . . . . . آنکه به سرنوشت میهن و مردم سرزمین خویش بی انگیزه است ارزش یاد کردن ندارد . . . . . سرپرستانی که از ارزش سربازی می کاهند ، و پدر و مادرانی که ، پیشدار میهنداری فرزندان خویش می شوند ، به کشورشان پشت کرده اند . . . . . واقع امر این است که در طی ۵۰ سال گذشته هیچ یک از متفکرین بزرگ ایران همانند ارد بزرگ میهن خویش را ستایش نکرده اند و البته شاید بهتر باشد بگوییم احتمالا احساس نمی کردند که میهن پرستی خود بزرگترین ارزش است [گل]
http://zameneahoo85.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

56 – شهاب  |  آذر  ۱۳۸۷

با سلام برای اینکه این متفکر قلابی و بینهایت عقده ای و حسود را بشناسیدُ این افاضات اندیشمندانه ایشان را در آن هنگام که سردر آستان قدرت پوسیده وعفن ولایت می سائید، برایتان می فرستم تا متوجه شوید که علی آباد شهری نیست و این جناب هرگز تحولی در مغز درهم وآشفته خود ننموده است و شما نیز به این امامزاده دخیل نبندیدکه شفا که نمی دهد هیچ، کور هم میکند. حتا آقای چمران که جان در راه وطن باخت و مورد احترام است، لنگه کفشش به سر تا پای آقای سروش که اسم مستعار و قلابی ایشان است می ارزد. البته در آن سرزمین خزان زده ولایت آخوندی ویک مشت روضه خوان دزد ودغلکار، افرادی مثل سروش می توانند عرض اندام کنند واشخاصی مانند داریوش سجادی دستبوس این گونه حضرات شوند. لطفا نام این کوتوله فکری را در کنار نام آن ۴ نفر قرار ندهید. سلام بر آنها که راستگو ودرست کردار هستند.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۵ – سیب لبنانی  |  آذر  ۱۳۸۷

کافشین جان من که حتی یه خط ترجمه از ارد بزرگ تا کنون ندیده ام اما شما اینو ببین : دعای کمیل‏ / ترجمه مصطفی چمران‏ / دفتر نشر فرهنگ اسلامی / ۱۳۸۲ http://bookna.com/vdchqmni.23nzxdftt2.html اگر از ارد بزرگ دیدی مثل من با سند اینجا بزار تا بدونم حرفت درسته [خنده] [چشمک]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۴ – کافشین  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام بر شما نمی دانم چرا مترجمین را هم متفکر حساب کرده اید من در این میان فقط یک متفکر می شناسم و بس آنهم چمران است [گل]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۳ – باران  |  آذر  ۱۳۸۷

دلمشغولی جناب آقای عبدالکریم سروش نه دموکراسی است و لیبرالیسم ، نه ملیت است و ملت . او بدنبال حاکمیت مذهبی می گردد که اجازه دهد ایشان تریبونی و منبری داشته باشد و همانگونه که تا سال ۱۳۶۸ هر روز در رادیو سراسری یک ساعت سخنرانی می کرد همچنان درس اخلاق ! دهد و دشمنان اسلام را خوار نماید . به همین چند جمله که از سایت ایشان برداشت نموده ام توجه کنید و خود قضاوت نمایید که طرف کلام او کیست و او از چه جریانی خط می گیرد و حمایت می کند . سروش : [ آیت الله نائینی ] حکومت مشروطه و مقیده شاه را بر حکومت مطلقه شاه ترجیح می داد. وی به مهمترین کار نائینی اشاره کرد و ادامه داد: این روحانی مشروطه خواه تلاش نکرد تئوری حکومت مشروطه خود را از دین استخراج کند !!! سروش : راه درازی تا دموکراسی داریم ولی باید توجه کنیم که ما در یک جامعه دینی زندگی می کنیم و مردم نگران دین و ایمانشان هستند !!! سروش : ما در حکومتهای دمکراتیک سه مرحله نصب حاکمان, نقد حاکمان و در مرحله سوم عزل حاکمان را داریم…همه این مراحل را به نظر من می توان در ایران به اجرا بگذاریم که نه به شرع ضرر و آسیبی برسد و حتی می توان از پیشوایان دینی تاییداتی برای آنان نیز گرفت !!! سروش : در فرهنگ شیعه و در بین مقاهیم اسلامی واژه “ولایت” یک بار معنوی و عرفانی دارد !!! سروش : به این فقیه بزرگ ( اشاره به گفتگوی خود با آیت الله منتظری ) گفتم از نظر شرعی آیا مردم حق دارند قراردادی ببندند که براساس آن عده ای بعضی کارها را برایشان انجام دهند ودرقبال آن به این افراد مزد پرداخت کنند؟ [!!!] که ایشان پاسخ گفتند کاملا این شرعی است. وی افزود: من ادامه دادم اگر این قرارداد در ارتباط با حکومت باشد چطور [!!!] که باز هم این فقیه بزرگوار با استناد به ادله فقهی آنرا قبول کردند. [!!!] ماخذ : http://www.drsoroush.com/Persian/News_Archive/F-NWS-13830903-Gooyanews.htm

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

52 – ماهدخت شهری     شنبه، ۲۳ آذر ۱۳۸۷ – ۱۷:۴۲
اتفاقاً من هم مثل جناب حکمت چند تراک از سروش شنیدم اما چیز جالبی به غیر از یک سری شعارهای تکراری و تقلیدی ندیدم خوبه با چشم بصیرت و گوش جان بشنویم و ببینیم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۱ – حکمت  |  آذر  ۱۳۸۷

با سلام . من چند تا تراک از سخنرانی های دکتر سروش را در خارج از کشور شنیده ام و به نظرم بسیار زیبا و منطقی صحبت می کند و صحبت های ایشون به دل می شینه و انسان رو به فکر وامی داره . من خودم شخصا با توجه به آنچه در ابتدا عرض کردم دکتر سروش رو خیلی می پسندم . البته دکتر شریعتی رو هم خیلی قبول دارم و عاشق این متنش هستم : نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آنقدر مشتاقم کز خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی دم گرم و خموشش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را و مهندس بازرگان هم برادرم که شناخت نسبتا خوبی از ایشون داره به من می گفت که اگه مملکت چند تا مثل ایشون داشت و دست همون تیژ آدم ها می موند خیلی بهتر از اینی که الان هست می بود .
http://www.gounagoun.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

50 – ایران شناسی  |  آذر  ۱۳۸۷

چه جالبه این کاری رو که شروع کردین حداقلش اینه که کسانی که میان و اطلاع دقیقی ندارن میرن تحقیق و مطالعه میکنن خودم اسم ارد بزرگ رو خیلی کمتر از بقیه شنیده بودم اما هم آمار گوگل خیلی جالبه هم در موردش مطالعه کردم به نظر اندیشه های استاد خیلی وسیعه و قابل تامل
+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۹ – شیروژن  |  آذر  ۱۳۸۷

هنوز برام ثابت نشده کدومشون واقعًًًًًًًًًًاً میهن پرست بوده الان دارم در موردشون تحقیق میکنم بعداً میام جواب نظر سنجی رو میدم فعلاً خداحافظ

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۸ – مجید صفایی  |  آذر  ۱۳۸۷

بازرگان و شریعتی رو قبول دارم البته بقیه هم قابل احترام هستند

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۷ – شریفی دبیر دبیرستان  |  آذر  ۱۳۸۷

من دیدگاههای مردگان و فراموش شدگان رو برای نسل امروز مناسب نمیدونم چون خودم ازشون هیچ استفاده ای نتونستم بکنم اما از جملات ارد بزرگ و نظریه هاش حتی در خلال تدریس هم استفاده میکنم و به دانش آموزانم هم توصیه به مطالعه آن کردم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۶- ندا اشرفی  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام نظریات جالبی بود و منو تشویق کرد به آثار این ۵ نفر مراجعه کنم
+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۵ – مهردادمقدم   |  آذر  ۱۳۸۷

دوست عزیز چه اصراری داری بین اینا مقایسه راه بنداری هذر کدومشون توی یه واذی مختلف سیر و سلوک میکردن و میکنن

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۴ – صدف در حسر مروارید   |  آذر  ۱۳۸۷

- علی شریعتی اهل سکوت و خموشی نبود . – ارد بزرگ سرشته با خاک ایران و میهن است . – مهدی بازرگان بازنده پیش و پس از انقلاب بود . – مصطفی چمران اهل ماندن در این جهان نبود . – عبدالکریم سروش بازی در میدان های سیاست و فلسفه را خوب می داند .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۳ – م الماسی   |  آذر  ۱۳۸۷

بانوی ایرانی عزیز خواهش می کنم از شهید چمران (( کتاب خدا بود و دیگر هیچ نبود )) و از ارد بزرگ کتاب (( پانصد جمله برگزیده )) و از شهید شریعتی کتاب (( کویر )) را برای دانلود بگذارید . [گل]
+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۲ – عباس کارگر   |  آذر  ۱۳۸۷

به همه این پنج انسان شریف ادای احترام می کنم و یاد شهدای عزیزی همچون شریعتی و چمران را گرامی می دارم و برای مرحوم بازرگان طلب علو درجات می نمایم . [گل]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۱ – محمدی  |  آذر  ۱۳۸۷

مصطفی چمران رو شاید سالیان بعد بتوان شناخت متاسفانه همراه شدن او با چنگ و…نتوانست افکار واندیشه اش را بروز بدهد
http://mardoom.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

40 – محبوبه س  |  آذر  ۱۳۸۷

به نظر من مهدی بازرگان نباید مسئولیت دولت موقت رو می پذیرفت چون اون با این کارش به بعضی ها ! فرصت داد کار ملت و دولت را با سازماندهی یه سره کنند . بازرگان اصلا یه نخبه نبود شما هم سعی نکنید از اون یه نخبه بسازید [عصبانی]
+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۹ – محمد امین ساداتی  |  آذر  ۱۳۸۷

من به همه این انسانهای بزرگ ادای احترام می کنم چون وقت و زندگی خود را صرف اندیشه و تعالی جامعه نمودند . به نظرم باید آنها را پاس بداریم و ارزش را در نفس کار آنها که همانا رسیدن به درجه بالاتری از معرفت است را بها دهیم . بانوی گرامی کار شما مستوجب تقدیر و تشکر است . [گل]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۸ – علیرضا بوژمهرانی  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام. به نظر من هم این پنج شخصیت با هم قابل مقایسه نیستند و هر کدوم در زمان خودشون تاثیرگذاری ویژه ای داشتند. اما اگر بنا باشه از این بین ۱ نفر رو انتخاب کنم ، انتخاب من ، دکتر علی شریعتی خواهد بود.
http://amehrani.persianblog.ir

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

37 – سکوت  |  آذر  ۱۳۸۷

ماهستیم چون حق باماست [گل] [گل] [گل] [گل] [گل]
http://mahastim-rasht.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

36 – حبیب الله رضایی  |  آذر  ۱۳۸۷

با سلام وعرض ارادت بحث خوبی را راه انداخته اید. امید وارم دوستان بدون حب و بغض نظر بدهند. زیرا این افراد وافراد دیگری مثل ایشان ، اندیشه وران زبان فارسی هستند و حال ممکن است برخی های شان مشکلات داشته باشند و نظریات شان با نظر یات موجود جور نیاید و یا افکار شان در شرایط بیان شده باشد که شرایط جامعه اقتضا می کرده است . از سویی هم هیچ یک از آنها مدعی نبوده اند . حرف اصلی وواقعی را گفته اند… بنده به غیر از ارد بزرگ و شهید چمران با آثار مابقی آشنای ابتدایی دارم ولی نه در آن حد که بخواهم در باره آنها نظر بدهم . موفق باشید.
http://habibrezaey.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

35 – فاروق  |  آذر  ۱۳۸۷

درود بر شما من از بین این پنج دانشمند بزرگوار که مایه ی افتخار ایران و ایرانی هستند دکتر شریعتی و مهدی بازرگان را می پسندم چون افکار دینی بازی داشته اند.
http://alsonna.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

34 – طپش۶۶   |  آذر  ۱۳۸۷

سلام خوشحال میشم وقتی میبینم دوستان زیادی به افراد ذکر شده نظر خودشون رو دادند.اما… آیا اینها با هم ویا در مقابل هم قابل مقایسه هستند؟؟؟؟؟ تقدیم به همه ی دوستان [گل] [گل] [گل]
http://www.tapesh66.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

33- خردورز   |  آذر  ۱۳۸۷

غیر از ارد بزرگ که زیاد با افکار و آثار ایشون آشنایی ندارم باید روی نام چهار نفر دیگر قلم قرمز کشید . هر چهار نفر روشنفکر نمایانی بودند که سعی کردند با مدرنیزه کردن مذهب و دین چهره ی زشت آن ها را برای مردم زیبا جا بزنند . دین را رنگ و لعاب نمایند و ماتیک و سرخاب بزنند و چهره ی بدوی و خشونت بار آن را از انظار پنهان کنند . به واقع هر چه بدبختی داریم از دست همین روشنفکر نمایان دین زده است که خیانت آن ها قابل مقایسه با هیچ کس حتی آخوندهایی مثل خمینی و مطهری نیست . بدرود
http://khorafeh.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

32 – م.م   |  آذر  ۱۳۸۷
مرحوم بازرگان مرد بزرگ بودی . او سعی داشت مصدق دیگری باشد البته مصدق پایگاه فکری ناسیونالیستی داشت اما بازرگان روحانی بود در لباس کت و شلوار . اما آنچه مهم است این است که او در کل انسان پاک زیستی بود و گرفتار مظاهر دنیا نبود . برای همین خیلی راحت سالها خانه نشین شد و دم فرو بست . امیدوارم با توفیقی که شما در ایجاد این بحث یافته اید منجر به بازشدن گوشه های پنهان زندگی این پنج مرد با کرامت گردد . فردا علم نفاق طی خواهم کرد با موی سپید قصد می خواهم کرد پیمانه عمر من به هفتاد رسید این دم نکنم نشاط کی خواهم کرد

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۱ – دانشجو  |  آذر  ۱۳۸۷

آقای کاظم پور یادتون نره دکتر علی شریعتی هم شهید بود !!! خیلی از دوستان همانند شما این مسئله را فراموش می کنند این چه معنی میده ؟! بانوی ایرانی گرامی مطلبت خیلی خوبه اما شهید چمران متفکر نبود من با محسن نصرتی هم عقیده هستم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۰ – کاظم پور  |  آذر  ۱۳۸۷

زنده باد شهیدان خدایی—سلحشوران دشت مصطفایی یاد شهید مطفی چمران گرامی باد

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۹ – پرستو  |  آذر  ۱۳۸۷

این کار شما خیلی خوب بود که آمار گوگل رو زیر اسامی نوشتین این خودش نوعی بها دادن به دموکراسی و مردمسالاریه چرا که تعداد یافته های گوگل به معنای تعداد بحث بیشتره . بسیاری اصلا نامی ازشون نیست اما ادعاشون همین پنج نفر رو هم پشت سر میزاره . در ضمن طبقه بندی بر اساس یافته های گوگل هم کار درستی بود . باید به این فضای مجازی احترام گذاشت و کار شما در نوع خودش بی نظیره [قلب] [ماچ]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۸ – سیمین شاه کرمی   |  آذر  ۱۳۸۷
تمام نظراتو خوندم به نظر من هر کسی از زاویه دید خودش یه نظری داده. من چون بیوگرافی این افراد رو دقیقا خوندم و میدونم هر کدوم چه فعالیتهایی داشتن. شاید خیلی ها به این مسئله توجه نکنن اما در نوشته ها سخنرانیها و افکار بازرگان.شریعتی.چمران.سروش رد پای اندیشه های غربی دیده میشود حتی آنجا که شریعتی علی علی میکند یا چمران داعیه انقلابی بودن دارد و یا در سخنرانی های اوایل انقلاب بازرگان و یا این آخریها سروش و این نشاندهنده آن است که تحصیل در فرانسه – امریکا و انگلیس بر اندیشه های آنان بی تاثیر نبوده و بر بزرگترین حس هر انسان آزاده که میهن پرستی است خلل وارد کرده در مقایسه با اینان تنها کافی است نگاهی به نظریه قاره کهن ارد بزرگ بیندازید با آرزوی سلامتی برای استاد و همه میهن پرستان واقعی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۷ – سمیر محمودی  |  آذر  ۱۳۸۷

عزیزم چطور به فکرت رسید اینا رو با هم مقایسه کنی گروه خونیشون به هم نمی خوره

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۶ – کیوان  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام.ایکاش این پنج نفر را با هم مقایسه نمی کردید و مثلا هر کدام از آنها و تفکرات شان را در یک پست و با توضیح و تحلیل بیشتری درج می کردید تا خوانندگان بدون آنکه احساس کنند شخصیت مورد علاقه شان زیر سوال رفته است با دیدگاه های دیگران هم آشنا شوند و خود قضاوت کنند.موفق باشید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۵ – ایرانی  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام ارد بزرگ را کامل معرفی کنید من تو گوگل سرچ کردم اما زندگینامه و فعالیتهای اجتماعی حال حاضر ایشان رو نمی دونم [گل] [گل] [گل] [گل] [گل] [گل]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۴ – خادوی  |  آذر  ۱۳۸۷

اگر خوب به تحولات جاری کشور ، میزان فروش کتابها و همچنین تعداد وبلاگها و سایتهای ملیگرا دقت کنیم متوجه می شویم که دیگر جایی برای اندیشه ها و کتابهای شریعتی و سروش باقی نمی ماند . تصور من بر این است که آنهایی از متفکرینی همانند اینان حمایت می کنند چشمان خود را به واقعیات روز بسته اند و آنچه در حال رخ دادن است را نمی بینند من به عنوان یک استاد دانشگاه همواره شاهد رشد تمایلات میهن پرستانه هستم ایستادگی در مقابل این موج می تواند عاملی باشد برای رشد فزآینده تمایلات قومی و نژادی … حال عده ایی دور مانده از جامعه جوان امروزی ایران در افکار ۳۰ سال پیش در حال دست و پا زدن هستند که این در نهایت بسیار خطرناک است .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۳ – بهروز ع   |  آذر  ۱۳۸۷

شریعتی از درون مذهب متین شعله های آتش را بیرون کشید هنوز صدای فاطمه ، فاطمه است یا مدح ابوذر و یا سخنانش در مورد علی در گوشم است . کاش بود و ثمره افکارش را خوب می دید .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۲ – نادره از ……  |  آذر  ۱۳۸۷

نظریه قاره کهن و کهکشان اندیشه ارد بزرگ رو خوندم به نظرم کاملا؛ وطن پرستانه بود اما جالب اینجا بو د که نمی دونستم جزء اندیشمندان معاصره و اینقدر محبوبیت داره [قلب]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۱- علی صبایی  |  آذر  ۱۳۸۷

این رتبه بندی گوگل جالبه نظر خاصی ندارم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۰ – علی رستمی  |  آذر  ۱۳۸۷

خدا رحمت کنه مرحوم بازرگان رو اما بازرگان هم بیشتر یک سیاستمدار بود تا یه متفکر . البته اون می تونست متفکر هم باشه اما درگیر شدن در کارهای مستقیم سیاسی جایی برای رشد در عالم اندیشه برای او باقی نذاشت و در نهایت تسلیم افکار دیگران شد ! روانش شاد

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۹- محمد میلانی  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام علیکم بانوی گرامی من الان این برام این علامت بزرگ سئوال بزرگ هست که چطور چمران با کسانی در یک جا چیدمان شده که اصلا در اون جا صاحب اثری نیست من با نظر آقای محسن نصرتی کاملا موافقم [گل]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۸- آیلار   |  آذر  ۱۳۸۷

سلام اگه ممکنه بیوگرافی ارد بزرگ رو تو وبلاگ بزارین الان کجاست زنده است بچه کجاست نظراتش !!اگه میشه

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۷-آزیتا  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام وبلاگت خیلی پر محتواست همه چیزتوش گذاشتی از مطالب عاشقانه تا نظرسنجی سیاسی من شریعتی رو میشناسم از روی نوشته هاش از ۲تاآخری که خوشم نیومد چون ریش دارن [خنده] [خنده] [خنده] [خنده] [خنده] [خنده] [خنده] [خنده]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۶- اکرم ۱۸ ساله از کرج   |  آذر  ۱۳۸۷

اندیشه های سروش و چمران و شریعتی و بازرگان اگر هم کارایی داشت برای زمان خودشان بود نسل جوان ما با نیروی تازه فکر تازه میخواهد وقتی من که یک دختر ۱۸ ساله هستم نمی تئنم باهاشون ارتباط برقرار کنم پس به درد من نمی خوره جدیدا” با تفکرات ارد آشنا شدم و با مطالعه در نظریات او به اصل افتخار کردن به هویت ایرانی خودم پی بردم مخصوصا” نظریه قاره کهن ضمنا” خیلی تمایل دارم آثار مکتوب ایشان را بشناسم اگر میتونین کمکم کنین [گل]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۵- کاشان شهر عشق   |  آذر  ۱۳۸۷

اگر به این جمله [ اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست ] توجه کنیم متوجه میشیم که شریعتی یک اندیشه پویاست برای نسشل انقلابی امروز

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۴- زهرا  |  آذر  ۱۳۸۷

بانوی ایرانی سلام جالب و تفکربرانگیزه اما اگر نگاهی به وضعیت فعلی بندازی میبینی که اون چند نفر دیگه برای مردم مهره سوخته شدن من از اینکه اسم استاد رو تو اسامی دیدم شاد شدم روزگاری نه چندان دور در محضر ایشان بودم استاد عزیزم ارد بزرگ هر جا هستی سلامت باشی و پایدار دوستدارتان زهرا شمسایی [گل] [قلب]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۳- سعید از لرستان  |  آذر  ۱۳۸۷

باور میکنین اصلا” اسم ارد بزرگ رو نشنیده بودم اما از دیشب تو نت در موردش تحقیق کردم بعدا” میام جوابمو میزارم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۲- علی سروش  |  آذر  ۱۳۸۷

این که سوال کردن نداره معلومه که کی رای میاره دکتر سروش همیشه بهترینه [قلب] [قلب] [قلب] [قلب] [قلب] [قلب] [قلب] [قلب] [قلب] [قلب] [قلب]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۱- نصرتی  |  آذر  ۱۳۸۷

فقط میدونم که اصلا جای شهید مصطفی چمران در بین این متفکرین نیست آخه اگر اون بزرگوار به مباحث نظری اعتقاد داشت که تفنگ بدست نمی گرفت باید به این مسئله جامع تر نگاه بشه در مقدمه شما هم یادی از چمران نشده و این نشون میده با من هم نظر هستید این مسئله چیزی از ارشهای شهید چمران کم نمی کنه اردتمند محسن نصرتی [گل] [گل] [گل]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۰- سروش را حذف کنید  |  آذر  ۱۳۸۷

این سروش همونه که الان داره تو خارج تدریس میکنه؟ این بابا که کلا” غرب زده است – وطن پرستارو بزار تو لیستت نه این آقای دکتر رو – امیر از اصفهان [سبز]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۹- ققنوس  |  آذر  ۱۳۸۷

جمع ضدین محال است.
http://qoqnus.parsiblog.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

8- نقطه  |  آذر  ۱۳۸۷

هرگاه تونسیم بین مذهب و ملیت تعادل برقرار کنیم رشد کردیم و هرگاه خواسیم یکی رو بردیگری ارجحیت بدیم در جا زدیم. این رو نه برای نقد حرفت میگم میدونم که میدونی افذاد زیاد دیگری در این مجال موثر بودن و قطعا به دلیل کوتاهی متن اسمشون رو نیاوردی. آیت الله مطهری رو هم فکر نکنم بشه نادیده گرفت!
http://www.shenashir.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

7- پسر ایرونی از سوئد   |  آذر  ۱۳۸۷

فکر نمی کنم جمع این افراد اصولا” کار درستی باشه چون هر کدوم راه و دیدگاه متفاوتی دارناما خوب من از قدیم شریعتی رو بیشتر میشناسم [گل]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶- نسل سوخته از تهران  |  آذر  ۱۳۸۷

چرا اسم افرادی مثل بهشتی رو ننوشتی [عینک]

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵- گلبهار  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام دوست عزیز .خوشحالم که دعوتم کردی تو نظر سنجی وبلاگت شرکت کنم به نظر من اندیشه های هر ۵ نفری که نام بردید قابل تفکره اما مسئله مهم اینجاست که همونجور که همه چیز در دنیای پیشرفته امروز up date میشه نسل جدید و پویای ما هم به اندیسشه و تفکر نو که بتونن باهاش همزاد پنداری کنن نیاز دارن من با تمام احترامی که به تفکرات دیگران میگذارم اما سخنان و عقاید ارد بزرگ رو چراغ راه میدونم خصوصا” آنجا که گفته پیش از آنکه ناراستی ها ، در درون ما دره ایی مهیب پدید آورند به راستی ها باندیشیم واین وسعت اندیشه را میرساند موفق باشید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴- حسین تابش  |  آذر  ۱۳۸۷

دوست عزیز من به بیوگرافی دکتر سروش معترضم چرا ایشون رو تئورسین دوم خرداد معرفی کردید من خودم به عنوان یکی از فعالین این جنبش به نظریات حجاریان بیشتر اعتقاد دارم تا این آقا خواهش می کنم این قسمت را اصلاح فرمایید .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳-     پنجشنبه  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام دوست عزیز سایت بسیار قشنگ،جذاب وپرمحتوایی دارید.ما نیز فرومی علمی ، تخصصی و عمومی، با نام انجمن پارسیان را برای تمام ایرانیان عزیز راه اندازی کردیم. خوشحال می شویم به جمع دوستانه ما بپیوندید . می توانید از مدیر کل سایت، مدیریت انجمنی را درخواست کنید. مایه مباهات است دوستان و مدیران لایقی مانند شما در جمع ما باشند. منتظر حضور سبز شما هستم. موفق باشید. http://parsianforum.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

2- نگین آدمیت  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام بانوی ایرانی به نظر من شما اصل جریان رو در مقدمه خودتون بیان کردین . واقع امر اینکه امروز دیگر افکار جریاناتی شبیه موج بازرگان و یا شریعتی سالهاست گذشته ، نسل امروز دیگر بدنبال مظاهر صرف مذهبی نیست . جوانان مدتهاست نگران از دست دادن هویت ملی خودشون هستند من خودم یکی از عاشقان اندیشه ها و سخنان ارد بزرگم . به نظر من دید ایشون کاملا واقعگرایانه است او آسمان و ریسمان را به بهره نمی گیرد تا شورش و هیجان ایجاد کند ، نگاه ارد شبیه نگاه فردوسی ست . من وقتی جملات و نظریات ارد بزرگ را می خوانم حس می کنم فرهنگ ملی و تاریخی ما دوباره در حال تجدید حیات است و این خیلی خوبه . بازم اگر چیزی به ذهنم رسید میام و می گم
http://zameneahoo85.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

1- شمع سحر  |  آذر  ۱۳۸۷

ممنون که اومدی. وبلاگتون پر محتواست. [گل]
http://bahareomr-2.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

1. احمد پارسا  |  آذر  ۱۳۸۷

برام جالبه که یه نفر اینقدر حوصله و ابتکار به خرج میده که یک نظرسنجی راه بندازه که هم جوونا با اندیشه های اندیشمندان آشنا بشن هم یه آمار درست منتشر بشه به شخصه نظری در مورد این ۵ نفر ندارم گرچه تقریباً تو نت که میگردم همه جا اسم استاد ارد را میبینم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲٫ آرش  |  آذر  ۱۳۸۷

چرا اکنون با وجود این همه رسانه کسی توانایی انتقال به سبک شریعتی را نداره ؟ مشکل اساسی ما قصاوت کردن در زمان حال است چون تمام کسانی که به نوعی مخاطب داشته اند در زمان و مکان خاص خود میبایست ارزیابی شوند ،قطعا” همه خلایق سیر تکاملی یکنواختی ندارند این توان فکری مخاطب است که تجزیه و تحلیل افراد رو انجام میده .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳٫ محمود  |  آذر  ۱۳۸۷

درود بر شما که یک گام مثبت برداشته اید . دکتر شریعتی -مهندس بازرگان و چمران همگی از اعضای پویای نهضت آزادی ایران بودند که مهندس بازرگان در گذشته های دور تاسیس نمود .اینان آزاد مردانی بودند که قابل مقایسه نمی باشند چرا که هر گلی بوی خود را دارد .ولیکن به نظرمن دکتر شریعتی و مهندس مهدی بازرگان به دلیل اینکه که امروز آثارشان وجود دارد برای ما بیشتر شناخته ترند هر چند که سروش و عزیزدیگر نیز آثار ارزشمندی دارند که در دسترس است و لی شریعتی و بازرگان آثار بیشتری دارند .مهم این است که اندیشه این بزرگان را به جوانان ایرانی بشناسانیم تا بدانند که ایران چه مردانی داشته است و این باعث می شود که ما هویت داشته باشیم .
از شما ممنونم و برای همه شما عزیزان آروزهای خوب دارم
به امید ایرانی آزاد و آباد و به امید روزی که از شریعتی و بازرگان و مصدق گفتن ایجاد محدودیت نکند .

http://www.asemane7th.blogfa.com/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

4. محمدرضا هدایتی  |  آذر  ۱۳۸۷

خانم ریحانه آرمانی گرامی از شما بخاطر ایجاد این سایت پر بار متشکرم
و اما بعد :

چرا در زندگی نامه سروش نوشته اید تئوریسین دوم خرداد
ما که در این آقا چنین دست گشاده ایی برای حل مشکلات دوم خرداد ندیدیم جز این که با سخنانش گاها بر مشکلات خاتمی و یارانش می افزود .
خواهش می کنم روی این قضیه تجدید نظر کنید .
در مورد دیگر دوستان هم نظر خاصی ندارم
همین قدر بگویم که :
از کتاب پدر و مادر ما متهمیم دکتر علی شریعتی خیلی خوشم می آید .
نظریه قاره کهن و کهکشان بزرگ اندیشه ارد بزرگ هم خیلی دوست دارم .
از صبر بازرگان درسها گرفته ام
شجاعت و تهور چمران هم همیشه بر خود بالیده ام و گفته ام ما هم چگوارایی داشته ایم .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵٫ الهام تنها  |  آذر  ۱۳۸۷

شما اصلاً منظورتون چی بوده
اینا که همشون مثل هم هستن

بابا یکی به درد دل مردم برسه
ممنون که به وبلاگم سر زدی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶٫ احمد کوثری  |  آذر  ۱۳۸۷

دوست من درود بر شما
البته کارتون رو تحسین میکنم . چمران رو به عنوان اندیشمند نمی تونم قبول داشته باشم حداقل هر چه خواستم در مورد اندیشه هاش تحقیق کنم به منابع جالبی بر نخوردم
در خصوص بازرگان هم که چیز بدرد بخوری ندیدم
اندیشه های سروش که بیشتر شبیه سخنان غرب زدگان تازه به دوران رسیده است تو سایتش هم که همش از خودش تعریف و تمجید کرده …
نوشته های شریعتی خیلی جالب بود
کتاب های مرجع سخنان بزرگان هم منو با نام ارد بزرگ آشنا کرد و بعد هم اندیشه هاش .

به هر حال با هر دیدی که این نظرخواهی را راه اندازی کرده اید دست مریزاد

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷٫ لاله صبوری  |  آذر  ۱۳۸۷

لطفاً از اندیشه های این افراد چکیده ای اینجا بزارین که

بدون جستجو
بتونیم در موردشون نظر بدیم

مرسی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۸٫ مصطفی جمالی  |  آذر  ۱۳۸۷

تاریخ ایرانی مردان دلیر بسیاری به خود دیده اما به جرات میتوانم گفت نام شهید چمران بر تارک تاریخ ما می درخشد

این نمونه ای از مناجات این شهید بزرگوار است باشد که مورد نظر قرار گیرد

ای خدای بزرگ اکنون که به سراغ تو می آیم، از تو هم هیچ انتظاری ندارم .

آن چه کرده ام فقط به خاطر عشق به تو بوده است ، احساس وظیفه می کردم و انجام دادم،

از تو هم هیچ انتظاری ندارم، فقط به سراع تو می آیم، نمی دانم آن چه کرده ام مقبول نظر تو بوده است یا نه؟

نمی دانم آزمایشی را که گذرانده ام رو سفید شده ام یا نه؟به هر حال در این عالم جزعشق و محبت به بزرگی و عظمت تو محرک دیگری نداشته ام،

سوخته ام ولی از سوزش خود لذت برده ام ، شنع بوده ام و از سوختن خود نور داده ام، غم و درد همیشه انیس من بوده اند،

من با رنج و مشقت خو گرفته ام، از هیچ کس و هیچ چیز انتظاری ندارم، به آن چه کرده ام و آن چه داشته ام مغرور نیستم

وشرم دارم از این که چرا این قدر ناچیز بوده ام. ای خدای بزرگ ، به سراغ تو می آیم ، دنیا را پشت سر می گذارم،

یک عمر با شرف و عزت نفس زندگی کرده ام ولی زندگی دردناکی،

اکنون به سوی آسایش می آیم ولی خوشحالم که از این همه فشار و درد اظهار ناراحتی نکرده ام

و خوشحالم که خود به سوی آسایش نمی آیم

بلکه مرا به زور می فرستند.

آری اکنون به سوی تو می آیم……

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۹٫ اندیشه سبز  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام
وب جالبی داشتید.
منتها خیلی بیشتر از اینها می تونستید درباره این اندیشمندان مطالب جمع آوری کنید.
ضمناً خیلی از اندیشمندان و متفکران بنام ایرانی مثل دکتر مطهری ، دکتر مفتح و …. را لحاظ نکردید.
امیدوارم در ادامه راه موفق باشید.

http://www.andishesabz.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

10. بانو ایرانی  |  آذر  ۱۳۸۷

با سلام

با سپاس از مدیدریت سایت بخاطر این نظر سنجی
با توجه به زمان و مکان و دورانهای متفاوت و اندیشه های متفاوت
کسی که سردمدار و بهترین است کورش بزرگ است که بی شک یکی از
پیامبران خداست
و افکار والایش و مخصوصا سخنانش که میتوان گفت قرانی دیگر است
برای راهنمایی و سعادت بشریت
که همتایی برایش نیافتم
و بعد از ان استاد شهید دکتر علی شریعتی که انقلابی راستینی بود که
اسلام ناب را که طی سالیان مثل تمام ادیان بشدت تغییر کرده بود با شهامت کامل به مردم معرفی کرد و پیرایه هایی را که بعضا از ارزش ان میکاست به دور ریخت
و باید گفت که با تمامی مخالفتهایی که از جانب روحانیون وقت میشد و جلسات درسش را تعطیل میکردند ولی دانشجویان روشنفکر را به دور خود جمع نموده و پایه انقلاب را ایجاد کرد
خدای رحمت کند ایشان را و روحشان را شاد
دکتر سروش هم بیشتر صحبت هایشان مانند دکتر شریعتی است
و قشر روشنفکر جامعه هواخواه ایشان هستند
مهندس بازرگان و ارد بزرگ را نیز از اندیشمندان این مرزو بوم می باشند
موید باشید
قربان شما
بانو ایرانی

http://banooirani2000.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

11. مینو کبیری  |  آذر  ۱۳۸۷

مغز متفکر ترین انسانها را ، گلوله نادان ترین آدم ها می شکافد

یاد بزرگان اهل فکر گرامی باد
و
شمار روزهای عمر آنانیکه مانده اند بسیار

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۲٫ دوست  |  آذر  ۱۳۸۷

فاجعه ای که قربانی خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانشان یکایک و اخلافشان همه !

« دکتر علی شریعتی »

فکر میکنید اگر علی و فاطمه را از جملات شریعتی حذف کنید چه می ماند

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۳٫ عماد عزیزی  |  آذر  ۱۳۸۷

دوست عزیز نمی دونم هدفتون از راه اندازی این نظر سنجی چیه اما یه تجدید نظر تو اسامی بکنید از افرادی مثل مصدق هم تو نظر سنجی استفاده کنید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۴٫ ماهدخت مقدم  |  آذر  ۱۳۸۷

وقتی دکترین قاره کهن ارد بزرگ را دریکی از سایتها مطالعه نمودم احساس کردم با این نظریه می توان جهان را دوباره بسیار آشکارتر از گذشته دید.
این ایده بخاطر پایگاه مستحکم نظری خود می تواند خیلی سریع درسطح افکار عمومی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و جهانی را دگرگون سازد…

توصیه میکنم متن کامل این نظریه را بخوانید

دانلود نظریه قاره کهن به شکل پی دی اف :
http://mytypes.com/website/files/2008/10/nazarih-ghareh-kohan-orod-bozorg.pdf
دانلود نظریه قاره کهن برای موبایل : http://www.ebook4mobile.com/download-218/ghare_kohan.zip

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

15. سلمان عامری  |  آذر  ۱۳۸۷

دوستان عزیز سلام

سلمان عامری هستم دبیر بازنشسته که ۳۱ سال از ۶۸ سالی رو که زندگی کردم
در راه آموزش جوانان بوده است مطلبی که در اینجا میاورم خاطره ای است از
علاقه مندی نسل جوان به جملات و اندیشه های ارد بزرگ که اینجانب تا ۲ سال پیش
با این نام بزرگ بیگانه بودم
حدود ۲ سال پیش با فرزند ۲۳ ساله ام در مورد اندیشه های سخنوران ایرانی گپ میزدم
ودر لابلای حرفهایم برای تاًیید از جملات و اشعار گذشتگان استفاده میکردم
که بحث به نام نیک کشیده شد و از آنجا که همواره مراد من فردوسی بزرگ بوده گفتم
هــمــانــا کـــه نـــامـــت بـــه آیـــد ز گـــنـــج ….. بـه رنـجـســت گــنــج و بــه نــامــســت رنــج
مصداق عظمت فردوسی را میرساند
که پسر جوانم گفت ارد بزرگ اینگونه میگوید که : اگر می خواهی بزرگ شوی ، از کردار نیک دیگران فراوان یاد کن
برایم این گفتار بسیار دلنشین بود و مرا به شناخت این شخصیت که اثر کلامش را در یک جوان بسیار نافذ دیدم تشویق نمود
در ادامه و با توجه به منابعی که در اختیارم قرار گرفت متوجه شدم فقط با یک سخنور روبرو نیستم که ایشان شخصیتی
در خور ستایش داشته که اینچنین درس زندگی و آزادگی را در کلام خود و برای آگاهی نسل نو بیان مینماید
نظریه قاره کهن و کهکشان اندیشه گواهی بر ادعای اینجانب میباشد که توصیه من به شما مطالعه آثار ایشان میباشد تا بیش از پیش به ایرانی بودن خود افتخار نمایید و نگذارید بیگانگان کماکان بر عقیده و ذهنمان لانه بسازند
و در پایان باید بگویم امروز خوشحالم که عده زیادی از دانش آموزان سابقم در راه شناخت بیشتر و درک بهتراندیشه های ایشان گام بر میدارند

پیروز و پایدار باشید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۶٫ رابط  |  آذر  ۱۳۸۷

شریعتی را بیشتر می پسندم. البته سروش الان هست و مطرح است .

http://www.alihosseiny.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

17. مسیح   |  آذر  ۱۳۸۷

شریعتی.شریعتی کسی بود که در ذهن قشر دانشجو تحولی صورت داد و در آگاهی دادن به مردم زمان خودش زحمت کشید و سختی زندان هم به جان خرید البته مثل بقیه! ولی هرگز نمیشود تاثیر شگرف شریعتی رو در انقلاب ایران نادیده گرفت در صورتی که بقیه یی این ۴ نفر هموشون راکدا و تحولی نتونستن صورت بدن در هر سطحی.این تغییر فقط کار انسان های بزرگه.ممنون.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱/ پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

این روزها آقایان دوم خردادی چنان شکم های خود را برای رسیدن به قدرت صابون مالیده اند و آهنگ رسیدن به صندلی را کرده اند که حتی شعار های خوش آب و رنگ خویش را هم فراموش ساخته اند .
بی مقدمه می روم سر اصل جریان و آن اینکه مجله شبه درباری چلچراغ با دعوت از آقای خاتمی برای هندوانه خوری در آستانه شب یلدا ( البته برنامه آنها یک هفته زودتر انجام شده و تنها عکسها و روپرتاژ آگهی ! آن شب یلدا منتشر می شود تا مردم دوباره خاتمی را در کسوت یک شخصیت مورد علاقه جوانان ببینند !
این رفتارهای پوپولیستی و عوام فریبانه مورد اعتراضم واقع گشت و برای انتخابات از سخنان ارد بزرگ در این ارتباط کمک گرفتم اما عجیب آنکه دیدم آقای ارغنده پور سخنان ارد بزرگ را سانسور نموده است که در پایین همین متن نامه مرا به ایشان می بینید :

جناب آقای ارغنده پور شما دیگر چرا ؟
برای آدم جوانی مثل من پذیرفته نیست که ببیند کسانی در وادی سیاست دم از تکثرگرایی و پلورالیسم می زنند شعار ” زنده باد دشمن من ” را سر می دهند بعد خود اندیشه های یکی از متفکرین بزرگ معاصر کشور خویش را که نامش بر سر زبان جوانهای مثل من است را سانسور می کنند .

آقای ارغنده پور نسل من با نسلی که در سال ۱۳۷۶ به سید محمد خاتمی رای داد کاملا متفاوت است جنبشی که ماحصلش شماها شده اید به طور کلی اندیشه اش با ما متفاوت است . پیشنهاد می کنم سری به موتورهای جستجوگر بزنید و نام خود و نام کسی که حرفهایش را که سانسور نمودید را سرچ کنید خواهید دید یافته های نام ایشان را دهها برابر نام خود شما که این همه سایتهای اصلاح طلب و خبرگزاریهای دولتی که گاه و بیگاه با شما گفتگو و ذکر خیر می کنند از او یاد کرده اند . او آزادمرد میهن پرستی ست که نسل امروز ما او را ، و اندیشه هایش را ستایش می کنند .

او بر خلاف شما حرفهای دل و زبانش یکیست . و همانند سروش ! روشنفکر درباری نیست . همانند شما هم سایت و خبرگزاریهای فراوان ندارد او تکیه گاهش نسل امروز من است نسل جوانهای ۱۴ تا ۱۷ ساله . شما همچنان برای خود بدنبال دشمن تراشی باشید به اسم شاگرد خانم فاطمه رجبی بر علیه خود و خاتمی در سایت خود اهانت بنویسید و بعد خود را مظلوم جلوه دهید ! .
آقای ارغنده پور دوره سیاست بازی و کسب رای مشکوک از مردم گذشته است . شاید بزودی بر علیه خود شبنامه و حتی فیلم هم بسازید اما مطمئن باشید نسل من شما را ناتوانتر از انجام وظایف دولتی می داند .
شما به ابتکار احزاب مخالف خود کنار نمی روید بی تردید نسل من شما را از قدرت برکنار ساخته و می سازد .
سخنانی را که سانسور نمودید اینجا می گذارم تا مخاطبینمان خود قضاوت کنند و ببینند در درون این جملات چه بوده که شما را این چنین به وحشت افکنده است تا آنها را سانسور نمایید .

انتخابات مکان شعبده بازی دیوان سالاران نیست ! . ارد بزرگ

امروزه ، انتخابات آزاد تنها راهکار ادامه زندگی سیاسی فرمانروایان است . ارد بزرگ

انتخابات آزاد ، دشمن هیچ یک از باورهای توده مردم نیست . ارد بزرگ

انتخابات درست و سازنده ، ناجی کشور و نادیده گرفتن آن ، پگاه رستاخیزی هولناک است . ارد بزرگ

کشوری که گروه های هدفمند سیاسی ندارد انتخابات هر روز بیشتر به پستی می گراید . ارد بزرگ

دیوان سالاران بر این باور نباشند که انتخابات حقی است که آنها به مردم می دهند ! . ارد بزرگ

انتخابات نیاز به هنجاری خردمندانه دارد خردی که باور همه نخبگان آزاد اندیش کشور باشد . ارد بزرگ

انتخابات پرشگاه سیاسیون برای رسیدن به دستگاه دیوانی نیست اینجا خواست توده آدمیان برای درمان ناراستی هاست . ارد بزرگ

کوچک کنندگان دایره انتخابات ، با بن و ریشه آن دشمن اند . ارد بزرگ

آدمیانی که انتخابات نیک را بی ارزش می انگارند و آنانی که دانسته در بازی انتخابات نادرست رای می دهند هر دو به یک اندازه به سرزمین خویش پشت کرده اند . ارد بزرگ

دکتر کریم ارغنده پور ! با اجازه شما این مطلب را عینا در وب نوشت خودم هم می گذارم چون به احتمال زیاد این مطلب را شما در سایتتان نخواهید گذاشت .

سایت دکتر کریم ارغنده پور : http://www.futurama.ir/2008/12/post_310.html
سایت پریسا آغداشلو : http://parisaaghdashloo.bloghaa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

2. شهرام صوفی  |  آذر  ۱۳۸۷

خانم آغداشلو با سپاس فراوان از شفاف سازی شما خواستم بگویم این عکس العملها برای کسانیکه داعیه میهن پرستی دارند و در خفا با بیگانگان دست در یک کاسه دارند زیاد هم عجیب نیست اینان با هر اشاره ای از سوی روشن فکرانی چون شما به قهقرا رفته و خود را زودتر از موعد فنا شده میبینند باشد که با آگاهی نسل امروز همچون شما نامشان به زباله دان تاریخ سرازیر شود

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳٫ سهراب صادقی  |  آذر  ۱۳۸۷

اینها نمونه ای از طرز فکر اولین نخست وزیر ایران بعد از انقلاب است بخوانید و بیندیشید

وقتی به قم امده بود و مردم از مشکلات خودشان سخن می کفتند و انتظار فوری داشتند بازرگان به آنها می گفت « من حضرت ابوالفضل نیستم که شفا بدهم » یا می گفت « من همان فولکس واگن قراضه ای هستم که فقط روی زمین های هموار راه میروم » او صریحا به مردم می گفت : که ای مردم دستتان درد نکنه که انقلاب کردید ولی حال بروید دنبال کارو زندگی تان و بگذارید دولت کار خودش را انجام دهد و به دانشجویان اعلام می کرد : به شما فضولی نیامده !

توجه کردید….

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴٫ آزاده ایمانی  |  آذر  ۱۳۸۷

اظهار نظر یکی از فداییان چمران رو میخوندم به نکته جالبی برخوردم

چمران با وجود اینکه یک فرد مبارز نظامی‌بود، اما ویژگی های عرفانی بالا‌یی داشت، به گونه‌ای که هنگامی‌ که در همان ستاد جنگ‌های نامنظم اهواز هم به دیدارشان رفتم، حال دعا و مناجات داشت

فکر کن طرف به جای اینکه به فکر عملیات و تاکتیک و مبارزه باشه داشته با نذر و نیاز برنامه جنگی میریخته اونوقت اینا میگن چمران یک چریک مبارز بوده حالا فکر میکنین کدومش درسته؟

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵٫ شهره بابایی  |  آذر  ۱۳۸۷

به این موضوع در گفتار و سخنرانیهای این ۵ نفر دقت کرده اید که همشون به غیر از اردبزرگ با توسل به دین خدشه در افکار مردم وارد نمودند حال آنکه میدانیم آنچه در ۳۰ سال اخیر بر سر مردم ما آمده همه به نام دین بودوآیا وقت تحولی عظیم فرا نرسیده؟

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶٫ دکتر انوشیروان  |  آذر  ۱۳۸۷

سلام خانم آرمانی

به راستی که دست مریزاد کاری کردید که طرفداران این عوامل جمهوری اسلامی ماهیت واقعیشون نشون داده بشه

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷٫ محسن سپهرنیا  |  آذر  ۱۳۸۷

شاید کمی دیر باشد. ولی نه! دیر نیست. باید گفت. بالاخره یک نفر باید به این آقایان بگوید. واقعا نباید برای این بغضها تاریخ مصرف تعیین کرد
البته به شما ریحانه آرمانی عزیز خرده نمی گیرم اما آیا براستی هنوز اندیشه های شریعتی و بازرگان و چمران تاریخ انقضا شون سر نرسیده ملت ما به اندیشه ای احتیاج دارن که ما به ازاء بیرونی و ملموس داشته باشد یک ایرانی آزاده نه حتی یک سخنور فراری
زنده باد اندیشه و راه ارد بزرگ که به راستی کلید گشودن دروازه های نیک روزی در کلامش جاری است

خوشحال میشوم به وبلاگ من سر بزنید

http://bazkhord.sepehrblog.ir/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

8. روح الله مزروعی  |  آذر  ۱۳۸۷

خانم ریحانه آرمانی
نوشته اید که شهید دکتر علی شریعتی هم همانند مهندس مهدی بازرگان معتقد به دولت جهانی اسلام بود و شدیدا با افکار میهن پرستانه جوانان ایرانی مخالف بود .
خوب این چه بدی داره ؟
میهن پرستی چه دردی رو درمان میکنه ؟ شما غزه را ببینین عراق و سودان را ببینید
اونها به کمک ما نیاز دارن
نمی دونم اونها که همش از سد سیوند حرف می زدند و می گفتند گور کوروش در خطر خرابیه ! چرا از مردم مظلوم فلسطین دفاع نمی کنند
چرا به مردم مظلوم لبنان کمک نمی کنند
چرا به مردم مظلوم سودان و عراق کمک نمی کنند
چرا به فکر مردم مظلوم افغانستان و کشمیر نیستند
می دانید چرا ؟
چون ملی گرا هستند و می گویند پول و ثروت کشور مال همین آدمهای این مرزهای الکی است
اما مطمئن باشید این مرزها با آمدن آقا امام زمان برچیده خواهد شد و افکار بلند شریعتی ها محقق خواهد گشت .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۹٫ سید محمد کاظم روحانی نژاد  |  آذر  ۱۳۸۷

آنهایی که بر علیه چمران حرفی می زنند باید توبه کنند چمران همیشه در خط ولایت و امامت بوده است .

بسم الله الرحمن الرحیم

من‏المؤمنین‏رجال‏صدقوا ما عاهدوا الله علیه فمنهم من قضی‏نحبه و منهم من ینتظر و مابدلوا تبدیلا.

«قرآن کریم- الاحزاب آیه۲۳»

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏ای که جمع اضداد بود، از آهن و اشک، ‌از شیر بیشه نبرد و عارف شب‏های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است.
سخن گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه کامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی(ع)، این مالک‏اشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمی‏توان یکی از ابعاد وجودی او را آنگونه که هست، توصیف کرد و نبایست انتظار داشت که بتوانیم تصویر کاملی در این مختصر از او ترسیم نمایئم، که مردان و رهروان راه علی(ع) و حسین(ع) را با این کلمات مادی و معیارهای خاکی نمی‏شود توصیف نمود و سنجید.
این مروری است گذرا و سریع، بر حیات کوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ایثار، عشق و فداکاری شهید دکتر مصطفی چمران.

تولد:
دکتر مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ در تهران، خیابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولک متولد شد.

تحصیلات:
وی تحصیلات خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، آغاز کرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشکده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصیل داد و در سال ۱۳۳۶ در رشته الکترومکانیک فارغ‏التحصیل شد و یک‏سال به تدریس در دانشکدة‌ فنی پرداخت.
وی در همه دوران تحصیل شاگرد اول بود. در سال ۱۳۳۷ با استفاده از بورس تحصیلی شاگردان ممتاز به امریکا اعزام شد و پس از تحقیقات‏علمی در جمع معروف‏ترین دانشمندان جهان در دانشگاه کالیفرنیا و معتبرترین دانشگاه امریکا –برکلی- با ممتازترین درجه علمی موفق به اخذ دکترای الکترونیک و فیزیک پلاسما گردید.

فعالیت‏های اجتماعی:
از ۱۵سالگی در درس تفسیر قرآن مرحوم آیت‏الله طالقانی، در مسجد هدایت، و درس فلسفه و منطق استاد شهید مرتضی مطهری و بعضی از اساتید دیگر شرکت می‏کرد و از اولین اعضاء انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران دکتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملی شدن صنعت‏نفت شرکت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت‏ملی ایران در کشمکش‏های مرگ و حیات این دوره بود. بعد از کودتای ننگین ۲۸ مرداد و سقوط حکومت دکتر مصدق،‌ به نهضت مقاومت ملی ایران پیوست و سخت‏ترین مبارزه‏ها و مسئولیت‏های او علیه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ایران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، علیه نظام طاغوتی شاه جنگید و خطرناک‏ترین مأموریت‏ها را در سخت‏‏ترین شرایط با پیروزی به انجام رسانید.
در امریکا، با همکاری بعضی از دوستانش، برای اولین‏بار انجمن اسلامی دانشجویان امریکا را پایه‏ریزی کرد و از مؤسسین انجمن دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا و از فعالین انجمن دانشجویان ایرانی در امریکا به شمار می‏رفت که به دلیل این فعالیت‏ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع می‏شود. پس از قیام خونین ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ و سرکوب ظاهری مبارزات مردم مسلمان به رهبری امام‏خمینی(ره) دست به اقدامی جسورانه و سرنوشت‏ساز می‏زند و همه پل‏ها را پشت‏سر خود خراب می‏کند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم‏فکر، رهسپار مصر می‏شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر،‌ سخت‏ترین دوره‏های چریکی و جنگ‏های پارتیزانی را می‏آموزد و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته می‏شود و فوراً مسئولیت تعلیم چریکی مبارزان ایرانی به عهده او گذارده می‏شود.
به علت برخورداری از بینش عمیق مذهبی، از ملی‏گرایی ورای اسلام گریزان بود و وقتی در مصر مشاهده کرد که جریان ناسیونالیسم عربی باعث تفرقه مسلمین می‏شود، به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و ناصر ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آنقدر قوی است که نمی‏توان به راحتی با آن مقابله کرد و با تأسف تأکید می‏کند که مات هنوز نمی‏دانیم که بیشتر این تحریکات از ناحیه دشمن و برای ایجاد تفرقه در بین مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و یارانش اجازه می‏دهد که در مصر نظرات خود را بیان کنند.

در لبنان:
بعد از وفات عبدالناصر، ایجاد پایگاه چریکی مستقل، برای تعلیم مبارزان ایرانی، ضرورت پیدا می‏کند و لذا دکتر چمران رهسپار لبنان می‏شود تا چنین پایگاهی را تأسیس کند.
او به کمک امام موسی‏صدر، رهبر شیعیان لبنان، حرکت محرومین و سپس جناح نظامی آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامی پی‏ریزی نموده که در میان توطئه‏ها و دشمنی‏های چپ و راست، با تکیه بر ایمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستین اسلام انقلابی را پیاده می‏کند و علی‏گونه در معرکه‏های مرگ و حیات به آغوش گرداب خطر فرو می‏رود و در طوفان‏های سهمناک سرنوشت، حسین‏وار به استقبال شهادت می‏تازد و پرچم خونین تشیع را در برابر جبارترین ستم‏گران روزگار، صهیونیزم اشغال‏گر و هم‏دستان خونخوار آنها، راست‏گرایان «فالانژ»، به اهتزاز درمی‏آورد و از قلب بیروت سوخته و خراب تا قله‏های بلند کوه‏های جبل‏عامل و در مرزهای فلسطین اشغال شده از خود قهرمانی‏ها به یادگار گذاشته؛ در قلب محرومین و مستضعفین شیعه جای گرفته و شرح این مبارزات افتخارآمیز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاک شهدای لبنان، بر کف خیابان‏های داغ و بر دامنه کوه‏های مرزی اسرائیل برای ابد ثبت گردیده است.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران:
دکتر چمران با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران، بعد از ۲۳ سال هجرت، به وطن باز می‏گردد. همه تجربیات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می‏پردازد و همه تلاش خود را صرف تربیت اولین گروه‏های پاسداران انقلاب در سعدآباد می‏کند. سپس در شغل معاونت نخست‏وزیر در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر می‏اندازد تا سریع‏تر و قاطعانه‏تر مسئله کردستان را فیصله دهد تا اینکه بالاخره در قضیه فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ایمان و اراده آهینن و شجاعت و فداکاری او بر همگان ثابت می‏گردد.

در کردستان:
در آن شب مخوف پاوه، همه امیدها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل‏شکسته در میان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اکثریت پاسداران قتل‏عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی‏ها به دست دشمن افتاده بود و موج نیروهای خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزدیک‏تر می‏شد. باران گلوله می‏بارید و می‏رفت تا آخرین نقطه مقاومت نیز در خون پاسداران غرق گردد. ولی دکتر چمران با شهامت و شجاعت و ایثارگری فراوان توانست این شب هولناک را با پیروزی به صبح امید متصل کند و جان پاسداران باقی‏مانده را نجات دهد و شهر مصیبت‏زده را از سقوط حتمی برهاند.
آنگاه فرمان انقلابی امام‏خمینی(ره) صادر شد. فرماندهی کل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در ۲۴ ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهی منطقه نیز به عهده دکتر چمران واگذار شد.
رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حرکت درآمدند و همه تجارب انقلابی، ایمان، فداکاری، شجاعت،‌قدرت رهبری و برنامه‏ریزی دکتر چمران در اختیار نیروهای انقلاب قرار گرفت و عالی‏ترین مظاهر انقلابی و شکوهمندترین قهرمانی‏ها به وقوع پیوست و در عرض ۱۵ روز شهرها و راه‏ها و مواضع استراتژیک کردستان به تصرف نیروهای انقلاب اسلامی درآمد و کردستان از خطر حتمی نجات یافت و مردم مسلمان کرد با شادی و شعف به استقبال این پیروزی رفتند.

وزارت دفاع:
دکتر چمران بعد از این پیروزی بی‏نظیر به تهران احضار شد و از طرف رهبر عالیقدر انقلاب، امام‏خمینی(ره)، به وزارت دفاع منصوب گردید.
در پست جدید، برای تغییر و تحول ارتش از یک نظام طاغوتی، به یک سلسله برنامه‏های وسیع بنیادی دست زد که پاک‏سازی ارتش و پیاده کردن برنامه‏های اصلاحی از این قبیل است تا به یاری خدا و پشتیبانی ملت، ارتشی به وجود آید که پاسدار انقلاب و امنیت استقلال کشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

مجلس:
دکتر مصطفی چمران در اولین دور انتخابات مجلس شورای اسلامی، از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد و تصمیم داشت در تدوین قوانین و نظام جدید انقلابی، بخصوص در ارتش،‌ حداکثر سعی و تلاش خود را بکند تا ساختار گذشته ‌ارتش به نظامی انقلابی و شایسته ارتش اسلامی تبدیل شود. در یکی از نیایش‏های خود بعد از انتخاب نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی، اینسان خدا را شکر می‏گوید: «خدایا، مردم آنقدر به من محبت کرده‏اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار کرده‏اند که به راستی خجلم و آنقدر خود را کوچک می‏بینم که نمی‏توانم از عهده آن به درآیم. خدایا، تو به من فرصت ده، توانایی ده تا بتوانم از عهده برآیم و شایسته این همه مهر و محبت باشم.»
وی سپس به نمایندگی رهبر کبیر انقلاب اسلامی در شورایعالی دفاع منصوب شد و مأموریت یافت تا بطور مرتب گزارش کار ارتش را ارائه کند.

در خوزستان:
گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربیت و سازماندهی آنان، ستاد جنگ‏های نامنظم را در اهواز تشکیل داد. این گروه کم‏کم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زیادی انجام داد. تنها کسانی که از نزدیک شاهد ماجراهای تلخ و شیرین،‌ پیروزی‏ها و شکست‏ها، شهامت‏ها و شهادت‏ها و ایثارگری‏های آنان بودند، به گوشه‏ای از این خدمات که دکترچمران شخصاً مایل به تبلیغ و بازگویی آنها نبود، آگاهی دارند.
ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ‏های نامنظم یکی از این برنامه‏ها بود که به کمک آن، جاده‏های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود بیست کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک‏ماه، آب کارون را به طرف تانک‏های دشمن روانه ساخت، به طوری که آنها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‏نشینی کنند و سدی عظیم مقابل خود بسازند و با این عمل فکر تسخیر اهواز را برای همیشه از سر به دور دارند.
یکی از کارهای مهم و اساسی او از همان روزهای اول، ایجاد هماهنگی بین ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. بازده این حرکت و شیوه جنگ مردمی و هماهنگی کامل بین نیروهای موجود، تاکتیک تقریباً جدید جنگی بود؛ چیزی که ابرقدرت‏ها قبلاً فکر آن را نکرده بودند. متأسفانه این هماهنگی در خرمشهر بوجود نیامد و نیروهای مردمی تنها ماندند. او تصمیم داشت به خرمشهر نیز برود، ولی به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدی اهواز، موفق نشد ولی چندین‏بار نیروهایی بین دویست تا یک‏هزار نفر را سازماندهی کرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به کمک دیگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پیاپی دشمن تا مدت‏ها مقاومت کنند.

محرم ماه شهادت و پیروزی سوسنگرد:
پس از یأس دشمن از تسخیر اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل‏بسته بود تا رویای قادسیه را تکمیل کند و برای دومین‏بار به آن شهر مظلوم حمله کرد و سه روز تانک‏های او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند.
دکتر چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، ‌با فشار و تلاش فراوان خود و آیت‏الله خامنه‏ای، ارتش را آماده ساخت که برای اولین‏بار دست به یک حمله خطرناک و حماسه‏‏آفرین نابرابر بزند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد و با نظمی نو و شیوه‏ای جدید از جانب جاده اهواز- سوسنگرد به دشمن یورش بردند. شهیدچمران پیشاپیش یارانش، به شوق کمک و دیدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوی این شهر می‏شتافت که در محاصره تانک‏های دشمن قرار گرفت. او سایر رزمندگان را به سوی دیگری فرستاد تا نجات یابند و خود را به حلقة‌ محاصره دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بیشتر بود و او همیشه به دامان خطر فرو می‏رفت. در این هنگام بود که نبرد سختی درگرفت؛ نیروهای کماندوی دشمن از پشت تانک‏ها به او حمله کردند و او همچون شیری در میدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه‏ای به نقطه‏ای دیگر و از سنگری به سنگری دیگر می‏رفت. کماندوهای دشمن او را زیر رگبار گلوله خود گرفته بودند، تانک‏ها به سوی او تیراندازی می‏کردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شدید آنها سریع، چابک، برافروخته و شادان از شوق شهادت در رکاب حسین(ع) و در راه حسین(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغییر می‏داد. در همین اثناء، هم‏رزم باوفایش به شهادت رسید و او یک‏تنه به نبرد حسین‏گونه خود ادامه می‏داد و به سوی دشمن حمله می‏برد. هرچه تنور جنگ گرم‏تر کی‏شد و آتش حمله بیشتر زبانه می‏کشید، چهره ملکوتی او، این مرد راستین خدا و سرباز حسین(ع)، گلگون‏تر وشوق به شهادتش افزون‏تر می‏شد تا آنکه در حین «رقص چنین میانه میدان» از دو قسمت پای چپ زخمی شد. خون گرم او با خاک کربلای خوزستان درهم آمیخت و نقشی زیبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفرید و هنوز هم گرمی قطرات خون او گرمی‏بخش رزمندگان باوفای اسلام و سرخی خونش الهام‏بخش پیروزی نهایی و بزرگ آنان است.
با پای زخمی بر یک کامیون عراقی حمله برد. سربازان صدام از یورش این شیر میدان گریخته و او به کمک جوان چابک دیگری که خود را به مهلکه رسانده بود، به داخل کامیون نشست و با لبانی متبسم، دیگران را نوید پیروزی می‏داد.
خبر زخمی شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزدیکی دروازه سوسنگرد، شور و هیجانی آمیخته با خشم و اراده و شجاعت در یاران او و سایر رزمندگان افکند که بی‏محابا به پیش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمنده مؤمن را از چنگال صدامیان نجات بخشیدند. دکتر چمران با همان کامیونی که خود را به بیمارستانی در اهواز رسانید و بستری شد، اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ‏های نامنظم و دوباره با پای زخمی و دردمند به ارشاد یاران وفادار خود پرداخت. جالب اینجا بود که در همان شبی که در بیمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تیمسار شهیدفلاحی، فرمانده لشگر ۹۲، شهید کلاهدوز، مسئولین سپاه و سرهنگ محمد سلیمی که رئیس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماینده امام در سپاه پاسداران (شهیدمحلاتی) در کنار تخت او در بیمارستان تشکیل شد و درهمان حال و همان شب، پیشنهاد حمله به ارتفاعات الله‏کبر را مطرح کرد.

آغاز حرکت مجدد:
به رغم اصرار و پیشنهاد مسئولین و دوستانش، حاضر به ترک اهواز و ستاد جنگ‏های نامنظم و حرکت به تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالی که در کنار بسترش و در مقابلش نقشه‏های نظامی منطقه، مقدار پیشروی دشمن و حرکت نیروهای خودی نصب شده بود و او که قدرت و یارای به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها می‏نگریست و مرتب طرح‏های جالب و پیشنهادات سازنده در زمینه‏های مختلف نظامی، مهندسی و حتی فرهنگی ارائه می‏داد. کم‏کم زخم‏های پای او التیام می‏یافت و او دیگر نمی‏توانست سکون را تحمل کند و با چوب زیربغل به پا خاست و بازهم آماده رفتن به جبهه شد.
به دنبال نبرد بیست و هشتم صفر (پانزدهم دی‏ماه ۵۹) که منجر به شکست قسمتی از نیروهای ماشد و فاجعه هویزه به بار آمد، دیگر تاب نشستن نیاورد، تعدادی از رزمندگان شجاع و جان بر کف را از جبهه فرسیه انتخاب کرد و با چند هلیکوپتر که خود فرماندهی آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زیربغل دست به عملی بی‏سابقه و انتحاری زد. او در حالی که از درد جنگ به خود می‏پیچید و از ناراحتی می‏خروشید، آماده حمله به نیروهای پشت جبهه و تدارکاتی دشمن در جاده جفیر به طلایه شد که به خاطر آتش شدید دشمن، هلیکوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هویزه بگذرند و حمله هوایی دشمن هلیکوپترها را مجبور به بازگشت ساخت که وی از این بازگشت سخت ناراحت و عصبانی بود.

دیدار امام امت:
بالاخره در اسفند ماه ۵۹ چوب زیربغل را نیز کنار گذاشت و با کمی ناراحتی راه می‏رفت و همراه با هم‏رزمانش از یکایک جبهه‏های نبرد در اهواز دیدن کرد.
پس از زخمی شدن، ‌اولین‏بار، برای دیدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسید و حوادثی را که اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عملیات و پیشنهادات خود را ارائه داد. امام امت(ره) پدرانه و با ملاطفت خاصی به سخنانش گوش می‏داد، او و همه رزمندگان را دعا می‏کرد و رهنمودهای لازم را ارائه می‏داد.
دکتر چمران از سکون و عدم تحرکی که در جبهه‏ها وجود داشت دائماً رنج می‏برد و تلاش می‏کرد که با ارائه پیشنهادات و برنامه‏های ابتکاری حرکتی بوجود آورد و اغلب این حرکت‏ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏برکف ستاد نیز عملی می‏ساخت. او اصرار داشت که هرچه زودتر به تپه‏های الله‏اکبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه که نزدیکی مرز است، رسانده تا ارتباط شمالی و جنوبی نیروهای عراقی و مرز پیوسته آنان قطع شود. بالاخره در سی‏ویکم اردیبهشت ماه سال شصت، با یک حملة‌ هماهنگ و برق‏آسا، ارتفاعات الله‏اکبر فتح شد که پس از پیروزی سوسنگرد بزرگترین پیروزی تا آن زمان بود. شهید چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولین کسانی بود که پای به ارتفاعات الله‏اکبر گذاشت؛ درحالی که دشمن زبون هنوز در نقاطی مقاومت می‏کرد. او و فرمانده شجاعش ایرج رستمی، دو روز بعد، با تعدادی از جان برکفان و یاران خود توانستند با فداکاری و قدرت تمام تپه‏های شحیطیه (شاهسوند) را به تصرف درآوردند، درحالی که دیگران در هاله‏ای از ناباوری به این اقدام جسورانه می‏نگریستند.
پس از پیروزی ارتفاعات الله‏اکبر، اصرار داشت نیروهای ما هرچه زودتر، قبل از اینکه دشمن بتواند استحکاماتی برای خود ایجاد کند، به سوی بستان سرازیر شوند که این کار عملی نشد و شهیدچمران خود طرح تسخیر دهلاویه را با ایثار و گذشت و فداکاری جان بر کف ستاد جنگ‏های نامنظم و به فرماندهی ایرج رستمی عملی ساخت.
فتح دهلاویه، در نوع خود عملی جسورانه و خطرناک و غرورآفرین بود. نیروهای مؤمن ستاد پلی بر روی رودخانه کرخه زدند، پلی ابتکاری و چریکی که خود ساخته بودند. از رودخانه عبور کردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاویه را به یاری خدای برگ فتح کردند. این اولین پیروزی پس از عزل بنی‏صدر از فرماندهی کل قوا بود که به عنوان طلیعه پیروزی‏های دیگر به حساب آمد.
در سی‏ام خردادماه سال شصت، یعنی یک‏ماه پس از پیروزی ارتفاعات الله‏اکبر، در جلسه فوق‏العاده شورایعالی دفاع در اهواز با حضور مرحوم آیت‏الله اشراقی شرکت و از عدم تحرک وسکون نیروها انتقاد کرد و پیشنهادات نظامی خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد.
این آخرین جلسه شورایعالی دفاع بود که شهیدچمران در آن شرکت داشت و فردای آن روز، روز غم‏انگیز و بسیار سخت و هولناکی بود.

به سوی قربانگاه:
در سحرگاه سی‏ویکم خردادماه شصت، ایرج رستمی فرمانده منطقه دهلاویه به شهادت رسید و شهید دکترچمران به شدت از این حادثه افسرده و ناراحت بود. غمی مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمی را فرا گرفته بود. دسته‏ای از دوستان صمیمی او می‏گریستند و گروهی دیگر مبهوت فقط به هم می‏نگریستند. از در و دیوار، ‌از جبهه و شهر، بوی مرگ و نسیم شهادت می‏وزید و گویی همه در سکوتی مرگبار منتظر حادثه‏ای بزرگ و زلزله‏ای وحشتناک بودند. شهیدچمران، یکی دیگر از فرماندهانش را احضار کرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاویه به جای رستمی معرفی کند و در لحظه حرکت وی، یکی از رزمندگان با سادگی و زیبایی گفت: «همانند روز عاشورا که یکایک یاران حسین(ع) به شهادت رسیدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسید و اینک خود او همانند ظهر عاشورای حسین(ع) آماده حرکت به جبهه است.»
همة‌ اطرافیانش هنگام خروج از ستاد با او وداع می‏کردند و با نگاه‏های اندوه‏بار تا آنجا که چشم می‏دید و گوش می‎‏شنید، او و همراهانش را دنبال می‏کردند و غمی مرموز و تلخ بر دلشان سنگینی می‏کرد.
دکتر چمران، شب قبل در آخرین جلسه مشورتی ستاد، یارانش را با وصایای بی‏سابقه‏ای نصیحت کرده بود و خدا می‏داند که در پس چهره ساکت و آرام ملکوتی او چه غوغا و چه شور و هیجانی از شوق رهایی، رستن از غم و رنج‏ها، شنیدن دروغ و تهمت‏ها و دم‏برنیاوردن‏ها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسیار یاران باوفای او به شهادت رسدیه بودند و اینک او خود به قربانگاه می‏رفت. سال‏ها یاران و تربیت‏شدگان عزیزش در مقابل چشمانش و در کنارش شهید شدند و او آنها را بر دوش گرفت و خود در اشتیاق شهادت سوخت، ولی خدای بزرگ او را در این آزمایش‏های سخت محک می‏زد و می‏آزمود، او را هر چه بیشتر می‏گداخت و روحش را صیقل می‏داد تا قربانی عالیتری از خاکیان را به ملائک معرفی نماید و بگوید: انی اعلم مالاتعلمون. «من چیزهایی می‏دانم که شما نمی‏دانید.»
به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بین راه مرحوم آیت‏الله اشراقی و شهید تیمسار فلاحی را ملاقات کرد. برای آخرین‏بار یکدیگر را بوسیدند و بازهم به حرکت ادامه داد تا به قربانگاه رسید. همه رزمندگان را در کانالی پشت دهلاویه جمع کرد، شهادت فرمانده‏شان، ایرج رستمی را به آنها تبریک و تسلیت گفت و با صدایی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عمیق و پرنور و چهره‏ای نورانی و دلی والامال از عشق به شهادت و شوق دیدار پروردگار، گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می‏برد.»
خداوند ثابت کرد که او را دوست می‏دارد و چه زود او را به سوی خود فراخواند.

شهادت:
سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده‏بوسی کرد، به همه سنگرها سرکشی نمود و در خط مقدم، در نزدیک‏ترین نقطه به دشمن، پشت خاکریزی ایستاد و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست، دیگر کسی جلوتر نرود، چون دشمن به خوبی با چشم غیرمسلح دیده می‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را دیده بود. آتش خمپاره که از اولین ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی‏های دیگری نیز گرفته بود، باریدن گرفت و دکتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از کنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگیرند. یارانش از او فاصله گرفتند و هر یک در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثه‏ای جانکاه بودند که خمپاره‏ها در اطراف او به زمین خورد و با اصابت یکی از خمپاره‏های صدامیان، یکی از نمونه‏های کامل انسانی که مایة‌ مباهات خداوند است، یکی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسین(ع)، یکی از عارفان سالک راه حق و حقیقت و یکی از ارزشمندترین انسان‏های علی‏گونه و یکی از یاران باوفای امام‏خمینی(ره) از دیار ما رخت بربست و به ملکوت اعلی پیوست.
ترکش خمپاره دشمن به پشت سر دکتر چمران اصابت کرد و ترکش‏های دیگر صورت و سینه دو یارش را که در کنارش ایستاده بودند، شکافت و فریاد و شیون رزمندگان و دوستان و برادران باوفایش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاری بود و چهره ملکوتی و متبسم و در عین‏حال متین و محکم و موقر آغشته به خاک و خونش، با آنکه عمیقاً سخن‏ها داشت، ولی ظاهراً دیگر با کسی سخن نگفت و به کسی نگان نکرد. شاید در آن اوقات، همانطوری که خود آرزو کرده بود، حسین(ع) بر بالینش بود و او از عشق دیدار حسین(ع) و رستن از این دنیای پر از درد و پیوستن به روح، به زیبایی، به ملکوت اعلی و به دیار مصفای شهیدان، فرصت نگاهی و سخنی با ما خاکیان را نداشت.
در بیمارستان سوسنگرد که بعداً به نام شهید دکترچمران نامیده شد، کمک‏های اولیه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولی افسوس که فقط جسم بی‏جانش به اهواز رسید و روح او سبکبال و با کفنی خونین که لباس رزم او بود، به دیار ملکوتیان و به نزد خدای خویش پرواز کرد و ندای پروردگار را لبیک گفت که: «ارجعی الی ربک راضیه مرضیه»
از شهادت انسان‏ساز سردار پرافتخار اسلام، این فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حرکت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلکه امت مسلمان ایران و شیعیان محروم لبنان به پا خاستند و حتی ملل مستضعف و زاده دنیا غرق در حسرت و ماتم گردیدند.
امواج خروشان مردم حق‏شناس ما، خشمگین از این جنایت صدام و اندوهبار و اشک‏آلود،‌ پیکر پاک او را در اهواز و تهران تشییع کردند که «انالله و انّاالیه راجعون.»
بلی، این‏چنین زندگی سراسر تلاش و مبارزه خالصانه و عارفانه در راه خدای او آغاز گشت و این‏چنین در کربلای خوزستان در جهاد و نبرد رویاروی علیه باطل، حسین‏گونه به خاک شهادت افتاد و به ملکوت اعلی عروج کرد و به آرزوی دیرین خود که قربانی شدن عاشقانه در راه خدا بود، نایل گشت. خدایش رحمت کند و او را با حسین(ع) و شهدای کربلا محشور گرداند.

والسلام علی من‏اتبع‏الهدی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۰٫ شیوا صمیمی  |  آذر  ۱۳۸۷

تا به کی باید به امید روزهای بهتر بود …خداوند هم که پنداری خوابش برده یا خود باج بگیر این رژیم شده ست . تا کی باید امیدوار باشیم و بگوییم که روزی حق به حقدار میرسد ، چه باید به جوانان گل و روشنفکری همانند گفت که در این روزها بجای بارور شدن و به آینده بهتر و روشن تر ایمان آوردن اینگونه بغض گلویشان را بگیرد و اینگونه سرکوب شوند .پس کجاست راستی ؟ کجاست حقانیت ؟ کجاست پروردگار ؟
بقول ارد بزرگ آزادی باجی به مردم نیست ! چرا که مال و داشته آنهاست.

حال ما برای این مال و سهم خودمان داریم تاوان میپردازیم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۱٫ احسان از سبزوار   |  آذر  ۱۳۸۷

شیوای عزیز چه انتظاری از این دولت داری تا زمانیکه دنباله روی تز “هدف، وسیله را توجیه می کند” است

خانم ریحانه آرمانی خسته نباشید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۲٫ سید محمد کاظم روحانی نژاد  |  آذر  ۱۳۸۷

شما مثال همون چپ و راستی هستین که شهید چمران می گفت :
خدایا روزگاری آمد که مسیحیان کتائبی از جلو به ما حمله ور شده و مارا می کشتند و خانه های ما را زیر بمبارانها به آتش می کشیدند، و احزاب و منظمات افراطی چپ نیز از پشت بما خنجر می زدند، روزنامه ها و رادیوها و تلویزیونهای چپ و راست بما فحش می دادند و ما را متهم به خیانت می کردند، همه راهها مسدود شده بود، خدایا ترا شکر میکنم که راه پرافتخار شهادت را در جلوی ما گشودی، که با ایمان بتو و اطمینان خاطر، در راه حق، قدم برداریم و با تکیه به شهادت همه دشمنان را خلع سلاح کنیم.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۳٫ ali zamani  |  آذر  ۱۳۸۷

دکتر شریعتی می گوید انسان کامل باید برخودار از سه بعد ، آزادی ، آگاهی و آفریننده گی باشد .

حال به نظر شما کدامیک این سه بعد را دارد؟

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۴٫ ماشالله  |  آذر  ۱۳۸۷

صمیمی خانم فکر کردی آزادی نیست ؟
چه کسی سرکوب شده است؟
اگر منظورت همین چند جوجه دانشجو هست که خیلی زود جمعشون می کنیم . برو سرتو بنداز پایین …. زیادی نکن

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۵٫ مجتبی ثابتی  |  آذر  ۱۳۸۷

خانم آزاده ایمانی واقعا برایتان با این اظهار نظر بی اساس متاسفم این را برای آگاهی شما گداشته ام

اگرکسی عاطفه را با خصوصیات مبارزه چریکی با دشمن ، در تضاد تلقی کند و بگوید چگونه ممکن است این دو در وجود یک انسان جمع شود باید گفت ، اینها برخوردار از همان باوری است که او به خداوند داشت . به خداوندی که دارنده مجموع صفات ثبوتیه و سلبیه است .

این بود خصوصیت شهید چمران روحش شاد

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۶٫ سید محمد شجاعی  |  آذر  ۱۳۸۷

به نظر من به همان اندازه که نگاه سنتی در حل مشکلات و برطرف کردن موانع و معضلات دنیای جدید ناتوان است، به همان میزان نیز نگاه التقاطی به دین ناموفق و بلکه خطرآفرین است به همه عزیزان که در این نظر سنجی شرکت کرده اند توصیه میکنم به دین ستیزی پایان دهند

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۷٫ میلاد کرباسچی  |  آذر  ۱۳۸۷

ماشالله خان اینطوری ، بجای آنکه کسی را هم به نظام جذب کنی پراکنده می سازی
به نظر من دکتر سروش مانع شکاف عمیق تر بین مردم و جوانان با اسلام و مرجعیت شده است
فکر می کنم بهتر است از ادبیات دکتر سروش بهره بگیریم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۸٫ اسماعیل کردان  |  آذر  ۱۳۸۷

اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم در مجموع تلاش‌ها و مجاهدت‌های فرهنگی دکتر شریعتی را مثبت ارزیابی میشود شریعتی توانست هم از التقاط و انحراف اسلام در جامعه روشنفکری جلوگیری کند و هم توانست جوانان و دانشجویان و دانشگاه را از خطر مارکسیسم که آن روزها رشد روزافزونی در سطح جامعه و دانشگاه داشت مصون بدارد

اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۱۹٫ میلاد کرباسچی  |  آذر  ۱۳۸۷

عالی گفتی سید محمد شجاعی
من هم می گویم : نگاه التقاطی به دین ناموفق و بلکه خطرآفرین است
فکر می کنم دکتر سروش بزرگترین مانع نگاه التقاطی به اسلام در دانشگاهها است .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۰٫ شعبان قویدل  |  آذر  ۱۳۸۷

خیلی جالبه این قسمتی از نامه چمران به امام موسی صدره باور کنید اینا عاشق و معشوق بودن اسم مولانا و شمس تبریزی بد در رفته حالا شاید بشه فهمید چرا چمران مدام میرفته لبنان توجه کنید:
تو ای محبوب من، دنیایی جدید به روی من گشودی که خدای بزرگ مرا بهتر و بیشتر آزمایش کند. تو به من مجال دادی تا پروانه شوم، تا بسوزم، تا نور برسانم، تا عشق بورزم، تا قدرت‌های بی‌نظیر انسانی خود را به ظهور برسانم، از شرق به غرب و از شمال تا جنوب لبنان را زیر پا بگذارم و ارزش‌های الهی را به همگان عرضه کنم، تا راهی جدید و قوی و الهی بنمایانم….
تو را دوست می‌دارم !!!!و این دوستی، بابت احتیاج و یا تجارت نیست. در این دنیا به کسی احتیاج ندارم. حتی گاهگاهی از خدای بزرگ نیز…. چیزی نمی‌خواهم،

باور کنید اول فکر کردم با خدا داشته رازو نیاز میکرده

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۱٫ میر باقر شهمیرزاد  |  آذر  ۱۳۸۷

تمامم تلاش بزرگانی چون شریعتی بازرگان و چمران و دانشمندان دیگر این بود که
اسلام را به عنوان یک ایدولو ژی برای کما ل نه یک مذهب تنها و مشغول کننده ارایه کنند و در این کار هم موفق بودند .
نتیجه آن هم انقلاب بود.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۲٫ سجاد وطن زاد  |  آذر  ۱۳۸۷

با درود به روح شهید چمران و دکتر علی شریعتی در اینجا مرثیه دکتر چمران در سوگ یار دیرینش دکتر شریعتی را می آورم

«… ای علی! همیشه فکر می‌کردم که تو بر مرگ من مرثیه خواهی گفت و چقدر متأثرم که اکنون من بر تو مرثیه می‌خوانم!
ای علی! من آمده‌ام که بر حال زار خود گریه کنم، زیرا تو بزرگتر از آنی که به گریه و لابه ما احتیاج داشته باشی!….
خوش داشتم که وجود غم‌آلود خود را به سرپنجه هنرمند تو بسپارم، و تو نیِ وجودم را با هنرمندی خود بنوازی و از لابلای زیر و بم تار و پود وجودم، سرود عشق و آوای تنهایی و آواز بیابان و موسیقی آسمان بشنوی.
می‌خواستم که غم‌های دلم را بر تو بگشایم و تو «اکسیر صفت» غم‌های کثیفم را به زیبایی مبدّل کنی و سوزوگداز دلم را تسکین بخشی.
می‌خواستم که پرده‌های جدیدی از ظلم وستم را که بر شیعیان علی(ع) و حسین(ع) می‌گذرد، بر تو نشان دهم و کینه‌ها و حقه‌ها و تهمت‌ها و دسیسه‌بازی‌های کثیفی را که از زمان ابوسفیان تا به امروز بر همه جا ظلمت افکنده است بنمایانم.
ای علی! تو را وقتی شناختم که کویر تو را شکافتم و در اعماق قلبت و روحت شنا کردم و احساسات خفته وناگفته خود را در آن یافتم. قبل از آن خود را تنها می‌دیدم و حتی از احساسات و افکار خود خجل بودم و گاهگاهی از غیرطبیعی بودن خود شرم می‌کردم؛ اما هنگامی ‌که با تو آشنا شدم، در دوری دور از تنهایی به در آمدم و با تو هم‌راز و همنشین شدم.

ای علی! تو مرا به خویشتن آشنا کردی. من از خود بیگانه بودم. همه ابعاد روحی و معنوی خود را نمی‌دانستم. تو دریچه‌ای به سوی من باز کردی و مرا به دیدار این بوستان شورانگیز بردی و زشتی‌ها و زیبایی‌های آن را به من نشان دادی.
ای علی! شاید تعجب کنی اگر بگویم که همین هفته گذشته که به محور جنگ «بنت جبیل» رفته بودم و چند روزی را در سنگرهای متقدّم «تل مسعود» در میان جنگندگان «امل» گذراندم، فقط یک کتاب با خودم بردم و آن «کویر» تو بود؛ کویر که یک عالم معنا و غنا داشت و مرا به آسمان‌ها می‌برد و ازلیّت و ابدیّت را متصل می‌کرد؛ کویری که در آن ندای عدم را می‌شنیدم، از فشار وجود می‌آرمیدم، به ملکوت آسمان‌ها پرواز می‌کردم و در دنیای تنهایی به درجه وحدت می‌رسیدم؛ کویری که گوهر وجود مرا، لخت و عریان، در برابر آفتاب سوزان حقیقت قرار داده، می‌گداخت و همه ناخالصی‌ها را دود و خاکستر می‌کرد و مرا در قربانگاه عشق، فدای پروردگار عالم می‌نمود…

ای علی! همراه تو به کویر می‌روم؛ کویر تنهایی، زیر آتش سوزان عشق، در توفان‌های سهمگین تاریخ که امواج ظلم و ستم، در دریای بی‌انتهای محرومیت و شکنجه، بر پیکر کشتی شکسته حیات وجود ما می‌تازد.
ای علی! همراه تو به حج می‌روم؛ در میان شور و شوق، در مقابل ابّهت وجلال، محو می‌شوم، اندامم می‌لرزد و خدا را از دریچه چشم تو می‌بینم و همراه روح بلند تو به پرواز در می‌آیم و با خدا به درجه وحدت می‌رسم.
ای علی! همراه تو به قلب تاریخ فرو می‌روم، راه و رسم عشق بازی را می‌آموزم و به علی بزرگ آن‌قدر عشق می‌ورزم که از سر تا به پا می‌سوزم….

ای علی! همراه تو به دیدار اتاق کوچک فاطمه می‌روم؛ اتاقی که با همه کوچکی‌اش، از دنیا و همه تاریخ بزرگتر است؛ اتاقی که یک در به مسجدالنبی دارد و پیغمبر بزرگ، آن را با نبوّت خود مبارک کرده است، اتاق کوچکی که علی(ع)، فاطمه(س)، زینب(س)، حسن(ع) و حسین(ع) را یکجا در خود جمع نموده است؛ اتاق کوچکی که مظهر عشق، فداکاری، ایمان، استقامت و شهادت است.
راستی چقدر دل‌انگیز است آنجا که فاطمه کوچک را نشان می‌دهی که صورت خاک‌آلود پدر بزرگوارش را با دست‌های بسیار کوچکش نوازش می‌دهد و زیر بغل او را که بی‌هوش بر زمین افتاده است، می‌گیرد و بلند می‌کند!
ای علی! تو «ابوذر غفاری» را به من شناساندی، مبارزات بی‌امانش را علیه ظلم و ستم نشان دادی، شجاعت، صراحت، پاکی و ایمانش را نمودی و این پیرمرد آهنین‌اراده را چه زیبا تصویر کردی، وقتی که استخوان‌پاره‌ای را به دست گرفته، بر فرق «ابن کعب» می‌کوبد و خون به راه می‌اندازد! من فریاد ضجه‌آسای ابوذر را از حلقوم تو می‌شنوم و در برق چشمانت، خشم او را می‌بینم، در سوز و گداز تو، بیابان سوزان ربذه را می‌یابم که ابوذر قهرمان، بر شن‌های داغ افتاده، در تنهایی و فقر جان می‌دهد … .

‌ای علی! تو در دنیای معاصر، با شیطان‌ها و طاغوت‌ها به جنگ پرداختی، با زر و زور و تزویر درافتادی؛ با تکفیر روحانی‌نمایان، با دشمنی غرب‌زدگان، با تحریف تاریخ، با خدعه علم، با جادوگری هنر روبه‌رو شدی، همه آنها علیه تو به جنگ پرداختند؛ اما تو با معجزه حق و ایمان و روح، بر آنها چیره شدی، با تکیه به ایمان به خدا و صبر و تحمل دریا و ایستادگی کوه و برّندگی شهادت، به مبارزه خداوندان «زر و زور و تزویر» برخاستی و همه را به زانو در آوردی.
ای علی! دینداران متعصّب و جاهل، تو را به حربه تکفیر کوفتند و از هیچ دشمنی و تهمت فروگذار نکردند و غربزدگان نیز که خود را به دروغ، «روشنفکر» می‌نامیدند، تو را به تهمت ارتجاع کوبیدند و اهانت‌ها کردند. رژیم شاه نیز که نمی‌توانست وجود تو را تحمّل کند و روشنگری تو را مخالف مصالح خود می‌دید، تو را به زنجیر کشید و بالاخره… «شهید» کرد… .

یکی از مارکسیست‌های انقلابی‌نما در جمع دوستانش در اروپا می‌گفت: «دکتر علی شریعتی، انقلاب کمونیستی ایران را هفتاد سال به تأخیر انداخت» و من می‌گویم که: «دکتر علی شریعتی، سیر تکاملی مبارزه در راه حقّ و عدالت را هفتاد سال به جلو برد»… .

تو ‌ای شمع زیبای من! چه خوب سوختی و چه زیبا نور تاباندی، و چه باشکوه، هستی خود را در قربانگاه عشق، فدای حق کردی.
من هیچ‌گاه از سوزش قلب تو و کوه اندوه تو و هاله حزنی که بر وجودت سایه افکنده بود، احساس نگرانی نمی‌کردم؛ زیرا می‌دانستم که تو شمعی و باید بسوزی تا نور بدهی. سوختن، حیات است و آرامش، مرگ تو؛ و حرام است که شمع مقدّس وجود تو، قبل از آن‌که سر تا به پا بسوزد، خاموش و تاریک گردد.

ای علی! ای نماینده غم! ‌ای دریای درد! این رحمت بزرگ خدا بر تو گوارا باد… .
ای علی! شیعیان «حسین» در لبنان زندگی تیره و تاری دارند، توفان بلا بر آنها وزیدن گرفته است، سیلی بنیان‌کن می‌خواهد که ریشه این درخت عظیم را براندازد. همه ستمگران وجنایت پیشگان و عمّال ظلم و کفر و جهل، علیه ما به میدان آمده‌اند، قدرت‌های بزرگ جهانی، با زور و پول و نفوذ خود در پی نابودی ما هستند. مسیحیان به دشمنی ما کمر بسته‌اند و مناطق فلک‌زده ما را زیر رگبار گلوله‌ها به خاک و خون می‌کشند و همه روزه شهیدی به قافله شهدای خونین‌کفن ما اضافه می‌شود، متحدین و عوامل کشورهای به اصطلاح چپی نیز ما را دشمن استراتژیک خود می‌دانند و در پنهان و آشکار، به دنبال نابودی ما هستند. عدّه‌ای از روحانی‌نمایان و مؤمنین تقلیدی و ظاهری نیز ما را محکوم می‌کنند، که چرا با انقلاب فلسطین همکار و همقدم شده‌ایم. به شهدای ما اهانت می‌کنند و آنها را «شهید» نمی‌نامند، زیرا فتوای مرجع برای قتال ضد اسرائیل و کتائب هنوز صادر نشده است! این روحانی‌نمایان، ما را به حربه تکفیر می‌کوبند. …

ای علی! به جسد بی‌جان تو می‌نگرم که از هر جانداری زنده‌تر است؛ یک دنیا غم، یک دنیا درد، یک کویر تنهایی، یک تاریخ ظلم وستم، یک آسمان عشق، یک خورشید نور و شور و هیجان، از ازلیّت تا به ابدیت در این جسد بی‌جان نهفته است.
تو‌ ای علی! حیات جاوید یافته‌ای و ما مردگان متحرک آمده‌ایم تا از فیض وجود تو، حیات یابیم.
قسم به غم، که تا روزگاری که دریای غم بر دلم موج می‌زند، ‌ای علی، تو در قلب من زنده و جاویدی… .
قسم به شهادت، که تا وقتی که فداییان از جان گذشته، حیات و هستی خود را در قربانگاه عشق فدا می‌کنند، تو بر شهادت پاک آنها شاهدی و شهیدی!

و تو ‌ای خدای بزرگ! علی را به ما هدیه کردی تا راه و رسم عشق‌بازی و فداکاری را به ما بیاموزاند؛ چون «شمع» بسوزد و راه ما را روشن کند و ما به عنوان بهترین و ارزنده‌ترین هدیه خود، او را به تو تقدیم می‌کنیم، تا در ملکوت اعلای تو بیاساید و زندگی جاوید خود را آغاز کند…» .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۳٫ محسن سپهرنیا  |  آذر  ۱۳۸۷

آقایان شجاعی و کرباسچی
نگاه التقاطی مختص خود شماست
مختص کسانی همچون شریعتی و سروش است
اینها هدفشان از اول برقراری دولت اسلامی بوده یعنی مرز ایران براشون اهمیت نداشته الحاق به دول اسلامی آرزوشون بوده فکرشو بکنین دول اسلامی مثل موریتانی مثل سودان مثل اتیوپی و عربستان !
یعنی این که ایران شکوهمند رو بسپارن به عربهای حجاز که به خون جوانان ما تشنه اند و این روزها پول می دهند تا عبدالمالک ریگی سربازان میهن رو قتل عام کنه و بعد در شبکه العربیه به نمایش بگذارند و لذت کشتن جوانان ایرانی را عربها با حرص و ولع تماشا کنند ننگ به شما با این تفکرات قرون وسطایی .
ایران نیاز به آرمانها و انگیزه های ملی داره .
شایسته ترین متفکر بین این پنج تن بی شک ارد بزرگ است چرا که قصد نداره ایران رو فدای آرمانهای دروغینی کنه که شریعتی و سروش به دنبال اون بودند بکنه

http://bazkhord.sepehrblog.ir/

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

24. ابراهیمی از تهران  |  آذر  ۱۳۸۷

آقای شعبان قویدل جریان ارتباط دکتر چمران و امام موسی صدر از نوع دیگری است. این ارتباط به قدری قوی است که در نوشته‌ای، دکتر چمران اوج ارادت خود به امام موسی صدر را با کلماتی همچون «مولا ی من» ابراز می‌کند. چمران با ترک امریکا به دلیل اینکه نمی‌توانست به ایران مراجعت کند به لبنان می‌رود و در آنجا به اتفاق امام موسی صدر فعالیت‌های خوب و منسجمی را آغاز می‌کند که یکی از آنها تأسیس جنبش امل و آموزش نظامی به مبارزان فلسطینی و لبنانی و انقلابیون ایرانی است. ارتباطات امام موسی صدر و دکتر چمران فراتر و عمیق‌تر و پرمعناتر از آن چیزی است که در اینجا به آن اشاره شد. به خصوص درباره ارتباطاب معنوی این دو مطالب بسیاری گفته و شنیده شده است. دکتر چمران در کتاب لبنان به بخش هایی از این ارتباطات اشاره کرده است و مکتوبات مهمی در این زمینه از ایشان باقی است

امیدوارم بخوانید و آگاه شوید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۵٫ ابراهیمی از تهران  |  آذر  ۱۳۸۷

با سلام بر همه صالحان و منادیان تشیع علوی خصوصا دکتر علی شریعتی که چه خوب آقای دکتر از کلام وحی و بیان مولی علی ع بیان فرمودند که همین یک نشان بر عظمت و تقوای آن عبد صالح و عالم فرزانه کافی است روحش شاد و راهش مستدام باد

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۶٫ سیده طاهره هاشمی  |  آذر  ۱۳۸۷

بسیارند کسانی که هنوز مراسم دعای کمیل چمران را به خاطر دارند، حتی ایشان در برهه‌ای از زمان دست به ترجمه دعای کمیل می‌زند تا استفاده از آن برای دیگران راحت‌تر باشد. خود نیز در یکی از مناجاتهایش گفته است:
«خدایا می‌دانی…. در آن روزگاری که طرفداری از اسلام به ارتجاع و قهقراگرایی تعبیر می‌شد و کمتر کسی جرأت می‌کرد از مکتب مقدس تو دفاع کند، من در همه‌جا، حتی سرزمین کفر، علم اسلام را برمی‌افراشتم و با تبلیغ منطقی و قوی خود، همه مخالفین را وادار به احترام می‌کردم و تو ای خدای بزرگ! خوب میدانی که این فقط بر اساس اعتقاد قلبی من بود و هیچ محرک دیگری نمی‌توانست داشته باشد.»

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۷٫ یاس بهشت  |  آذر  ۱۳۸۷

وقتی جمله پر معنی ارد بزرگ را در مورد آزادی دیدم خواستم دیدگاه خوذم را هم بیان کنم گرچه به رسایی جمله ایشان نیست اما خواستم بگویم من هم با ایشان هم عقیده هستم
آزادی، برترین سازوکار فعال کردن همه توانایی‌ها و ظرفیتهای انسانی است. هیچ کس نمی‌تواند در جامعه محروم از آزادی خدمت کند، توانایی‌هایش را پویا سازد و موهبت‌های الهی را بپروراند. آزادی یعنی به رسمیت شناختن کرامت انسان و خوش‌گمانی نسبت به انسان. حال آن که نبود آزادی، یعنی بدگمانی نسبت به انسان و کاستن از کرامت او. کسی می‌تواند آزادی را محدود کند که به فطرت انسانی اعتقاد نداشته باشد.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۸٫ محسن سپهرنیا  |  آذر  ۱۳۸۷

علاقمندان دکتر عبدالکریم سروش بخوانند :
قسمتی از مصاحبهٔ عبدالکریم سروش دربارهٔ انقلاب فرهنگی:

«آقای ربانی‌املشی، مسوول روحانی تصفیه استادان بودند که مرحوم شدند. بعدا افراد تازه‌ای آمدند، از جمله آقای احمد احمدی که تا امروز هم در شورا حضور دارند – دکتر داوری، دکتر پورجوادی و… . همچنین مایلم یادآوری کنم که وزیر علوم هم آن زمان عضو شورای انقلاب فرهنگی بود. ابتدا دکتر عارفی و بعد به مدت طولانی آقای دکتر نجفی و از قضا مسوول تصفیه‌های وزارت علوم بود. وقتی من آخرین بار از وزارت علوم پرسیدم، آنها در گزارشی محرمانه به من گزارش دادند که ۷۰۰ نفر از اساتید تصفیه شده‌اند. … اگر تصفیه ها کار خلافی بوده که در شورا انجام شده است، همه بودند. آقای شریعتمداری بود، آقای فارسی بود که با تصفیه‌ها همراه بود و ارتباط مستقیم هم با اسدالله لاجوردی داشت. یک جناح‌هایی در کشور مایلند اولا شورای انقلاب فرهنگی را در تصفیه اساتید خلاصه و ثانیا اعضای آن را هم در وجود بنده خلاصه کنند. یک نفر اسم از آقای شریعتمداری یا آقای احمدی نمی‌برد که اتفاقا ایشان هم بسیار موافق تصفیه‌ها بودند. …»[۳]

«گرچه پاکسازی‌ها عزلا‌ و نصبا و قانونا به ما ربطی نداشت، من غایت جهد خود را برای دستگیری از افتادگان می‌کردم. یک قلم بگویم که از ستاد انقلا‌ب فرهنگی خواستند که همه دانشجویان توده‌ای، از مبتدی تا منتهی را از دانشگاه اخراج کند. احتجاج ما سود نداشت. ما که مصلحت را در این امر نمی‌دانستیم پناه به آقای خامنه‌ای و سپس آقای هاشمی بردیم. و آقای هاشمی بود که توانست رای را برگرداند و به توده‌ای‌ها اجازه دهد تا تحصیلشان را به پایان ببرند. در این باب بیش از این نمی‌گویم چون اصل شبهه را روا نمی‌دانم. آنکه برای توده‌ای‌ها چنین می‌کند با غیرتوده‌ای‌ها چه خواهد کرد؟ به هر حال شاید همین ایستادگی در برابر حکم اخراج توده‌ای‌‌ها بود که باعث شد روند اخراج‌ها، اگر هم صورت گرفت که صورت گرفت از مسیری خارج از ستاد انقلا‌ب فرهنگی انجام پذیرد.» [۴]

او می‌گوید «پاکسازی‌ها عزلا‌ و نصبا و قانونا به ما ربطی نداشت» اما یک خط پایین تر می‌‌گوید:‌ « از ستاد انقلا‌ب فرهنگی خواستند که همه دانشجویان توده‌ای، از مبتدی تا منتهی را از دانشگاه اخراج کند»

اگر پاکسازی‌ها ربطی به ستاد انقلاب فرهنگی نداشت چرا از ستاد انقلاب فرهنگی خواستند تا دانشجویان توده‌ای را اخراج کند؟ آیا از ستاد انقلاب فرهنگی نخواستند که دانشجویان وابسته به دیگر گروه‌های سیاسی را هم اخراج کند؟ ستاد در رابطه با آن‌ها چه کرد؟ در سال‌های ۵۹- ۶۱ برای مقامات امنیتی و اطلاعاتی اولویت با اخراج دانشجویان وابسته به کدام جریان‌ سیاسی بود؟

محمد علی نجفی وزیر ‌آموزش عالی در پاسخ به سروش یادآوری می‌کند که امر اخراج و پاکسازی دانشجویان و استادان بر اساس آیین‌نامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگی بوده و توسط هیأت‌هایی که زیر نظر این ستاد فعالیت می‌کردند اجرا میشد:

«-۲ بنده (و سایر وزرای فرهنگ و آموزش‌عالی) هیچ‌گاه عضو ستاد انقلاب فرهنگی نبودیم و تنها حدود شش سال پس از تشکیل آن ستاد و با شکل‌گیری شورای‌عالی انقلاب فرهنگی وزرای وقت سه وزارتخانه (آموزش و پرورش، فرهنگ و آموزش‌عالی، فرهنگ و ارشاد اسلامی) به عضویت آن شورا درآمدند. و این عضویت زمانی است که پیش از آن دانشگاه‌ها بازگشایی شده و تصفیه‌ها خاتمه یافته بود.

آقای سروش نیک می‌دانند که گروه بر ستاد انقلاب فرهنگی (که به قول ایشان در جلسات معمولا در مقابل آنها سکوت می‌کردند) پاکسازی استادان و گزینش دانشجویان را از شئون اصلی انقلاب فرهنگی می‌دانستند ….

نتیجه آنکه هیچ‌گاه وزارت فرهنگ و آموزش‌عالی(علوم) مسوول تصفیه یا پاکسازی استادان نبوده است و این امر بر اساس آئین‌نامه مصوب ستاد انقلاب فرهنگی و توسط هیات‌هایی بود که زیر نظر آن ستاد صورت می‌گرفت. حتی ستاد مزبور تا مدت‌ها با حضور یک نماینده از طرف وزیر در آن هیات‌ها مخالفت می‌کرد، چه رسد به اینکه مسوولیت تصفیه استادان به دوش وزارتخانه سپرده شده باشد.»

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۲۹٫ سردار جوانان  |  آذر  ۱۳۸۷

بیش از ربع قرن از پیروزی انقلاب و استقرار نظام اسلامی ‌می‌گذرد؛ انقلابی که به تعبیر پایه گدارانش بیش از آنکه سیاسی باشد، فرهنگی بود حال این انقلاب که داعیه فرهنگی دارد چه بر سر نسل من آورده با هم بخوانیم

هفتاد درصد جمعیت کشور را جوانان تشکیل می‌دهند و همین جمعیت جوان است که وضعیت سیاسی کشور را در آینده رقم خواهد زد. در صد بسیار بالائی از این جوانان، دارای تحصیلات عالی و آکادمیک بوده و در جستجوی آزادی‌های گسترده اجتماعی و فرهنگی وشغلی بوده و خواهان مشارکت سیاسی می‌باشند.
* در حال حاضر نزدیک به ۳۰ درصد این جوانان بیکار هستند.
* دیر زمانی است که نوعی دلمُردگی و بی تفاوتی روز افزون نسبت به مسائل سیاسی و اعتقادی و اجتماعی، در بخش عظیمی ‌از دانشجویان دانشگاه‌ها، خصوصا در شهرها و در دانشگاه‌های بزرگ مشاهده می‌شود.
* اجرای برنامه‌ها و سیاست‌های اشتغال‌زایی، به رغم مانورهای تبلیغاتی دولت و حکومت، هنوز حتی رشد نرخ بیکاری را مهار نکرده است.
* چشم انداز توسعه صنایع داخلی و رسیدن به مرز خود اتکائی، به دلیل رشد روز افزون واردات کالاهای مصرفی، هنوز نقطه امیدوار کننده‌ای را نشان نمی‌دهد. مشکل مضاعف این واقعیت را باید در عدم کنترل دولت بر بخش عظیمی ‌از این کالاهای وارداتی دانست.
* روی آوردن به مواد مخدر و به اصطلاح نشاط آور و مصرف قرص‌های محرک اعصاب، خود خطر بالفعل روان سوز و عامل بالقوه ویرانگر دیگری است .
* مشکلاتی که بر سر راه ازدواج جوانان وجود دارد و شرایط نامطلوبی که از سنت‌های دیرینه برمی‌خیزد و مایه و پایه مذهبی داشته و مانعی بزرگ بر سر راه ارضای غرایز طبیعی آنان می‌باشد، رفته رفته به نقطه بحرانی خود رسیده است.خبر‌هایی که از این بحران حکایت دارد و غالبا برای حفظ آرامش نسبی خانواده‌ها منتشر نمی‌شود، میزان جدی بودن این مسئله را نشان می‌دهد.
* برخوردهای نا صوابی که با دختران و پسران جوان به دلایل معلوم در پارک‌ها و خیابانها وتفریح گاههای عمومی‌صورت می‌گیرد، جبرا” دیدارها و گرد همآئی‌های آنان را به محافل خصوصی و خانه‌ها ـکه به مراتب مفسده انگیز تر خواهد بود ـ می‌کشاند.
* طرح و شرح دیگرمشکلات و نابسامانی‌های اقتصادی و آموزشی و قضائی و…. و هم چنین بیان موفقیت‌ها و دستآوردهای علمی‌وفنی و…از چارچوب نوشتار حاضر خارج است، چرا که مرکز ثقل این گفتار را بحران‌های عقیدتی و مشکلات فرهنگی جوانان تشکیل می‌دهد. که تماما از دستاوردهای نظام اسلامی است باز هم بگویید شریعتی و بازرگان و چمران و حتی این سروش غرب زده ناسیونالیست هستند!

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۰٫ محمد راشدی  |  آذر  ۱۳۸۷

بسیار خوشحالم از اینکه شما به این اقدام روشنگرانه دست زدید. به امید روزی که این چنین شخصیتها فراموش نشوند.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۱٫ سیده طاهره هاشمی  |  آذر  ۱۳۸۷

در صبوری بی نظیر بود مصطفی
«شهید چمران طی سالهایی که در آمریکا بود، عاشق دختری می‌شود که بعداً هم اسمش را عوض می‌کند و پروانه می‌گذارد. با او ازدواج می‌کند و سالهای بعد صاحب سه فرزند می‌شود. چمران همسرش را راضی می‌کند تا با او به مصر و بعد لبنان بیاید. آنها مدتی هم در لبنان با هم زندگی می‌کنند، اما بعد از مدتی کاسه صبر همسرش لبریز می‌شود. شاید تصور شود که چمران هم مثل هر مرد دیگری که در شرایط سخت مبارزاتی قرار گرفته و همسر و فرزندانش هم حاضر نبودند با او زندگی کنند، همه آرمان‌ها را رها کرده و به دنبال خانواده برود، ولی او ترجیح می‌دهد از زندگی شخصی‌اش بگذرد. روزی که چمران خانواده‌اش را به فرودگاه می‌برد، من همراهشان بودم. چمران در تمام طول مسیر گریه می‌کرد. یعنی در نهایت عشقی که به همسر و فرزندانش داشت، آنها را ترک کرد. اما مسئله مبارزه آنقدر برایش مهم بود که راضی به این جدایی شد. پس از مدتی همسر چمران تلاش کرد تا وی را وادار کند تا هر از گاهی به دیدن آنها برود، اما چمران گفت دیگر تمام شد. واقعاً دنیا را با تمام ویژگی‌هایش طلاق داد و دیگر هم سراغ آنها نرفت. این نرفتن حتی بعد از انقلاب هم ادامه پیدا کرد. او به همسرش گفت: یا با ما بمان و به این زندگی با تمام ویژگی‌هایش ادامه بده یا برو. بعد از مدتی فرزند پسرش در سواحل آمریکا غرق شد.»

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۲٫ سیده طاهره هاشمی  |  آذر  ۱۳۸۷

راز و نیازهای شهید مصطفی چمران : «ای حیات! با تو وداع می‌کنم، با همه زیبایی‌هایت، با همه مظاهر جلال و جبروتت، با همه کوه‌ها، آسمانها و دریاها و صحراها، با همه وجود وداع می‌کنم. با قلبی سوزان و غم‌آلود به سوی خدای خود می‌روم و از همه چیز چشم می‌پوشم… خدایا تو را شکر می‌گویم که باب شهادت را به روی بندگان خالصت گشوده‌ای…»

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۳٫ نرگس دولتی  |  آذر  ۱۳۸۷

یکی از اصلی ترین سلاح های در جهت صدور انقلاب اسلامی، افکار “علی شریعتی” بود و به ویژه دو کتاب او که به دهها زبان جهان ترجمه و به طور رایگان! در دسترس همه قرار گرفته و می گیرد؛ کتاب “شهادت” و کتاب “پس از شهادت”. این دو کتاب در اصل دو سخنرانی از شریعتی بود که در همان سال ها بر روی کاغذ پیاده شد و نقش بسیار مهمی در ترویج و تشویق مرگ مقدس و شهادت طلبی شیعی اسلامی داشته است, به سایر کشور ها نیز منتقل نمودند. تمام کسانی که امروز در گوشه و کنار جهان با نام اسلام عملیات انتحاری انجام می دهند، بدون شک این دو کتاب سحرآمیز! را خوانده اند. اما واقعاً علی شریعتی که معلم انقلاب اسلامی ایران لقب گرفت و امروز نیز همچنان رژیم اسلامی در تلاش است تا به گونه ای دیگر او را زنده نموده و نوعی دیگر از اسلام را در ایران تبلیغ کند و هم بزرگترین سرمایه حاکمان ایران برای صدور انقلاب اسلامی بوده و هست، با نوشتن این دو کتاب به بشریت خیانت نکرد؟

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۴٫ سیده طاهره هاشمی  |  آذر  ۱۳۸۷

چمران عارفی واصل و خاموش بود که بیش از اینکه در پی سیاست عرفی باشد، دلبسته «سیاست رومانتیک» بود، بیش از دغدغه خاک واقعاً در پی افلاک بود. آنگونه که از آثار چمران پیداست، وی نه مرد لحظات آرامش و سکون و دعوای زرگری، بلکه مرد لحظات رخداد و به قول هانری کربن در «زمانی غیر زمان‌ها» سیر می‌کرد و به این اعتبار پایان جنگ می‌توانست آغاز غربت او نیز باشد؛ چرا که از این دیدگاه شعیه واقعی همیشه غریب است و در لحظات غیررخداد غریب‌تر.
چمران در دهه پنجاه با دکتر علی شریعتی هم دمخور بوده است و مرثیه‌ای که بر مزار وی خوانده شدت علاقه وی را به دکتر نشان می‌دهد. شاید مهمترین وجه اشتراک شریعتی و چمران دلبستگی آنها به آرمان بیش از واقعیت بود. به نظر می‌رسد که چمران احساس می‌کرد علی شریعتی حرف‌های دلش را به گونه‌ای فنی‌تر بیان می‌دارد. ابوذر، سلمان، زینب، حسین و علی مورد اشاره شریعتی بسیار جذاب و برای چمران دل‌انگیزتر می‌نمود.
در نهایت اینکه دکتر چمران را نمی‌توان در چارچوب‌های تحلیلی رایج تفسیر کرد و قالب‌های سیاسی موجود، لباس‌هایی بس تنگ بر قامت ایشان است. شاید در صورت ادامه حیات آنگاه که آرمانهایش را در عالم واقع فراموش شده می‌دید، آنگونه که سنت آرمانگرایان است، انزوا را پیشه می‌کرد و تحقق واقعی آرمانها را در درون می‌جست، چرا که به قول ملک‌الشعرای بهار «مملکت تنگ بود و مرد بزرگ».
چمران آنگونه که خود بیان می‌کند، بایستی مس وجود خود را فراموش می‌کرد تا به یاری کیمیای عشق، لقای معشوق میسر گردد و به درستی که او کیمیای عشق یافت و زر شد:
دست از مس وجود چو مردان ره بشوی تا کیمیای عشق بیابی و زر شوی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۵٫ شجاع . ت.س   |  آذر  ۱۳۸۷

نرگس جان من هم با نظر شما موافقم کافیست یه سری به کتاب (شریعتی فریب بزرگ قرن ما) بزنید تا پی به شخصیت او ببرید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۶٫ اردشیر پورآذر سیرجانی  |  آذر  ۱۳۸۷

احساس می کنم کمتر به مباحث تئوریک ارد بزرگ پرداخته شده است مطلب زیر را از سایت استاد جعفر معروفی برداشت کرده ام که امیدوارم راضی به این کار باشند .

نگاهی به نظریه جدید کهکشان بزرگ اندیشه ارد بزرگ Great Orod

امروز می خواهم در مورد آخرین نظریه متفکر و اندیشمند کشورمان ارد بزرگ مطالبی بنویسم .
اگر خاطرتان باشد نظریه قاره کهن او نظر بسیاری را به خود جالب کرد نظریه ای که خواستار ایجاد قاره ای جدید از کشورهای : قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال باختری هندوستان ( سرزمین کشمیر ) ، پاکستان ، ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، جنوبی ترین بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا مرکز اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان تحت عنوان ” قاره کهن ” می شد .

او در نظریه خود به صراحت شرقی بودن این منطقه را رد کرده و پرسیده بود نقاط مشترک ما با آسیایی ها در چیست ؟
و اینکه چین قصد تسلط بر منطقه ما را با عناوینی همچون جاده ابریشم دارد و بدین طریق می خواهد بزرگی خویش را به رخ جهانیان بکشد .
حال آنکه از همین راه قبلا اندیشه های میترایزم و حتی شاهنامه ما را برداشت نموده و چهارصد سال پس از نوشتن شاهنامه توسط دانای توس فردوسی ، با اسمی جعلی می گویند کتاب آنهاست !.
جالب است که بدانیم بر اساس آن اشعار هزاران فیلم رزمی تولید کرده اند که ریشه گاه همه آنها شاهنامه است . حتما نام اشعار ” تانگ ” را در فیلم های رزمی آنها زیاد شنیده اید تانگ نامی است که چینی ها بر رستم نهاده اند .
البته امروزه بسیاری از تاریخ دانان چینی بر این اصل اعتراف می کنند اما…

نگاه ارد در آن نظریه یک بطن فرهنگی نیز داشت او به داستان فرزندان فریدون اشاره کرد که فریدون پادشاه اساطیری ایران زمین ، فرزندش ” تور ” را به چین و شرق فرستاد و دیگر فرزندش ” سلم ” را به اروپا و ایران را به ایرج سپرد همان ایرجی که توسط توطئه دو برادر کشته شد .
ارد بزرگ می گوید قاره کهن توسط سرزمینهای دیگر بلعیده شده سرزمینهایی که مراکز ثقل اصلی آنان تبار ما نیست تباری که تاریخ از وجود آن همواره روشنی و سپیدی به یادگار دارد…

و اما نظریه و ایده ” کهکشان بزرگ اندیشه ”

این نظریه نوید تحولی بزرگ در آینده را برای ایرانیان می دهد .

نظریه ارد بزرگ دقیقا در مقابل نظریه دهکده کوچک جهانی است . او در نظریه اش ثابت می کند دهکده کوچک جهانی زاییده فکر سردمداران غرب است که می پندارند با داشتن سخت افزار شبکه جهانی اینترنت می توانند آن را مدیریت نیز بنمایند .

اما بقول ارد بزرگ این ابزار دیگر در اختیار آنها نیست و حرکت سریع این رسانه در درون جوامع و وجود میلیونها کاربر ، جایی برای کنترل هدفمند آن توسط ارباب قدرت باقی نگذاشته است.

ارد بزرگ پیش بینی نموده که تعداد وبلاگها و سایتها بزودی چندین برابر جمعیت کل جهان بشود و برای هر سئوالی دهها راه حل پیدا می شود که بعضا مغایر هم هستند.
او رشد ترجمه داده ها را باعث تشدید جریان حاضر می داند و در نهایت معتقد است رستاخیز و انقلابی در صحنه اندیشه در حال شکل گیری است.
و در آخر بر این اصل پای می فشارد که ایرانیان بخاطر پیشینه سترگ و بزرگشان و همچنین خلاقیت و نو آوری در صحنه اندیشه می توانند پاشاهان آینده این کهکشان باشند شما رو دعوت می کنم در اینجا متن اصلی نظریه ” کهکشان بزرگ اندیشه ” را ببینید و بخوانید .

” ایده و نظریه کهکشان بزرگ اندیشه ” ارد بزرگ

سران کشورهای باختری بهمراه نخبگان آنها ، ایامی است که بر طبل ایده ” دهکده کوچک جهانی ” می زنند.
آنها بر این باورند که با گسترش روز افزون اینترنت ، جهان کوچک و کوچکتر خواهد شد تا بدان جا که همگان در پهنه این دهکده به یگدیگر گره می خورند و در نهایت با مراودات بیشتر زمینه یگانگی آدمیان فراهم می شود .

اما گواه فراوان دارم که این ایده براستی درست نیست .
چرا که آدمی دارای انگاره های روانی گوناگونی است .
در گذشته بسیاری از انگاره های آدمیان در مسیر زندگی می مُردند چرا که ابزاری برای رشد نداشتند .
اما اینترنت این زمینه را بوجود آورده که آدمی بیشتر انگارهای درونی خویش را آشکار سازد .

با این نگاه ، دیگر نمی توانید اندیشه او را در یک جا دسته بندی کنید .
اندیشه آدمی پوسته از شکلی به شکل دیگر در می آید .
این گونه به گونه شدنها تا درک درست از جهان و هستی ادامه می یابد .

لذا کاربران گاهی هزار هزار وب نوشت و تارنگار اینترنتی می سازند تا در هر یک از آنها خویش را بیابند گاه خویش آسمانی و گاه خویش دیو گونه .
پس براحتی می توان پیش بینی نمود که در آینده ایی نه چندان دور تعداد وب نوشت ها و تارنگار های اینترنتی چندین برابر شمار آدمیان جهان گردد.

آنگاه خواهید دید برای یک ایده ، و همچنین پنداشت هزاران اندیشه سر بلند می کند که با یکدیگر همراه نیستند .

پس در آینده شمار آرا و گوناگونی آنها چندین برابر زمان موجود می شود.

هر آدمی این اجازه را دارد که آرای خود را در برابر اندیشه های گوناگون بیان دارد و از آن دفاع نماید .

ایده ام بدین گونه است که ما دوران کهکشانی اندیشه را بزودی خواهیم دید نامش را می گذارم ” کهکشان بزرگ اندیشه “.

با رشد روز افزون ترجمه داده ها، این بستر با گسترشی روز افزون مواجه خواهد شد .

در آغاز باختر بر این باور بود که با مدیریت شاکله اینترنت می تواند دهکده ای برای خود از همه کاربران جهان بسازد . بده بستان های داده ها در این پهنه را گواه این امر می دانست .

حال آنکه این پهنه چنان گسترش شگفت آوری یافته که هیچ کدام از آنها توان نگهداری از داده های خود را نیز ندارد.

پنداشت ها در این پهنه آنچنان رنگ به رنگ و زیاد است که نمی توان آن را مدیریت نمود.

باید گفت وارون بر آنچه توسط باختریان گفته می شود آدمیان از یکدیگر دورتر و دورتر می گردند.
چه کسی توان پاسخ به این پرسش را دارد که :

آیا می توان هزاز هزار ایده و داده گوناگون را در یک دهکده ای کوچک دید؟
دهکده کدخدایی دارد!
کدخدای این ده کیست ؟!

دهکده دارای همسایه گان و خویشاوندنی است که با یکدیگر دوستی دارند و به خوشبختی یکدیگر می اندیشند .
اینترنت و جهانی سازی سرشار از رویاروی هاست .

تا جای که بسیاری از کشورها در همین آغاز داستان از ابزار مختلف بهره می برند تا از رسوخ بعضی از فرهنگ های ناراست و ناهمگون با اندیشه میهنی خود جلوگیری کنند.

و در آخر باید گفت : زمان رستاخیز اندیشه آدمیان فرا رسیده است پس برای پاسداشت داشته های خود باید بیشتر بدانیم ، براین باورم که نخبگان و اندیشمندان سرزمین من ایران می توانند پاشاهان کهکشان اندیشه فردا باشند.
این سرزمین سرچشمه و رویشگاه اندیشه فرا است .
در این ستیز بزرگ ، آنانی برنده اند که بن و پی استوارتری در دل تاریخ جهان داشته باشند و همچنین نو آوری و زایش همراه توده جوانان شان باشد .
و سخن آخر آنکه : سرزمینی که فردوسی بزرگ را در دل تاریخ خویش دارد فرزندان برومند و خردمند برای این آورد و جنگ آسیم کم نخواهد داشت .

ماخذ : سایت استاد جعفر معروفی http://sokhanma.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

37. مموش پر حرف  |  آذر  ۱۳۸۷

حاج روح الله مزروعی غصه نخور بزودی کلک ارد بزرگ و سروش هم کنده میشه و به اوت ۳ تای دیگر می رسند تا هر ۵ تاشون در ملکوت اعلی بحث و دعا بجان جنابعالی کنند :) :) :)

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۸٫ پرستو شمسایی  |  آذر  ۱۳۸۷

به این ۲ اظهارنظر از سروش توجه کنید ببینید این طرف واقعا جزء حزب باده

۱-عبدالکریم سروش در دیماه ۸۶ در مصاحبه‌ای پیامبر را آفریننده و تولیدکننده وحی خوانده و گفته بود: آنچه قرآن درباره‌ وقایع تاریخی، سایر ادیان و سایر موضوعات عملی زمینی می‌گوید، لزوماً نمی‌تواند درست باشد! و افزوده بود: «اگر بر این باور اصرار کنید که قرآن کلام غیرمخلوق و جاودانی خداست که باید لفظ به لفظ به آن عمل شود، دچار مخمصه‌ای لاینحل می‌شوید.»

۲-وی در عین حال مدتی بعد و پس از برخی واکنش‌ها تلاش کرد از حساسیت‌ها بکاهد و در گفت‌وگو با روزنامه کارگزاران ضمن تمجید از پیامبر اکرم (ص) در سخنانی دوپهلو گفت: پیامبر عزیز اسلام بشر بود و هر چه می‌گفت هم کلام انسانی او بود هم کلام وحیانی خدا. و این دو از هم جدا نبود.

خودشم آخر نفهمید کدوم طرفیه اما مهم اینه که ما فهمیدیم چه آدم نون به نرخ روز خوریه

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۳۹٫ حسن همدانی   |  آذر  ۱۳۸۷

ما که آخر نفهمیدیم بازرگان در زمینه سیاست فعالیت می کرد یا مذهب و یا اصلا علم؟ اهل سخنرانی بود یا تالیف کتاب یا ثبت اختراع؟؟!

تکلیف ما رو روشن کنید شما که اینقدر سنگشو به سینه میزنید

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۰٫ همایون اسدی  |  آذر  ۱۳۸۷

حسن آقا جواب سوالتو اینجا میزارم

در جواب این سوال باید خاطرنشان کرد که :
۱) همانطور که ارزش خواندن آثار شریعتی یا مطهری و یا سایر سردمداران روشنفکری دینی بر بسیاری از رزشنفکران مسلمان آشکار است کتب و اثار بازرگان را نیز میبایست پیگیری و بررسی کرد. منتهی با مراجعه به بازار در مییابید که چنین عملی تقریبأ غیرممکن است!!!(چرای آن معلوم نیست!)
۲)بی شک بازرگان در دوره ای طولانی یکی از موثرترین شخصیتهای سیاسی ایران بوده و در نتیجه مطالعه و بررسی زندگی وی در به دست آوردن دید سیاسی بهتر(نسبت به گذشته ایران و در نتیجه حال) قطعأ مفید خواهد بود چرا که اصول سیاست و حقه ها و … آن ثابت است.

۳)بسیاری از مشکلات امروز ایرانیان را بازرگان مدتها پیش(در اوایل پیروزی انقلاب) تذکر داده و پیشبینی کرده و راه حل آنها را نیز ارایه داد. بنا به دلایلی(۱-از جمله نداشتن تجربه انقلاب برای مردم ۲-حرکات انقلابی تند تعدادی گروه های رادیکال ۳-کارشکنی های بعضی گروه های داخلی و کشورهای غربی و شوروی و …) بازرگان موفق نشد کشور را از آن خطرات مصون نگه دارد. و کسی در آن زمان به حرف او گوش نداد و چنین شد. اکنون شاید وقت آن باشد که مردم ایران به دنبال آن راه حلها و ریشه مشکلات بگردند.

۴)همانطور که گفته شد دسترسی به آثار بازرگان تقریبأ غیرممکن است و این در حالیست که بسیاری از این آثار مذهبی و ایدءولوژیک بوده و حتی قبل از انقلاب تالیف شده اند! این نشان میدهد که مخالفان بازرگان(که با تمام قوا دست به تخریب این شخصیت زدند و البته تا حدودی موفق شدند) اساسا بویی از اسلام نبرده بودند.

۵)مطالعه آثار دوران اوایل پیروزی انقلاب در راه شناسایی بازرگان پرده از بسیاری از رازها برمیدارد و بسیاری از معماهای آن دوران را حل میکند و در شناخت برخی از شخصیتهای سیاسی فعال امروز بسیار موثر است.

همچنین باید به این نکته توجه داشتکه در صورت آشنایی مردم با مجموعه فعالیتهای این شخصیت(اعم از چاپ بیش از ۱۰۰ عنوان کتاب, نخست وزیری اولین دولت موقت, اولین رییس شرکت ملی نفت, تحمل دوران طولانی زندان, اولدن مطرح کننده مباحثی چون پرستش+عشق+ترمودینامیک!!!, ثبت چند اختراع و… که در مطلبهای بعدی به تفصیل بررسی خوهند شد) حتما شوق آشنایی انها با بازرگان افزایش مییابد.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۱٫ سیمین شکوهی  |  آذر  ۱۳۸۷

جناب اردشیر اتفاقا به نظر من هم جای این نظریه مهم ارد بزرگ اینجا خالی بود من هم به چند تا از صدها جمله ارزشمند ایشان اشاره میکنم

رسیدن به راستی و درستی چندان سخت و پیچیده نیست کافیست کمی به خوی کودکی برگردیم . ارد بزرگ

جریان های آلوده به مرداب خواهند رسید سخن گفتن از آنها، زندگیمان را تباه می سازد . ارد بزرگ

آرمان ما نباید موجب نابودی دیگران گردد آرمانی ارزشمند است که بهروزی ما و دیگران را در پی داشته باشد . ارد بزرگ

ناراستی ها یمان را بپذیریم چرا که بهانه آوردن ، دو چندان آنها را سنگین می کند . ارد بزرگ

میندیش که دیگران ، تو را به آرمانت خواهند رساند . ارد بزرگ

اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد کمتر دچار گسست می شوند . ارد بزرگ

سرآمد این جهانی شما هر چه بزرگتر باشد سرنوشت زیباتری در برابر شماست . ارد بزرگ

آدمهای آرمانگرا هنگامیکه به نادرست بودن آرزویی پی می برند بر ادامه آن پافشاری نمی کنند . ارد بزرگ

گفتگو با آدمیان ترسو ، خواری بدنبال دارد. ارد بزرگ

دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. ارد بزرگ

آدمی می تواند بارها و بارها به شیوه های گوناگون قهرمان شود . ارد بزرگ

اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد . ارد بزرگ

آنکه پیاپی سخنتان را می برد ، دلخوش به شنیدن سخن شما نیست . ارد بزرگ

اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد ناتوان و بیمار است . ارد بزرگ

کارمندان نابکار ، از دزدان و آشوبگران بیشتر به کشور آسیب می رسانند. ارد بزرگ

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۲٫ اردشیر پورآذر سیرجانی  |  آذر  ۱۳۸۷

کاش در مورد دوستی احمد شاه مسعود با ارد بزرگ می نوشتید این مطلب که از سایت موسسه مطالعاتی فرهنگی روسیه, آسیای مرکزی و قفقاز (ایراس) برداشت نموده ام :

خاطره ای از احمد شاه مسعود و ارد بزرگ :
این خاطره حکایت از روابط نزدیک این دو تن دارد که در طی سالهای تنهایی احمد شاه مسعود و ظهور و قدرت دو چندان طالبان ، که کابل ، هرات و مزار در اختیار طالبان و نیروهای متجاوز پاکستان بود . هر روز دهها بار مناطق اندک باقی مانده بمباران می شدند و در آن هنگامه ، که افکار عمومی می پنداشت شیر تنگه پنجشیر ( مسعود ) به زانو در خواهد آمد، و اندک نیروی مردم افغانستان هم قربانی سیاستهای آمریکایی دولت پاکستان و عربهای متجاوز امارات واقع شود .
ارد بزرگ ، احمد شاه مسعود را مورد حمایت خویش قرار می دهد و چنانچه در آن خاطره می خوانیم احمد شاه به شدت تحت تاثیر روح بزرگ او قرار می گیرد.
در این خاطره زیبا می خوانیم ارد بزرگ هدیه ای برای احمد شاه مسعود می فرستد .
آن هدیه در واقع یکی از آثار هنرمندانه اوست. تابلویی فوق العاده زیبا ، با تمی شگفت انگیز …
در آنجا شیر سنگی است که پایش زخم برداشته و آهوی ظریف و کوچک ، گونه خویش را بر زخم گذاشته تا خون بیرون نزند … این تشبیه و استعاره زیبا گویای درک عمیق ارد بزرگ از شرایط نه چندان مناسب احمد شاه مسعود را داشت . و در ادامه آن خاطره می خوانیم وقتی احمد شاه آن اثر را از پیک ارد بزرگ ، در طی مجلسی دریافت می کند شدیدا منقلب و دگرگون می شود و چهره آرام و متین او به هم می ریزد او در آن جا از خواب شب قبل خود به نزدیکانش سخن می گوید بله خوابی که از ارد بزرگ ، یک اسطوره می سازد و برای قوم افغان آشنایی دیرین می شود …

احمد شاه می گوید “خواب می دیدم پایم در نبرد زخمی شده و در آن هنگامه تنهایی مردی با لهجه ایرانی می گفت احمد شاه ناراحت نباش ، تو فرزند ایرانی !! . و در ادامه می گوید آن مرد بزرگ بسرعت پایم را می بست تا جراحتم التیام یابد”

این خاطره زیبا از جهات گوناگون قابل ارز یابیست
نگاه عمیق و مسئولیت شناس یک هنرمند را نشان می دهد.
او خود می اندیشد ، احساس مسئولیت می کند و بدون آن که منتظر این و آن باشد دست به عمل می زند شاید امروز این خاطره با همان آدمهای اندکی که از آن خبر داشتند هیچ گاه گفته نمی شد و این راز همچون راز مرگ احمد شاه در دل تاریخ مدفون می شد ، اما! اما ارد مسئولیت خویش را پیش وجدان و آرمانهای خویش به انجام رسانیده است.
او به هنر ایرانی به عنوان ابزاری می پردازد که می تواند قسمتی از خلقت انسانی که نیروی ست آسمانی ، را برای رهایی و کمال بشر بکار گیرد آثار او مادی نیستند و با نگاه مادی هم غیر قابل تفسیراند ، بقول دکتر مهرانفر برای شناخت ارد لازم است .

تائو ، فردوسی بزرگ و خیام فیلسوف را بشناسیم او از تائو لطافت و گذرایی و از فردوسی بزرگ هدف و آرمان مقدس و از خیام فیلسوف جهان فانی و بی ارزش را آموخته است.

احمد شاه مسعود به گفته یارانش در سفرها و منزلش در کنار قرآن دیوان حضرت حافظ را هرگز از خود جدای نمی کرد و ارادت خواصی به حافظ گرانمایه داشت .

آری داستان ارد داستان مردیست که عاشقانه سرزمین اجدادیش را ، فرزندان و تاریخش را دوست دارد اما این عشق موجب ستایشگری دائم و بی نتیجه گذشته نشده است . درسها و سخنان حکیمانه او این روزها از همه جا شنیده می شود صد ها هزار سایت و صدها نشریه روزانه کلام دلنشین او را تکرار می کنند و نسلی را با خود همراه نموده اند .

تصور این بود که جوانان ایران با اندیشمندان خویش قهر نموده اند اما امروز به خوبی شاهد موجی هستیم که همراه با اندیشمند معاصر آنهاست . ایرانیان هیچ وقت روشن اندیشان خویش را رها ننموده اند آنان بدنبال ندای حقیقی انسانهای آزاده اند . و او می گوید :
رهایی و آزادی ، برآیند پرستش خرد است و دانایی .

و این ندا را امروز در گلوی خسته و غمگین ارد یافته اند اشک ها و غمگنانه های او نوای دل انگیز هزاران هزار مشتاق رشد و آرمانخواهی ایرانیان گشته است آن گاه که می گوید :
یاد اشک و شیفتگی ، آویزه خاموش دلهاست .

منبع خاطره : موسسه مطالعاتی فرهنگی روسیه, آسیای مرکزی و قفقاز (ایراس)
http://www.iras.ir/Default_view.asp?@=4375
و سایت چهره های ماندگار

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۳٫ قاسم صیف  |  آذر  ۱۳۸۷

اگر با دید بیطرف نگاه کنیم دکتر سروش با هیچکدوم از رهبران فعلی نظام قابل مقایسه نیست عبدالکریم سروش رهبر جریان روشنفکری اصلاح‌طلب ایران به شمار می‌آید. او در ابتدا از حامیان آیت‌الله خمینی بود و در اوایل شکل‌گیری جمهوری اسلامی چند منصب رسمی داشت؛ از جمله مشاور آیت‌الله خمینی در اصلاحات فرهنگی و آموزشی به شمار می‌آمد. اما وقتی روشن شد که این پیشوای معنوی، حاکمی مستبد است، سروش با سرخوردگی از این مناصب کناره گرفت این گواه تاریخ است اگر نمی دانید…

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۴٫ اردشیر پورآذر سیرجانی  |  آذر  ۱۳۸۷

شاید یکی از دلایل اصلی آنکه نسل امروز بیشتر ارد بزرگ را یک حکیم می شناستند حکیمی همانند تائو و یا فلسفی همانند نیچه به این خاطر باشد که رسانه های داخلی از انتشار نظریات او ابا دارند این مسئله را از زبان دکتر محمد مسعود تاجیک بخوانید :

برای شناخت سریع جوامع بشری چه ابزاری در اختیار ماست؟
شناخت پیشینه و یا داشته های امروز آنها خود زمانی بس دراز می طلبد ، تا بتوانیم به چهار چوب کلی اندیشه حاکم بر آن جوامع پی ببریم .
بسیاری از جوانان معیار شناخت خود را بر اساس داده های بنگاه های سخن پراکنی نهاده اند .
باید گفت : عرصه خبر ما را با معلول ها آشنا می سازد اما علت ها پنهان باقی می ماند
تا نتوانیم علت ها را درست فهمیده و تجزیه و تحلیل کنیم نمی توانیم آینده جوامع را پیش بینی نمایم.
پس عرصه خبر چون به حاشیه ها و بازخوردهای مختلف جوامع گرایش دارد خود به خود نمی تواند ما را به نتیجه درست برساند.
البته بسیاری ساده انگارانه بخاطر آنکه خود را در متن خبرها و شنیدهای رسانه های جمعی می بینند اغلب نمی توانند کاستی های خویش را بپذیرند .
ذات خبر هم به همین نیاز پاسخ می گوید البته بسیار جهت دار و هدفمند!.
آنانیکه با تهیه و ارسال خبر آشنایی دارند می دانند برخورد و انعکاس خبر نباید خارج از اراده و برنامه های از پیش طراحی شده باشد .
از این جهت فرآیند بسیار مشکوک و غیر قابل اعتماد است.
پس سئوال اینست که با این گستره غیر مفید چگونه می توان به شناخت درست و واقعی رسید
جواب این است :
با شناخت درست سرآمدن و متفکرین این جوامع.
در واقع متفکرین جوامع مانند کانون تجمع نور یک ذره بین هستند .
با شناخت آنها می توان به هزاران طول موج انعکاس یافته از فرهنگ ملل دست یافت .
بطور مثال شناخت درست و اندیشمندانه فلسفه ماکیاول در غرب می تواند ما را به چرایی استعمارگری و همچنین بدخویی غرب رهنمون سازد
شناخت درست عقاید فرانتس فانون می تواند بسیاری از مجهولات در آفریقا و بخصوص سرزمین الجزایر را به ما نشان دهد .
شناخت درست سیدقطب در مصر می تواند بخش بسیار بزرگی از عقاید مذهبی مردم مصر را برای ما روشن و آشکار سازد
شناخت درست تاگور فیلسوف هند می تواند ما را با روح حاکم بر این کشور آشنا سازد…

اینجا باید یک نکته دیگر را بیفزایم و آن مطلب این است که براستی می توان قدرت و هژمونی هر جامعه ایی را به درجه و قدرت متفکرین آن جامعه مرتبط ساخت ، واضحتر آنکه اندیشمند بزرگتر و قوی تر زاییده جوامع بزرگتر و متعالی تر است.
رشد در جوامع متعالی بسیار دشوار و پیچیده است ، اما این فرآینده در نهایت موجب زایش اندیشه برتری می گردد که گاها جوامع دیگر را نیز تحت تاثیر قدرت خویش قرار می دهد .

به باور من عرصه خبر باعث شده نگاه عمیق به جوامع از نسلهای جدید گرفته شود و کم کم عوام زدگی و سطحی نگری جایگزین نگاه خردمندانه به گیتی شود .
بطور مثال نظریه ها و پندارهای متفکرین می توانند در زیر تعدادی خبر از زندگی خصوصی یک هنرپیشه و یا حتی یک بازیگر فوتبال گم و ناپدید بشود.
از آن جهت که رسانه پاسخگویی نگاه حداکثری جوامع است خود به خود در روزمره گی و عدم بلوغ گرفتار است ، چه برسد به این که از آن خواستار زایش طرح و ایده ای نو باشیم .

این مقدمه کوتاه را بر شمردم تا بتوانم دیدی فرای وضع موجود به شما ارایه نمایم
دیدی که با آن می توان بسیار راحت تر ، اما عمق تر از آنچه می بینیم و می شنویم از جوامع بشری در اختیار داشته باشیم .
یک سال و اندی پیش نظریه بسیار اندیشمندانه ارد بزرگ را دریکی از سایتها مطالعه نمودم . با این نظریه می توان جهان را دوباره ، اما اینبار بسیار روشنتر از گذشته دید.
احساس من این بود ان نظریه بخاطر پایگاه مستحکم نظری خود می تواند خیلی سریع درسطح افکار عمومی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و جهانی را دگرگون سازد…
اما آنچه رخ نمود بسیار عجیب و دهشتناک است.
بخاطر سکوت خبری این نظریه ، از دید جامعه تا کنون پنهان مانده و در واقع به خاک نشسته است .
تحولات نظری اگر با پشتوانه تجزیه و تحلیل عمومی روبرو نشوند قبل از تولد سقط شده اند.
مگر یک جامعه چند بار و در طی چند سال می تواند از دل بستر خویش ایده های جدید و نو به بار آورد ؟ که در نهایت با عدم کنکاش و نقد و ارزیابی درست، آن را در خواب غفلت خویش به فراموشی بسپرد.

امسال وقتی نظریه ” کهکشان بزرگ اندیشه ” ارد بزرگ را دیدم شگفت زده شدم ، این نظریه بزرگترین اندیشه دنیای غرب امروز که نظریه ” دهکده کوچک جهانی ” است را با چالشی جدی روبرو ساخته است که آنهم تنها توسط قسمت کوچکی از رسانه های مدرن اینترنتی منعکس شد.
اما رسانه های تصویری و نوشتاری ما همان برنامه های عوام پسند خویش را دنبال نمودند.

شاید همین مسئله لزوم ایجاد شبکه های بخش های خصوصی را در عرصه رسانه تقویت بنماید اما تا آن زمان چه باید کرد؟!
پاسخ این سئوال را به شما وا می گذارم…
لازم می دانم در این قسمت نگاهی به زندگی ارد بزرگ داشته باشم . تا بدین شکل خود سهمی از کمبودهای عرصه خبر را پوشش دهم .

شناخت درست ارد بزرگ بخصوص در نظریه قاره کهن ، می تواند به شناخت بسیار کلی تر ، و دقیق تری از بنیه فرهنگی و اجتماعی حوزه تمدنی فرهنگ ایران ، از چین تا مدیترانه باشد.
نظریه قاره کهن خواستار اتحاد کشورهای حوزه تمدنی این منطقه از جهان تحت عنوان قاره کهن می گردد . این کشورها عبارتند از : قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال باختری هندوستان ( سرزمین کشمیر ) ، پاکستان ، ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، نیمروزی ترین (جنوبی ترین ) بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا نیمروز اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان

و من فکر می کنم این نگاه می تواند برآینده مراودات او با دوستانی همچون مرحوم احمد شاه مسعود و یا اندیشمندان تاجیک باشد.
به شخصه در نظریه قاره کهن او نکته ایی را دیدم که بسیار جالب و عبرت آموز است .
و آن مطلب در مورد داستان جاده ابریشم می باشد.
ارد بزرگ در آنجا شدیدا به این مسئله تاخته و معتقد است این جاده ، راه انتقال دانش و اندیشه ایرانی به چین و کشورهای این حوزه است بطور مثال آنها اندیشه های آیین میترایزم که بعدا سر از کنفسیوس و تائو درآورد و همچنین شاهنامه فردوسی که چهارصد سال پس از حکیم توس در چین باز نویسی و اسامی شخصیتهایش عوض شد و غیره را از ما گرفته اند اما امروز نام محصولی از کشور خود را بر آن نهاده اند !.

او به صراحت می گوید واژه ” جاده ابریشم ” استعماری است و در واقع آنها می خواهند با اطلاق و رواج واژه مد نظر خود خوی توسعه طلبی خویش را به نمایش بگذارند
او در همان جا می گوید نام این جاده ، “راه فرهنگ ها” ست.
فکر می کنم وزارت امور خارجه ما که هر چند صباحی شهری از ایران را با شهرهای چین تحت همین عنوان “جاده ابریشم” خواهر زاده می کند باید دست نگهدارد.
واژه ها هزاران اندیشه را در پی می آورند و چرا وقتی ما بر روی “خلیج فارس” تاکید می کنیم اینچنین راحت راه تاریخی مرکز جهان تا شرق را به نام شرقی ها می کنیم؟

سخن کوتاه می کنم ، و در انتها امیدوارم عرصه رسانه ما در مسیر خویش تجدید نظر کند .
که اگر اینگونه شود جهان دوباره شاهد زایش نخبگانی فرهمند ، پس از نزدیک به هزار سال دوران رکود اندیشه برتر این سرزمین می گردد…

دکتر محمد مسعود تاجیک
آذرماه یکهزار و سیصد و هشتاد و شش

ماخذ : انجمن دانش پژوهان ایران
http://dyar.mastertopforum.com/viewtopic.php?t=1501

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

45. سیما سوری  |  آذر  ۱۳۸۷

جمله هایی شریعتی دردی از درد های جامعه ما رو دوا نمیکنه.مهم اینه که ایا تفکرات دکتر به درد ما میخوره یا نه.شاید در این دوره زمان بهتره که دکتر نقد منصفانه بشه

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۶٫ شجاع – م   |  آذر  ۱۳۸۷

آقای قاسم صیف این جوابیه را برای شما گذاشتم ملاحظه بفرمایید

هزچندحرفهای سروش حرف دل او نیست . ومثل ملاصدرا که در برخورد با سیستم سیاسی معاصر حود , دنبال نفس و نه خدا بوده.امادر باره سروش باید افزود که: او متاثر از عدم امکان داشتن علم ویا درک مطلق از جهان ماده و معنا ست که درست است اما جناب سروش با اتکا غیر مستقیم به این اصل اصول دیگری را در نظردارد .احرف اصلی او متاثراز آرا سلمان رشدی است .و در بیانات او نوعی از منازعه نفسانی و نفس دنیاطلب و شهرت جوی او هم نهفته است ودر نیاز به طرح شدن مجدد وبا دعوای ظاهری با حکومت ایران و یا تلاشی دنیوی برای جیفه دنیا بیان شده است. او تصور می کند چیزی دارد و باید مدام طرح و آشکار شود .همان چیزی که در سیاستمداران و سایر دنیاطلبان هست .حسی شهوانی برای مطرح بودن ودر بورس وخبرها و..درسر زبانها و..احسنت و آفرین و…

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۷٫ پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

آقای اردشیر پورآذر سیرجانی من با نظر شما و دکتر تاجیک موافقم
متاسفانه در این مملکت تنها روشنفکرانی رشد می کنند که درباری باشند و مجیز گوی سیاسیون …

در مورد دوستی ارد بزرگ و احمد شاه مسعود بسیار شنیده ایم و یا سخنانش را تقریبا در همه مجلات و روزنامه ها می بینیم اما بقول شما آنها پلان و بیس اصلی ارد بزرگ نیست

حالا که بحث به این جا کشید من در اینجا موضع کارشناسان را در مورد نظریه قاره کهن می گذارم امیدوارم مورد استفاده قرار گیرد :

ابتدا سخنان استاد جعفر معروفی که کتاب برانگیختگان ایشان را خیلی دوست دارم .

(( حوزه تمدن قاره کهن مجموعه کشورهای را در بر می گیرد که همیشه تاریخ در ارتباطی تنگاتنگ با یگدیگر بوده اند .
می توان چنین پنداشت که ارد بزرگ با نگاهی فرا ملی ، به دامنه تمدن فرهنگی این ملل توجه داشته است . آنچه موجب می شود این کشورها به یکدیگر نزدیک شوند همانا فرهنگ مشترک در بین آنهاست .
حوزه فرهنگی زیر بنای اشتراکات و مراودات سیاسی خواهد شد . ارد بزرگ با یک نگاه کارشناسی در حوزه تمدن فرهنگی قاره کهن به نگاهی دقیق و حساس رسیده است این نگاه می تواند با بحث های تخصصی در بین نخبگان اجتماعی و دانشگاهی به گفتمان سازنده ای برسد .

نظریه قاره کهن تا در بین نخبگان و سپس کل مردم منطقه منتشر نشود نمی تواند قابلیت اجرایی پیدا کند .
من فکر می کنم آینده این منطقه آبستن چنین نظریه ای خواهد بود و معادلات سیاسی با زایش این دیدگاه بکلی تغییر خواهد کرد .
نکته ارزشمند این نظریه نگاه از وادی فرهنگ به قاره کهن است این دیدگاه می تواند موجب دوستی و برادری و رفع سوء تفاهم های ملل منطقه نسبت به یکدیگر گردد. ))

سایت من :
http://parisaaghdashloo.bloghaa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

48. مهرداد رستمی  |  آذر  ۱۳۸۷

دکتر شریعتی ممکنه در نزد مذهبیون بسیار طرفدار داشته باشند اما این کثرت دوستدار نمیتواند دال بر اندیشه بزرگ او داشته باشند؛تعصبات و دگماتیسمهای مذهبی راه را برای ایشان باز میکند.انسان هزاره سوم انسانی است که به اصل خویش باز میگردد و خدای خود را درون خود میایبد.بی شک در هزاره سوم انسانها مانند مذاهب در حال فرو ریختن بتها نیستند بلکه در حال کندو کاو پویش در اندرون خودشان هستند؛انسان بدون خدای دینی ممکن است خوشبختانه ما ایرانیان در پیش از اسلام هم مردمانی با فر ایزدی بودیم که خدا را ریشه خود میدانستیم؛و قایل به مذهب نبودیم از اینروست که گرفتن جان آدمی مقدس بود چرا که او خدا بود.افکار پوسیده شریعتی سالیان سال هست که به قعر تاریخ رفته است

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۴۹٫ پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

نظر دکتر شیوا صولتی در مورد نظریه قاره کهن ارد بزرگ

دکتر شیوا صولتی

(( وقتی کپی نظریه را نزد من آوردند ابتدا با دیدن نام قاره کهن کمی بی میل شدم تصور کردم که این مسئله در چهارچوب منافع قاره آسیا و دیدگاهی تکراریست اما هم اکنون که این سطور را می نگارم می دانم از پس آن بدرستی بر نخواهم آمد .
انسانهای نخبه بسیارند آما آفریننده نادر است. آفریننده بوجود آوردنده است نه تجزیه و تحلیلگر …
ارد بزرگ آفرینشگر سرزمینی است که همه ما در آن بزرگ شده ایم و امروز در تلاشیم راههای بهتر زندگی نمودن در کنار هم را بیاموزیم اما ارد بزرگ از دورانی سخن می گوید که ما فراموش کرده ایم او همچون یک نوازنده چیره دست ما را به دنیای می برد که در آنجا می توانیم کمال خویشتن را ببینیم حس کنیم و با آن رویایی واقعی بسازیم.
سخنان او در تقسیم بندی مردم جهان بر چهار دسته بسیار بجا و شگفت آور است او به زبانی ساده سخن می گوید.
احساس می کنم باید در مورد او باید بسیار با احتیاط تر سخن گفت چون در هر بُعد از نظریه او صدها مطلب و مفهوم خانه دارد .
وقتی نام ” راه ابریشم ” را می شنویم ابتدا همه فکر می کنیم این راه یک طرفه بوده و کالا از شرق دور بسوی ما حمل می شده است ، نهایت آنکه در ذهنمان این جاده یک طرفه فرض می شود اما او به ما می آموزد که دقیقا این مسئله برخلاف واقعیتهای تاریخی است در واقع این جاده انتشار خرد ورزی ایرانیان به سوی سرزمین های شرقی است .
من در مورد شرق دور بی اطلاع نیستم چند سال از تحصیلات دانشگاهیم را در کوالالومپور گذراندم مردم آنجا کشورهایی قاره کهن را عناصری غریبه با آسیا می دانستند نقشه های آسیایی آنها در غرب به پاکستان و افغانستان ختم می شد . آنها حتی حاضر به پذیرش قدمت و اهمیت جایگاه تاریخی سرزمین ما نبودند آنها به امپراطوری چین می نازیدند که خود در زیر سیطره دانش و فرهنگ ما بوده است اگر نگاهی به نظریات تائو و کنفیسیوس در ۲۵۰۰ سال پیش بنمایید کلیه اجزای آیین میترا(۷۰۰۰ سال پیش ایران )را می ببینید . اقتباس در دهها نمونه دیگر همانند معماری ، ریاضیات و ادبیات بسیار آشکارتر دیده می شود .

چندش آور خواهد بود این همه بیگانگی شرقیان را ببینیم و باز اسرار به ماندن در قالب آسیا را داشته باشیم . آنها که تا همین ۵۰ سال پیش مستعمره بوده اند امروز به منطقه ما بعنوان کشورهای اضافی با مردمی شرور می نگرند .

به نظر من ارد بزرگ با این دیدگاه توانسته در حساس ترین مقطع تاریخی از تجزیه کشورهای این ناحیه و خرد شدن در فرهنگهای غیر بومی جلوگیری کند چین در قالب پیمان شانگهای و قراردادهای دو جانبه سعی در حضوری بلند مدت در این منطقه را دارد و از سوی دیگر عربها به جان مردم منطقه افتاده اند با القاعده و شبکه الجزیره ، و از سوی دیگر ، اتحادیه اروپا سعی در اختلاف افکنی در منطقه را دارد .

درمان این همه سختی و پلشتی را می توان در این نظریه دید . ایران باید نقش محوری داشته باشد این تنها پیمانی خواهد بود که ما محور اصلی خواهیم بود و اگر ما نباشیم وضع هر روز بدتر از این خواهد شد … ))

سایت من :
http://parisaaghdashloo.bloghaa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

50. پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

دیدگاه دکتر رحمت محمدی در مورد نظریه قاره کهن

(( از شما بخاطر آنکه مرا را مورد لطف قرار داده و دیدگاه این جانب را در مورد نظریه ” قاره کهن ” استادم عزیزم ارد بزرگوار خواسته اند سپاس گذارم .

بخاطر آنکه سخن ارد بزرگ ، بسیار زیبا و مختصر است تلاش می کنم در اندک مطلبی ، به مهمترین ابعاد این نظریه اشاره کنم .

روح نظریه معطوف می شود به اتحاد ملل منطقه .
می دانیم جدای طلبی به شکل گسترده در تمامی کشورهای منطقه ما دیده می شود و متاسفانه عده ای هم در داخل کشور این ساز را سالهاست کوک کرده اند و از هر مجالی استفاده نموده و بر طبل جدایی طلبی می کوبند .

به نظر من این نظریه می تواند یک همگرایی بزرگ در سطح منطقه و همین طور در داخل کشورها ایجاد کند .
به جرات می توان گفت این نظریه برجسته ترین نظر و دیدگاهی است که تا کنون برای مقابله با موج تجزیه طلبی مطرح شده است .

ارد بزرگ از ریشه ها سخن می گوید ریشه های که هیچ یک از کشورهای منطقه با آن مشکلی ندارند او به زنجیره اتحاد به زیباترین شکل ممکن اشاره می نماید .

او بر ما نهیب می زند مبادا گرفتار امپریالیسم شرقی شویم او از ما می خواهد دست به زانوی خویش بگیریم از ما می خواهد در تعاملی مشترک با کشورهای اطراف حقوق تاریخی خویش در سطح جهان را مطالبه کنیم .
سخن او برای همه این کشورها نوید بخش و در عین حال می تواند کشورهای شرقی و حوزه جنوب خلیج فارس را به موضع گیری وا دارد . غرب چنانچه در طول تاریخ نشان داده بسیار اندک اما با فکر و منطق پیش خواهد آمد و انتظار نمی رود بتواند در کوتاه مدت بر پتانسیلی که به این شکل آزاد می گردد غلبه کند .
پیدایش نظریه قاره کهن باعث ایجاد غرور ملی و جلوگیری از افسردگی جوانان منطقه خواهد شد و خواهد توانست موجب مجد و عظمت کشورمان شود .

این حقیر هم با این نظریه کاملا موافقم.
امیدوارم با تشکیل قاره کهن به عنوان ششمین قاره جهان ، آینده شکوهمندتری در انتظار کشور عزیزمان ایران باشد . ))

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۱٫ عماد صدر  |  آذر  ۱۳۸۷

روزی حاکم شهری وزیر خودش رو احضار می کنه تا از اوضاع شهر باخبر بشود…ازش می پرسه : ای وزیر بگو ببینم مشکل بزرگ شهر ما چیست ؟وزیر که فردی عاقل بود گفت :بگذارید فردا که دیگران نیز جمع هستند ان را بگویم…فردا شد…حاکم دید وزیر با دستمالی که بدور صورتش بسته است به حضور او و اطرافیانش می رسد…حاکم گفت : وزیر چه شده است ؟ وزیر گفت : به درد دندان دچار شدم و چاره ی ان را ندانم ….تا اینکه وزیر این را گفت اطرافیان حاکم شروع کردند به تجویز دارو …یکی گفت :گل گاو زبان بخورید….یکی گفت: نمک بپاشید…یکی گفت : جوشانده فلان گیاه راه تسکین است ..خلاصه هر کسی از خودش دارویی تجویز کرد… و اخر وزیر گفت : حاکم بزرگ این مشکل بزرگ شهر ما است که هر کسی برای درمان درد جامعه« طبیب » می شود…

و حال این حکایت امثال یروش است که از دور دستی بر آتش دارند و داعیهء درمان درد ملت از راه دور

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۲٫ گلشن صادقی  |  آذر  ۱۳۸۷

جالبه که پس از گذشت سالیان دراز هنوز هم کسانی پیدا می شند که تحمل شنیدن حرفهای دکتر شریعتی را ندارند و شدید تر از قبل حتی تحمل این را هم ندارند که کسی با افکار دکترآشنایی پیدا کنه حالا اصلا فرقی نداره این مخالفا متدین باشند یا به قول خودشون با افکار نوی امروزی که خدا رو تو عقاید خودشون گم میکنن پیرو نیچه هستند و عضو مکتب سارتر بعد از گذشت تنها ۳۰ سال عقیده ای را پوسیده و منسوخ میدانند ولی حرف خودشون را ارجاع میدن به چند صد سال قبل حالا اگر ازشون سئوال بشه در مورد داریوش کبیرو سخنانش با ا رائه مدرک حرف بزنید سخنرانیشون ۵ دقیقه دوام نمیاره اگه در مورد زرتشت پیامبر ازشون بپرسی چیزی را میگن که خودشون دوست دارند نه چیزی که زرتشت برای انسان شدن آدمها فرموده میهن پرست بودن این نیست که اگر از عقیده ای خوشمون نمیاد آنرا پوچ بیهوده و عبث بنامیم دکتر شریعتی دیروز همانطور که فراموش نشد مطمئن باشید در فردا باز مخاطبانی را برای شنیدن خواهد داشت

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۳٫ پریسا آغداشلو  |  آذر  ۱۳۸۷

جناب آقای اردشیر پورآذر سیرجانی از دکتر محمد مسعود تاجیک گفتید . ایشان در مورد نظریه قاره کهن معتقد است :

(( انفجارهای اتمی کره شمالی نشان داد غرب تا آخرین لحظه حتی پس از نشان دادن توان اتمی کره شمالی باز هم در پی فزون خواهی و پیشبرد اهداف خویش است .
اما خارج از بلواهای سیاسی روزانه رسانه ها می توان چنین پنداشت که هژمونی نظامی آمریکا و متحدینش در خاور دور به پایان فصل خویش رسیده است . اما آنها با ادامه جنگ رسانه ای سعی در مخفی نگاه داشتن مسئله را دارند .
پایان فصل نظامی گری چالش های مهتری را پیش روی آنها می گذارد که اولین آن فلسفه ادامه حضور نیروهای آمریکایی در ژاپن و کره جنوبی است و این بدان معناست که رفته رفته توان سیاسی غرب در این منطقه کاسته می شود و همگرایی در آن منطقه جای رقابت های دیرین را خواهد گرفت و در نهایت می توان پذیرفت آخرین مرحله تناقضات منطقه ای در آنجا در حال فرو ریزی است .
آمریکا و غرب برای پوشش رسانه ای این شکست توجه خود را به تناقضات و اختلافات تاریخی در منطقه ما دوخته اند . و این وحشتناک است !.

آنچه در دیدگاه ارد بزرگ دیدم تقویت سیستماتیک منطقه برای مبارزه با چنین روندی است . متاسفانه غرب در این محدوده دارای سرپلها و نیروهای خاص خود می باشد .
بحران عراق و تناقضات لبنان زمینه لازم برای اقدامات سریع کشورهای منطقه را برای نیل به این هدف (قاره کهن) فراهم ساخته است .
مسلما با شکست هژمونی نظامی گری در عراق ، لبنان و افغانستان با یورش دیگری مواجه خواهم بود و آن جنگ رسانه ای و اطلاعاتی خواهد بود ، و اکنون زمان خواب خرگوشی نیست اگرخود را آماده ننمایم بیم آن می رود وقتی به اصل جریان پی ببریم که دیگر آتش مناغشات منطقه ای با ریش سفیدی غرب ! هم درمان نیابد .

قاره کهن می تواند شرایط را پیشاپیش به نفع ما تغییر دهد . فکر می کنم ارد بزرگ با این نظریه بزرگترین چالش آینده کشورهای منطقه که همانا تنظیم مراودات بر اساس تاریخ و پیشینه مشترک است را درقالبی نوین به دوستی و همکاری مبدل ساخته است .
نباید از یاد ببریم که آمریکا و غرب ادامه حیاتشان در مناغشات بین المللی است دو جنگ اول و دوم جهانی به دولتمردان آمریکائی بخوبی آموخت که جنگ و کشتار در قاره های دیگر موجب سرازیر شدن طلا به سرزمین آنها خواهد شد !و حتما در خاطر دارید مهاجرین اولیه ای آمریکا نیز در جستجوی طلا بودند !!!…))

سایت من :
http://parisaaghdashloo.bloghaa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

54. زیور کلام   |  آذر  ۱۳۸۷

شریعتی اونقدر هم که بعضی از نظرات اضهار کرده اند قدیس نیست

البته درک می کنم که حتی در این زمانه می توان دکتر شریعتی را دوست داشت و چند خطی از او را در بستر زمانه اش فهمید و ارج نهاد .

چیزی که نمی فهمم این است که در این روزگار وانفسا که گرده ی تابوهای گردآور تر از او در هم شکسته و دکترین مرشد پروری و دنباله روی به تاریخ پیوسته ، کسانی پیدا می شوند ( شوربختانه ظاهرا جوان ) که دوباره پرچم بی جان شریعتی را علم می کنند ، زیر آن می ایستند ، سینه می زنند و خورشت قیمه ی دهه شصتی میخورند!!

همانطور که در کلاس زیست دبیرستان قورباغه را می شکافتیم تا دل و روده اش را به ارضای حس ددمنشی مان خوب سیاحت کنیم ، دوست دارم با ایجاد یک برش ظریف عرضی در کله ی این آدمها ، ببینم در پس ذهنشان چه می گذرد

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۵٫ هدی میرفخرایی  |  آذر  ۱۳۸۷

بی‌تردید آزادی بیان از حقوق لاینفک شهروندان و جوامع دموکراتیک محسوب می‌شود و اصل متقنی از حقوق بشر است، اما آیا با تکیه بر این حق می‌توان تا آنجا پیش رفت که اصول ملی و میهنی را نادیده گرفت و وطن‌فروشی کرد؟وطن فروشی نمونه های مختلف دارد یا مثل سروش در سنگر غربیان یا مثل شریعتی و چمران و بازرگان در مدح مردان عرب داد سخن گفتن آیا براستی اینان هویت ایرانی خویش را فراموش کرده بودند. خودتان قضاوت کنید

ابلهان در سرزمین های کوچک همواره سنگ کشورهای بزرگ را به سینه می زنند و هم میهنان خویش را تشویق به بخشش میهن و ناموس خود می کنند . ارد بزرگ

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۶٫ محسن سپهرنیا  |  آذر  ۱۳۸۷

خانم آغذاشلو و آقای سیرجانی فکر می کنم شاید بهتر باشد در مورد روحیات و منش ارد بزرگ بیشتر صحبت کنیم
جالبترین نوشته ای که دیدم متعلق به استاد معروفی بود گوشه های از نوشته های ایشان در کتاب برانگیختگان را گلچین نموده ام که تقدیم می شود :

- با دقت در اندیشه نهفته در شاهنامه بخصوص مرام کیانیان در می یابیم که پادشاهان و پهلوانان حداقل تا میانه شاهنامه و قبل از سلطنت گشتاسب ( که نقدهای بسیاری بر او وارد است و شاید او را بتوان اولین فرمانروای بدون فر ایران دانست که پس از او دیگر هیچ گاه در شاهنامه شما رنگی از بزرگی و استواری پیشین ایرانیان نمی بینید .شاید زمانی سلطنت او که می تواند بسیار آگاه کننده هم باشد را مورد ارزیابی و نقد قرار دادم ) همواره با یک تن روبرویم رفتار فرزندان نکته به نکته همانند نیاکانشان است گوی روحی قدرتمند همواره از جسمی به جسم دیگر می پرد .

پادشاهان هخامنشی ، اشکانی و ساسانی همانند هم هستند فرمانروایی همچون نادرشاه نیز از گردونه آنها خارج نیست …

بقول فردریش نیچه : “سرنوشت من این است که پس از مرگ دوباره به دنیا بیایم .”

ارد (اورود) بزرگ نیز چنین عقیده ای دارد او می گوید :”آن که از آینده سخن می گوید آن که از آینده سخن می گوید و آن را می سازد بارها و بارها می زید و تا یاد و سخنش در میان ماست او زاده می شود و باز هم .”

در همین ارتباط جبران خلیل جبران می گوید : “آه این زندگی است که زندگی را می طلبد ، به توان و امید ، به اشتیاق و شور ، اما به قالب اندامهایی در آمده است که دلواپس مرگند و نگران گور . در اینجا هیچ گوری نباشد ، هیچ گوری .”

ارد بزرگ این نگاه را فرا تر می برد او می گوید : ” روان مردگان و زندگان در یک گردونه در حال چرخش اند .”

یک نکته مهم در تمام این رهنمودها جاریست و آن حرکت مداوم روح آدمیان است.آنها معتقدند انرژی های اطراف ما در واقع قدرتی است از بنیادی بزرگتر.
فردریش نیچه می گوید :”جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد.”
جبران خلیل جبران شاعرانه تر همین موضوع را بیان می کند : “در هر کاری که انجام می دهی ، روح خود را در آن سهیم گردان و اطمینان داشته باش که تمام ارواح پاکی که از این خاکدان رو به اقلیم بالا رخت بر بسته اند ، از عالم بالا فرود آمده و اطراف تو حلقه زده اند و به دقت در اعمال تو می نگرند .” البته او دخالت ارواح را به وضوح بیان ننموده اما وقتی در انتهای کتاب پیامبر خود می گوید “کوته زمانی دیگر و لختی فراغت به گذرگاه باد ، و آنگاه زنی ، دیگر بار ، مرا آبستن شود .” جبران در واقع می گوید آدمیان تکرار می شوند بدون آنکه بدانند و این نکته مورد تایید نیچه و ارد بزرگ نیز هست

اُرد بزرگ نمایه بسیار زیبایی از این دیدگاه دارد :” اگر بپذیریم همه ما آنگونه که می بینیم و در می یابیم ، می گویم و روشنگری می کنیم باید بن زندگی را دایره ای بزرگ بدانیم که همه چیز را نیز دایره ترسیم کرده است برسان : چرخش روزها ، شکل کلی و نوع حرکت اختران و سیارها ، چرخش آب بر روی زمین ، زایش و مرگ ، نیکی و بدی ، گردش خون در بدن ، جنبش اتم و …

شاید برای درک بهتر این سخنان بد نباشد جملات فردریش نیچه را نیز بخوانیم که : ” زمان لا یتناهی است و هر چه وجود دارد، در یک گردش ادواری تکرار می شود و این عمل تا انتهای نا معلومی ادامه خواهد داشت. ”

سخن جبران خلیل جبران آخرین در را هم می گشاید : ” اگر به دیدار روح مرگ مشتاقید ، هم به جسم زندگی روی نمایید و دروازه های دل بدو برگشایید .که زندگانی و مرگ ، یگانه اند ، همچنانکه رودخانه و دریا .”

آری ، هر سه این بزرگان به یک اصل معتقدند و آن گردش ادواری روان بشری است آنها انسان را رو به تکامل در درون مداری مشخص می بینند این دایره هر روز مداری بزرگتر را در بر می گیرد و حجم عقلانی آدمی را فربه تر می نماید.

شاید با خواندن جملات بالا برای شما هم دیدگاه های نزدیک نیچه ، ارد و جبران تعجب آور باشد آنها سه یار دبستانی نبوده اند هر یک کمال و رشد خویش را در زمانی سپری کرده اند که خبری از دو همفکر دیگرشان نبوده است . یکی در آلمان ، یکی در ایران و دیگری آوره ای بین لبنان و آمریکا ! .

پیشتر ساعتها به این موضوع فکر کرده بودم سخنان آنها را بالا و پایین کرده بودم یک ” نا ” بر می خواست چنین گفت زرتشت (نیچه)، پیامبر (جبران ) و برآیند (ارد) که حامل بیشترین افکار این سه بزرگ است در یک گردونه قابل پژوهش است .

محسن سپهرنیا http://bazkhord.sepehrblog.ir

[Reply]
Edit Comment
#

57. یک راهبه   |  آذر  ۱۳۸۷

این را یادتان نرود که مهندس بازرگان بیشتر یک روحانی دانشگاه دیده بود تا یک کارشناس سیاسی

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۵۸٫ محسن سپهرنیا  |  آذر  ۱۳۸۷

از کتاب برانگیختگان :

نگاه آنها به زندگی و روان آدمی ملموس و قابل فهم است همانند این جمله ارد بزرگ که :” آهنگ دلپذیر ، ریتم و آوای زندگی است. ”
و فردریش نیچه نگاه خود را کمی رسمی تر بیان می کند : ” زندگی بدون موسیقی اشتباه است.”
و جبران خلیل جبران با سخنی آهنگین ما را به ژرفای یک پندار شیرین می کشاند :” آن هنگام که تاب زیستن در خلوت دل از کف دهید ، زندگانی در لبهایتان جاری شود . و صدا ، موسیقی دلنوازی ست که بدان ، اوقات گذرانید و دل ، خوش دارید .”
او برای صدا ارزشی ویژه قائل است و آن را موسیقی زندگانی می نامد این موسیقی می تواند بشر را از خلوت تنهایی خویش که گاهی بسیار سنگین هم می نماید نجات بخشد
صدا در سخن ارد بزرگ نیز جایگاهی ویژه دارد : ” نوا زنده است یا مرده؟ رنگ ها بخشی از پیکره زنده اند یا مرده ؟ ! آذین بند ، پرده و پیرهن… آنها چگونه؟ !!!
اگر کسی در این پرسش ها بنگرد خواهد دید همه آنها دارای روان و نیرو هستند . یک نوای زیبا می تواند شما را از خود بی خود کند ، رنگی ویژه می تواند شما را آرامش و یا به خشم آورد و پدیده های بی جانی ، همچون نامه ، پرده و پیرهن … به هزار زبان با شما گفتگو می کنند ، همه آنها در حال ستایش دمادم زندگی اند …”

چه کلمات بسیار زیبایی ” ستایش دمادم زندگی اند ” …

نیچه هم برای زندگی ارزش قائل است او می گوید : ” زندگی، زمین و هستی، درد و رنج و بلا نیست ” . و در جای دیگر می گوید : “جرم این است که ندانیم زندگی خیلی ساده تر از اینهاست که ما فکر می کنیم . ”

جبران خلیل جبران هم از زیبای زندگی سخن می گوید : “باید رنج ها پوست شما را بشکافند پیش از آنکه معنای حیات را دریابید ، چرا که اگر می توانستید شگفتی های روزانه زندگی خود را سراسیمه و در عین حال به درستی و با تامل بشناسید ، چنین نمی پنداشتید که شگفتی های رنجها کمتر از عجایب شادیهایتان است . ”

و باز می گوید :”چقدر فرومایه ام من ، هنگامی که زندگی به من طلا می دهد ، و من به تو نقره می دهم ، و با این وجود خود را سخاوتمند می انگارم .” آری زندگی محل درد و رنج و بلا نیست زندگی زیباست به این تفسیر زیبا از جبران توجه کنید : ” هنگامی که سیبی را با دندانهای خود له می کنی در قلب خویش به آن بگو :دانه ها و ذرات تو در کالبد من به زندگی ادامه خواهند داد. شکوفه هایی که باید از دانه هایی تو سر زند ، فردا در قلب من شکوفا می شود .عطر دل انگیز تو ، توام با نفسهای گرم من به عالم بالا صعود خواهد کرد ، و من و تو در تمام فصلها شاد و خرم خواهیم بود. ”

ارد بزرگ در مقابل صوفی منشانی که زندگی را عرصه هیچ می پندارند دفاع می کند و می گوید :” پذیرفتن این سخن برایم دشوار است که: پیکر بزرگترین زندان روان بشر است . باید گفت پیکر بهترین دوست و همدم زندگی این جهانی روان است و همیشه بدون کوچکترین ایستادگی بدنبال خواسته های روان می دود . این که انگاشته شود با رفتن روان از جسم ، می توان زودتر به دیدار دلدار شتافت ، اشتباه است چون هم او چنین سرنوشتی را برای ما آفریده است کسی که دلدار می خواهد باید به خواست او تن دهد . ”
و به نا امیدان امید می بخشد :” تاریکی در زندگی ماندگار و ابدی نیست ، برسان روشنایی .” و اندرز می دهد که پیرایه را از تن باید شست بدین گونه :” ساده باش ، آهوی دشت زندگی ، خیلی زود با نیرنگ می میرد . ”

نگاه او به زندگی همچون نگاه یک کودک به اطرافش پاک و روحانی است هوای تازه را به همراه دارد هوای که در این جمله جبران خلیل جبران نیز دیده می شود : ” زندگی روزانه شما پرستشگاه شما و دین شماست . آنگاه که به درون آن پای می نهید، همه هستی خویش را همراه داشته باشید . ”

جبران ، ارد و نیچه به یک اصل مهم معتقدند و آن زیبای و ارزش زندگی است هر سه آنها ” خود ساخته ” و سختی دیده اند اما این مهم هیچگاه نتوانست آنها را بدامان تفکراتی بیفکند که سعی در تیره و تار جلوه دادن زندگی این جهانی آدمی را دارند آنها پدیده زندگی را هدیه می دانند نه برزخگاه انسان …
آری این دیدگاه با سرشت پاک همه ما سازگار است گاهی تنهایی یک سلول هم می تواند زیبایی های خاص خود را داشته باشد . مهم ! نگاه ما به مهر آسمانی و کیهانی است مهم آن است که ما خود را کجا می بینیم.
هر جا که باشد باز هم شیرین و دارای ارزش است …
آنها معتقدند تاریکی و زشتی در این دنیا نیست آنچه هست بازی مهره های کیهان در اطراف ماست ، این بازی در عین حالی که همانند نیز نیست اما در کل طبق یک ساختار همگیر انجام می پذیرد و آنهایی که زندگی را به کل رد می کنند در گمراهی اند به گفته جبران :” چه حقیر است و کوچک ، زندگی آنکه دستانش را میان دیده و دنیا قرار داده و هیچ نمی بیند جز خطوط باریک دستانش. در خانه نادانی ، آینه ای نیست که روح خود را در آن به تماشا بنشیند .

محسن سپهرنیا http://bazkhord.sepehrblog.ir

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

59. سمانه میرزایی  |  آذر  ۱۳۸۷

جمهوری اسلامی متحجر حتی به آثار تاریخی و شخصیتهایی قران مورد مثل کوروش بزرگ که استوره جهانی است احترام قائل نیست سازمان ملل روز جهانی کوروش اعلام کرد و در استرالیا در ساحل سیدنی یکی از بزرگترین مجسمه را در حال ساختنش هستند که کوروش است که برای صلح و آرامش بشریت دعا میکند و سینمای انگلیس هم شروع به ساخت پر هزینه ترین فیلم جهان در مورد زندگانی بزرگمرد تاریخ کوروش بزرگ است و تمام جهان به تاریخ و تمدین ایران به زانو افتاده اند و احترام میگذارند خوب شما فکر میکنید انقلابی که تئورسینهایی مثل بازرگان و چمران داشته عاقبت مردمش بهتر از این میشه

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۰٫ لیلا شهسوار  |  آذر  ۱۳۸۷

خلاصه زندگینامه شریعتی را خواندم
دیگه ازش بدم اومد
تا حالا فکر می کردم یک ناسیونالیست بوده
حالا فهمیدم به تنها چیزی که فکر نمی کرده ایرانزمین بوده
فقط چیزی که می فهمیده اتحاد جهان اسلام بوده
همون کشورهای اسلامی که هشت سال جوانهای ما را کشتند
همانهای که جزایر ما را می خواهند
و همانهایی که دختران و زنان ایرانی را در جزایر خویش بی عصمت می کنند

واقعا تا حالا احمق بودم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۱٫ علی صبوری  |  آذر  ۱۳۸۷

زنده باد چمران و چمرانیان

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۲٫ محسن سپهرنیا  |  آذر  ۱۳۸۷

قسمت دیگری از کتاب برانگیختگان :

نگاه این سه در یک امر بنیادین دیگر نیز همانند است و آن
به گفته نیچه ” ابرانسان ”
وبه رای ارد ” مرد کهن ”
وبه داستان جبران ” پیشوا ” است

جبران خلیل جبران با آن ندای شاعرانه و دلنشین خود می گوید : پیشوایان ، دانه های نبات و گیاهان ناشناخته و شگفت انگیزی هستند که به هنگام باروری و کمال قلبشان به باد هدیه می شود تا بر روی زمین پراکنده شوند .” او پیشوا را هدیه ای آسمانی می داند .

فردریش نیچه نیز با زبان حماسی خود ابر انسان را این گونه توصیف می کند :” هان ؛ من ام یک بشارتگر آذرخش و چکه ای گران از ابر ! و اما این آذرخش را نام ابر انسان است.”
نیچه عنوان هدیه آسمانی جبران را با واژه بشارتگر آذرخش کامل تر می کند .

و نگاه ارد بزرگ نیز آکنده از خرد و اندیشه است : ” در پندار و گفتار مرد کهن ، تار و پود بنیاد زندگی هویداست .”
ارد جهان را توده ای از رشته های در هم تنیده و گاها بی سرانجام می بیند اما مرد کهن که هماورد زشتی و پلیدی است به رشته های نجات بخش آدمیان دست است . با نگاهی درست ماهیت مرد کهن را غیر قابل شکست می داند و می گوید: ” دشمنی و پادورزی ، به مرد کهن انگیزه زندگی می بخشد .”

و همین دیدگاه در گفتار فردریش نیچه نیز دیده می شود آنگاه که می گوید :” در همه جا هر چه مورد انتقاد ابر انسان است همواره نوعی خواست ویرانگر و منفی وجود دارد.”

ارد هم بدان اشاره دارد :” دودمان بی نیا و مرد کهن ، به هزار آیین اهریمنی اداره می شود . ”

اما نگاه ویرانگر نمی تواند ابر انسان را از هدف باز نمی دارد . نیچه عرصه ابر انسان را اینچنین می بیند: ” عرصه عمل برای ابر انسان بی کرانه است .”

براستی او ساحل و کرانه ای بر ابردریایی (اقیانوس) ابر انسان نمی بیند و این فر هیچ گاه ویرانگر نیست .
و درسی دیگر از ارد بزرگ : ” فر دانش امروز بسیار خوشبختی در پی داشته ، اما قدرت جاری سازی آرامش به روان ما را ندارد . امنیت را مرد کهن به ما می بخشند . ”
و این نگاه جاودانه را با جمله ای هشدار گونه کامل می کند :” دودمانی که مرد کهن خویش را خوار می کند ، به تن بی جان آدمی ماند که در پایان خوراک جانوران پلید خواهد شد .”

و نیچه در جملاتی زیبا امید برتر زن را این گونه بر می شمارد که : زن بازیچه ای باد پاک و ظریف، همچون گوهری، رخشان از فضیلت های جهانی که هنوز در کار نیست. در عشق تان فروز ستاره فروزان باد! وامیدتان این باد: بادا که ابر انسان را بزایم!

ارد بزرگ از شب مرد کهن می گوید :” شب زندگی برای مرد کهن ، همچون روز روشن است . ”

و جبران خلیل جبران هم از شب پیشوا سخن ها دارد :” زمانی که خورشید از پیشوایان در غروب جدا می شود ، هنگامی که از مشرق دوباره زبانه کشد هرگز آنها را در آن مکان نخواهد دید ، زیرا آنها در حرکت و سیری که به ایشان ارزانی شده است همچنان بیدار و در حرکتند ، حتی اگر زمین به خواب رفته باشد . ”

همگرایی در آرای این بزرگان برایتان شگفت آور نبود ؟
بگذریم…

از سخن این بزرگان می توان چنین نتیجه گرفت که پیدایش مرد برتر بسیار نادر اما تاثیر گذار است .
آدمیان نیازمند برانگیختگان هستند .

آنها امنیت و دشتهای حاصل خیز زندگی را در اختیار بشر گرفتار قرار می دهند .
این سه تن زاده شدن خردبرتر را در آدمی امری همگیر و جمعی نمی دانند توده نمی تواند ابر انسان را تربیت کند بلکه تنها می تواند امیدوار به پیدایش آن آذرخش باشد . مرد کهن با نگاهی به پهنای تاریخ و سخنی بشارت گونه دردها را درمان می کند و راه را برای آیندگان هموار می سازد.

برای شما نمونه روشنی از ابر انسان در اندیشه دارم به نوشته زیر بنگرید تا به ژرفای وجود پیشوا پی ببرید : حسنین هیکل _ پژوهشگر و روزنامه نگار مصری _ در برابر پرسشی که چرا کشور مصر پس از دو سده چیرگی تازیان زبان و فرهنگ خود را به دست فراموشی سپرد بی ( ولی ) ایران این گونه نشد پادسخن زیبا و بجایی می دهد که شوربختانه مصریان بزرگی چونان فردوسی نداشتند .

محسن سپهرنیا http://bazkhord.sepehrblog.ir

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

63. شهاب اصغری  |  آذر  ۱۳۸۷

بسیاری از گروه‌ها و طیف‌های چپ‌گرایی که در آغاز انقلاب بر ضدیت و ستیزه‌جویی با بازرگان پا می‌فشردند، امروز معتقدند که «دیروز بزرگ‌ترین انحراف‌شان این بوده که ارزش‌های حقوق بشری بازرگان را ارج نمی‌نهادند» تمام این بازخوانی‌ها را می‌توان زیر عنوان سراپ‍ا عاطفی و اخلاقی «در حق بازرگان بد کردیم»، مقوله‌بندی کنیم: فروکاستن تغییر و تحول در موضع‌گیری‌ها و چینش نیروهای سیاسی به تمنایی اخلاقی. این فروکاهش در خدمت طبیعی‌ساختن موضع‌گیری‌های جدید نسبت به بازرگان است؛ چراکه گویا این ژست اخلاقی تازه از جایگاهی فراجناحی- جهانی است که همه را خطاب قرار می‌دهد؛ و شبیه به همان حکمت عامیانه که «وقتی خامی و تندی جوانی پ‍رشر‌وشور گذشت، باید خامی و اعتدال پیشه ساخت»؛ بدل‌ساختن سیاست به فرآیند خطی طبیعی. واقعیت اما این است که این جلوه‌های «بازگشت به بازرگان‌» هنوز هم از هم‌نشینی واقعا سیاسی با بازرگان ابا دارد، می‌پرهیزد از اینکه بی‌محابا اذعان کند که از کف ‌رفتن امتیازات دموکراتیک، همه را ناگزیر ساخته است از ملاطفت با بازرگان و سنت‌اش: «نوعی یارگیری در این وانفسا»: خط‌امامی‌ها، ناگزیرند بازرگان را بزرگ بدارند، همچنان‌که بازرگانی‌ها و ملی- مذهبی‌ها برای اصلاح‌طلبان دولتی، دل می‌سوزانند

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۴٫ محسن سپهرنیا   |  آذر  ۱۳۸۷

قسمتی از کتاب برانگیختگان نوشته استاد جعفر معروفی :

آنچه به آدمی توان و نیرو جاودانی می بخشد و نام آدمی را بلند می سازد همانا اندیشه و دانش برتر اوست .
از این رو در اندیشه این سرفرازان فرو رفتم و سخنانی را یافتم که همکنون پیش کش شما نیز می نمایم.

نیچه خواست خویش را از اندیشه برتر اینگونه بیان می دارد : ” آن اندیشه هایی را دوست دارم که با خون نوشته شده باشند.”

و جبران خلیل جبران توانمندی خویش در دفاع از کیان اندیشه را بدین گونه می نمایاند : ” شاید بتوانید دست و پای مرا به غل و زنجیر کشید و یا مرا به زندانی تاریک بیافکنید ولی اندیشه مرا که آزاد است نمی توانید به بند در آورید. ”

و اُرد بزرگ پاسخی در خور برای دشمنان اندیشه دارد : ” چه دودمانی از بد اندیشان برجاست ؟ هیچ . ”
او برای کشندگان اندیشه و هواخواهان آن نیز پیامی دارد :” چو گرمای تن مردان کهن به آسمان پر کشید به گرمای خود ، تن هواخواهان اندیشه خویش را گرما دهند . ”

بهترین یاور اندیشمندان در نگاه ارد بزرگ تنهایی است :” هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست .”

و فردریش نیچه هم با او همراه است : “آموزش را در خانواده و دانش را در جامعه می آموزند و بینش را در تفکرات تنهایی.”

جبران خلیل جبران از توان یاد گیری و آموزش خرد می گوید :” به فرزند عشق خود توانید داد ، اما اندیشه تان را هرگز ، که وی را اندیشه ای دیگر به سر است ، اندیشه ای از آن خویشتن .
او با فرا نگری خردمندانه درد نا آگاهی را اینگونه می داند : هیچ کس نمی تواند چیزی را به شما بیاموزد جز آنچه که در افق دید و خرد شما وجود داشته و شما از آن ناآگاه بوده اید .

نیچه بیماری اندیشه را هشدار می دهد :” ذهن و اندیشه مسئول به خطا افتادن آدمیان است.”

و اُرد بزرگ مانند همیشه تلاش می کند راه درمان را بنمایاند : ” رهسپردن (سفر) ، نای روان است برای اندیشه و آرمان بزرگ فردا .” او سفر و تجربه را پاد درد این بیماری می داند .

و جبران خلیل جبران برای جلوگیری از انتشار اندیشه ناتوان می گوید : ” اگر در اندیشه دوست نکته ای منفی یافتی ، بی هراس و با روشنی گوشزد کن .”

و ارد ویژگی برتر پندار آدمی را در ماندگاری و توان رویارویی آن می داند : ” اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد.”

درد این سه تنها آگاهی بخشی نیست بلکه پیراستن اندیشمندان از کژی و ناراستی نیز هست و آنگاه در فرودی دیگر به نهانگاه خرد چنین می آموزیم که به رای ارد بزرگ :” چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما می تواند آسمانی باشد . ”

و جبران خلیل جبران همانند همیشه سخنی همانند او دارد :” افکار جایگاهی فراتر از دنیای ظاهری دارند .”

و نیچه نیز برای آسمانی بودن اندیشه و اندیشمند، سخنی دلنشین دارد : “یک دانشمند حتی برای عشق زمینی هم وقت ندارد! او نه رهبر است نه فرمانبردار. او کمال بخش نیست. سرآغاز هم نیست. او فردی بی خویشتن است.

آری اندیشه خارج از دید زمینیان و در خود فرو رفتگان است برای شناخت آن باید آسمانی شد و به گفته جبران : ” باید به رویاها پناه برد چرا که دروازه های ابدیت اند .”
و ارد بزرگ فراز را اینگونه می بیند : ” همواره آدمیان پهنه و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند .”

و این نگاه سازنده در سخن جبران خلیل جبران نیز هویداست : “انسان فـرزانه با آتشدان (مشعل) دانش و حکمت، پیش رفته و راه توده را روشن می سازد .”

نیچه ، ارد و جبران هر سه اندیشه را در خور تنهایان (آسمانیان) می دانند آنانی که در تنهایی خود از پیکره آدمی خارج شده و به فرا پنداران آسمانی پیوستند نگاه ، سخن و کردار اندیشمندان درمانگر توده است و چراغی برای تاریکی های پیش رو.
آنها هشدار می دهند مباد گاهی که پنداری بیمار افسونگرانه به جان توده افتاده و تیرگی را موجب شود .
آنگونه که در سده گذشته کمونیسم نیمی از جهان را در خود بلعید و دودمان جهانی را به تباهی کشید .
همانگونه که پیشتر مانویان با همین پندار (همه چیز برای همه ، زن و کاشانه نیز!) شمشیر بر گردن ایرانیان نهادند .
باید هوشیار بود این خود یک آموزه بزرگ برای دودمان امروزین ماست .

محسن سپهرنیا http://bazkhord.sepehrblog.ir

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

65. یدالله باقری  |  آذر  ۱۳۸۷

سخن گفتن از شهیدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه‏ای که جمع اضداد بود، از آهن و اشک، ‌از شیر بیشه نبرد و عارف شب‏های قیرگون، از پدر یتیمان و دشمن سرسخت کافران بسیار سخت بلکه محال است.
سخن گفتن از شهید دکتر مصطفی چمران، این مرد عمل و نه مرد سخن، این نمونه کامل هجرت، جهاد و شهادت، این شاگرد مکتب علی(ع)، این مالک‏اشتر جنوب لبنان و حمزه کربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا که حتی نمی‏توان یکی از ابعاد وجودی او را آنگونه که هست، توصیف کرد و نبایست انتظار داشت که بتوانیم تصویر کاملی در این مختصر از او ترسیم نمایئم، این فقط پاسخی است برای اظهار نظرهای بعضیها که دهانشان را به غلط باز کرده اند و نام شهید چمران را به زبان پلیدشان آورده اند

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۶٫ محسن سپهرنیا  |  آذر  ۱۳۸۷

برای شناخت بهتر آرمانی که این اندیشمندان بر دوش داشته اند لازم است به نوع و شیوه آغازین انتشار فر آنها اشاره شود و حال سخنان فردریش نیچه در چنین گفت زرتشت :
زمانی که زردشت (زردشت نیچه نمایانگر شخصیت آرمانی اوست و ربطی به زردشت ایرانی ندارد) سی ساله بود ، زادگاه و دریاچه ی زادگاهش را ترک کرد و به کوهستانها
رفت . در آنجا از جان خویش سر خوش گشت و ده سال از این شادی نفرسود . ولی سرانجام
دلش دگرگون شد و بامداد پگاهی با طلوع صبح برخاست و رو در روی خورشید ایستاد و چنین
گفت :
” تو ای ستاره ی بزرگ ! نیک بختی تو را چه می بود اگر نبودند کسانی که تو برایشان
بتابی . تو ده سال بر سر من طالع شدی ، و اگر من و عقاب و مارم نمی بودیم از تابش خود و این سفر می فرسودی . لیکن ما هر بامدادی در انتظارت بودیم ، از سرشاریت بهره می بردیم و بر تو درود می گفتیم . اکنون بنگر ! من از لبریزی دانش خویش به تنگ آمده ام ، همچون زنبوری که عسل بسیار گرد آورده است ، نیازمند دستهایی هستم که برای گرفتن آن به سویم دراز شود . بر آنم که آنرا ببخشم و بپراکنم ، تا بار دیگر خردمندان از ابلهی و بینوایان از توانگری خویش در میانه ی آدمیان شاد شوند . پس باید به دشت فرود آیم ، همچنانکه تو هر شامگاه چنین می کنی ، آنگاه که در پس دریا پنهان می شوی و با نور خویش ” جهان زیرین ” را نیز روشن می داری .
ای ستاره ی سر شار ! چون تو من باید بروم ، چنانکه آدمیان را چنین سخنی است ، و اکنون می خواهم به سوی ایشان فرود آیم . پس مرا خجستگی بخش ، ای چشم آرام که می توانی بی شرار رشک حتی بزرگترین خوشبختی ها را نظاره کنی . جامی را که می خواهد از سرشاری لبریز شود برکت ده تا شاید قطره های زرین از آن جاری گردد و روشنایی شادی تو را بر سراسر جهان فرو بارد . بنگر این جام را که بر آن است باز تهی گردد ، زردشت را که باز بر آن است ، آدمی شود !
و بدین سان فرود آمدن زردشت آغاز شد .”

و حال سخنان جبران خلیل جبران در کتاب پیامبر :” آن برگزیده محبوب ، که سحرگاهی روشن بود به روزگار خویش ، دوازده سال به شهر اورفالیز در انتظار بود تا کشتی رفته باز آید و او را به جزیره ی زادگاهش باز برد .
و در سال دوازدهم ، و در روز هفتم از ماه ایلول ، ماه درو ، فارغ از دیوارهای شهر ، تپه را به فراز آمد و جانب دریا نگریست ، و کشتی را دید که در مه و ابهام می آمد .
آنگاه دروازه های قلبش به کمال باز گشود و شادمانیش از پهنه ی دریاها گذشت . پس چشمهای خود را فرو بست و در سکوت روح خویش به نیایش نشست .

لیکن تپه را چون به زیر آمد ، غربت اندوهی غریب در جانش گرفت و به دل اندیشه کرد :
چگونه خواهم رفت ، آسوده و آرام ، بی سودای دردی و بی سوز داغی ؟ زنهار که من این شهر را وداع نگویم مگر با جراحتی به ژرفای روان و زخمی به اعماق جان .

چه دیر پاییدند روزهای درد ، در حصار این دیوارها ، و چه سخت گذشتند لحظه های تنهایی در بلندای این همه شب . و کجاست آنکه تنهایی و درد خود ترک گوید و داغ حسرتی به دل نبرد ؟

چه فراوان که اجزا، روح خویش در این معبرها پراکندم ، و چه بسیار فرزندان آرزوهایم که برهنه در دامن این تپه راه پیمودند و سرگردان بودند . و از این همه یارای گسستنم چگونه باشد ، فارغ از بار و آسوده از درد ؟

این نه جامه ای ست که اینک از تن بدر کنم ، این پوست است که با دستهای خویش می درم .
و باز این نه اندیشهای ست که پشت سر گذارمش ، این خود دلی است حلاوت یافته از گرسنگیها و تشنگیها .

اما درنگ نیز نتوانم .
دریا که آغوش دعوت بر همه چیزی باز گشاید ، اینک مرا به خود خوانده است و من ناگزیرم از عزیمت .

و هر آینه بمانم ، آن زمان که ساعتها و لحظه هایم به شعله می سوزند در سیاهی شب ، من بلور می شوم ، و به این خاک گره می خورم .

ولی در رفتار ، شادمانی توشه کنم ، آنقدر که در این دیار یافت تواند شد … اما این چگونه باشد ؟

همچنان که می رفت مردان و زنانی را دید که مزارع و تاکستانهای خود رها کرده اند و شتابان به سوی دروازه های شهر هجوم می آورند .
و صدایشان می شنید که نام وی می خواندند و باز آمدن کشتی او را به هم خبر می دادند به فریاد ، از کشتزاری به کشتزاری دیگر .

آه که قلب من آیا درختی تواند بود خمیده قامت از بار میوه هایی که از شاخه بچینم و در دستهاشان گذارم؟
و آیا شور من آن چشمه ی جوشان تواند شد که جامهاشان لبریز کنم؟

و اگر براستی این ساعتی ست که مشعل می باید گرفت ، مرا نه آتشی است که در آن شعله می بایدم کشید .

ندا در داد… ” .

تا کنون در سخن نیچه و جبران به یک عنصر مشترک رسیدیم و آن تمایل ” فرا انسان ” نیچه و ” برگزیده ” جبران برای بخشش از داشته ها است … هر دوی آنها آرمان و اندیشه ای برای آیندگان بر دوش دارند .

برای جاودانه شدن این اندیشه هر یک به داستانی زیبا پناه برده اند و پیرامون خود را به چهارچوبی رویایی آراسته اند تا بتوانند در این پهنه آرمان های خویش را بارور و به تکامل رسانند اما اُرد هیچ گاه تن به داستان پردازی نداده است . خواسته های فکری اش شبیه نیچه و جبران است اما زخمه کلام او در قلاف داستان نیست بلکه آشکارتر است و بدین خاطر گاه نیاز به تعمق و تخیل بیشتری دارد .

بدین خاطر در این جا تنها اشاره می کنم به آرمان مرد کهن ارد بزرگ در کتاب برآیند :
ارد بزرگ برای پیام آوری و شجاعت خرد را ره توشه می داند : ” آن که به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است ” .
و سپس در ایهامی جالب جهان تیره را برای مرد کهن میدانی برای قیام و مَد می بیند و می پرسد : ” آن گاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ ”
و باز می گوید :” روانی که درد روشنگری و گسترش خرد را ندارد به سختی بیمار است “.
در گام نهایی این جمله را مطرح می کند : ” بی مایگی و بدکاری پاینده نخواهد بود ، گیتی رو به پویندگی و رشد است . با نگاهی به گذشته می آموزیم آدمیان، نابخردیهایی همچون : برده داری ، همسر سوزی و زنده بگور کردن کودکان و … را رها نموده اند. خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد .”
بی شک یکی از زیباترین جملاتی که تا کنون شنیده ام نیز همین جمله آخر ارد بزرگ است که : خردورزی ! آدمی را پاک خواهد کرد .

آنچه در کلام این ” سرآمدان “هویداست داشتن درد ، چگونگی و بخشش از خرد است آنها زاینده اندیشه ای برتر برای انسان از خود بیگانه عصر امروزند . آنها آینده جهان را رو به رشد و خرد می بینند آنها در سه شاهکار بی نظیرشان “چنین گفت زرتشت” ، ” برآیند ” و ” پیامبر ” خط بطلانی بر نظریه تکرار تاریخ می کشند می توان از اندیشه آنها آموخت اگر یک حالت بخوبی توسط فرهیختگان درک شود و نتیجه کلی و مشخصی از آن برداشت شود می توان امیدوار بود در صورت مثبت بودن ادامه و در صورت منفی بودن برای همیشه پاک شود . آنها تاریخ را محل ایست و باز تولید آن نمی دانند بلکه در نظر آنها تاریخ آموزه ای برای رسیدن به خط رشد بشری در طول زمان است که مسیر رشد آن باید همچنان ادامه یابد.
من یک سئوال از طرفداران بازگشت اتفاقات تاریخی دارم
بطور مثال در کجای تاریخ هندوستان سراغ دارید که دموکراسی اینچنین حاکم بوده باشد و یا جوامع بسیاری که در سطح دنیا اینچنین اداره می شوند ؟
دموکراسی و مردمسالاری امروز برآیند خرد کل مردم جهان در طول تاریخ است و البته ایرانیان اولین هواداران آن بوده اند ( با تشکیل مجلسی از نمایندگان اقوام مختلف ایرانی در زمان کوروش هخامنشی ) .
شاید عده ای بگویند مگر پیشتر از زبان آنها نگفتید که انسانها همواره زاده می شوند و یا جهان هیولای انرژیست که آغاز و پایان ندارد وتنها خود را دگرگون می سازد؟ پس تاریخ هم خارج از آدمهایش نخواهد بود !
باید گفت منظور هر سه آنها از تکرار آدمیان نه در شکل اولیه بلکه در ادامه پایان مرحله قبل است یعنی تکامل بشری به نقطه صفر باز نمی گردد بلکه هر روز و در هر دوره به مقام عالی تری دست می یابد .
لذا تاریخ نیز مجالی برای باز گشت ندارد….
اُرد بزرگ : تاریخ هیچگاه تکرار نشده و نخواهد شد آنچه روی داده و در حال رخ نمودن است پیراسته شدن ایده های بشری از ناراستی هاست .
اُرد بزرگ به روشنی به این موضوع اشاره می کند : ” تاریخ هیچگاه تکرار نشده و نخواهد شد آنچه روی داده و در حال رخ نمودن است پیراسته شدن ایده های بشری از ناراستی هاست .”

سخن من در مورد همانندی های این سه مرد به پایان رسید
با خود می گویم آیا توانستم آرمان و همانندی های آنها را درست مطرح کنم ؟ و یا اینکه واقعا آنها که هستند؟

نیچه فیلسوف است ؟ یا نوازنده پیانوی چیره دست و یا موسیقیدانی عاشق واگنر ؟
جبران شاعر است ؟ فیلسوف است ؟ و یا نقاشی چیره دست ؟
ارد حکیم است ؟ طراح طنزسیاهی توانا و پیشروست ؟ و یا نظریه پردازی در مورد ساختار جغرافیای جهان ؟

اینجاست که بر می گردم
می بینم آنها حتی در شکل هویتی خویش نیز ، نظیر هم هستند .
و نکته ظریف و مشترک در بین آنها هنرمند بودن هر سه است .

آیا هنر نمی توانست حامل اندیشه های آنان باشد ؟
آیا هنر برای آنان وسیله و ابزار بود ؟
چرا هر سه آنها از پس هنر متجلی می شوند و سپیده دم طلوع آنها از پس کوههای هنر است ؟

آیا هنر وسیله درمان روان انسانهاست ؟
و یا به وجد آورنده روان آنها ؟
اگر اینگونه باشد سخنان این سه بسیار کلی تر و همه جانبه تر است
پس می توان گفت:

هنر نمایشگر روان سرکش و برانگیخته آنهاست.
هنر باز تولید رویاهای فروخورده آنهاست.
هنر برای هر سه آنها مجالی است خلسه گونه که در آن روان خود را با گذشتگان و آیندگان گره می زنند …

فکر می کنم باز هم باید بکاوم …

محسن سپهرنیا http://bazkhord.sepehrblog.ir

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

67. شمس تشکری  |  آذر  ۱۳۸۷

برای شناخت بهتر دکتر شریعتی بهترین راه دل سپردن به سخنان خودشان است

خوب، من می‏خواهم در این‏جا به یک مسأله‏ی اساسی بپردازم. مسأله‏ی اساسی‏ای که در میان روشن‏فکران الان مطرح است، روشن‏فکران افریقا، روشن‏فکران آمریکای لاتین، آسیا و تازگی در ایران هم مطرح است، (اگرچه در ایران قبل از آن که روشن‏فکران اروپایی و به خصوص افریقایی مطرح کنند، مطرح بوده و بعد فراموش شده. ولی حالا چون دوباره در اروپا مطرح شد، آثار و دامنه‏اش به محافل روشن‏فکری ایران هم رسیده است.) و آن مسأله، «بازگشت به خویش: است و قبلاً باید توضیح بدهم که اگر شنیده‏اید من به مذهب تکیه می‏کنم، به اسلام تکیه می‏کنم، تکیه‏ی من به یک اسلام رفورم شده و تجدید نظر شد‏ه‏ی آگاهانه و معینی بر یک نهضت رنسانس اسلامی است و این بینش مذهبی برای من از این طریق به دست نیامده که بنشینم فرقه‏های مختلف و ادیان گوناگون را جلوی خودم بگذارم و بعد یکی یکی آن‏ها را مطالعه کنم و بالأخره به اسلام، تحت عنوان «دین برتر» معتقد شوم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۸٫ اردشیر پورآذر سیرجانی  |  آذر  ۱۳۸۷

پریسا آغداشلو و محسن سپهرنیا از این همه محبت و مطلب جالبی که ارایه نمودید ممنونم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۶۹٫ ایمان خلعتبری  |  آذر  ۱۳۸۷

نمی دونم چند درصد از کسانیکه اینجا نظر گذاشتن هم سن و سالان منت هستند اما میخواستم به هم نسلهای خودم بگویم دوستان و یاران و همرزمانی که یار دبستانی من هنوز بر لبهایمان جاریست. بیایید برای بهترین شدن مبارزه کنیم تا به بهتر شدن برسیم و یا نزدیک شویم. چنین آرزویی جز با مبارزه همه جانبه در جهت برچیدن این سیستم ناکارآمد و فاسد سیاسی سودایی بیش نیست. و در این وادی دلخوش نمودن به اشخاص و تفکراتی که حوزه عملیاتی تاثیر و انتخابشان فراتر از حرکت در نمودار از ۱- تا ۱۰- نیست بزرگترین دشمن این آرمان است.

از کسان و اندیشه هایی که یکبار تا مرحله آزمون رفته اند و نمره قبولی میهن پرستی نگرفته اند امیدی نداشته باشیم باید با توسل به فکر نو و اندیشه ای ایرانی جلو برویم

آنهایی که از زادگاه خود می روند تا رشد کنند با سپری شدن روزگار می فهمند بزرگترین گنج زندگی را از دست داده اند و آن زادگاه و میهن است . ارد بزرگ

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۰٫ مریم حیدری  |  آذر  ۱۳۸۷

دوست عزیز آقای خلعتبری

و نسل جوان و دانشجویان عزیز

به یاد داشته باشید در شرایط حساس کنونی کشور جنبش دانشجویی بیش از آنکه در مسیر انتقاد به حاکمیت حرکت کند باید در مسیر مبارزه با حاکمیت جمهوری اسلامی که نماینده تام و تمام یک اندیشه توتالیتر بنیادگرا با ویژگی آشکار ضد مردمی و ضد میهنی است گام بردارد. با آرزوی روزهای آفتابی برای میهن سرمازده مان

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۱٫ ستاره کامیاب  |  آذر  ۱۳۸۷

خوشحالم می تونم تو این نظرخواهی شرکت کنم
و خوشحالتر شدم وقتی نام ارد بزرگ رو دیدم
ریحانه جون ممنونم خبرم کردی وبلاگ من اونقدر هم که گفتی جای تعریف نداشت
دکتر شهناز خاتمی هم مقالات بسیاری در مورد ارد بزرگ نگاشته که یک نمونه از آنان را که احتمالا برای شما نیز جالب و خواندنیست تقدیم می کنم

(رابطه کار با خواست در نگاه ارد بزرگ)

کار ما برآیند خواست و برنامه ماست آنکه خواست و برنامه ایی ندارد کاری انجام نمی دهد . ارد بزرگ

چرا بعضی از آدمها برای خود آینده ایی نمی بینند ؟ دلسرد و نامیدند ؟ همواره آیه یاس می خوانند و ناخودآگاه بذر افسردگی می پاشند ؟
پاسخ به این سئوالات را می توان در یک کلمه خلاصه نمود و آن نداشتن (( امید )) است
از سخن ابتدایی بحث مان می شود نتیجه گرفت (( کار نتیجه داشتن خواست است )) و خواست بدون امید و هدف بوجود نمی آید .
شاید بگویید کار ما لزوما می تواند خواست ما نباشد و نتیجه نیاز و اجبار باشد ،
بله تمام افکار و کنش های ما پاسخی ست به نیازهایی که جسم و روان از ما انتظار دارند اما بطن نیاز های ما و حتی نوع نگاه ما ریشه در هدفمندی زندگی و خواستی عقلانی دارد ، امید و آرزو شکل ظاهری و بیرونی آن می باشد .
اعتیاد ، فحشا و بزهکاری در جوامعی رواج دارد که بذر نامیدی و یاس در آنها پاشیده شده باشد
سستی اجتماعی و عدم تحرک نسل نو نتیجه سرکوفتگی آرزوهای آنان است .
این نسل شاید نتواند ابتدا موجب ترقی و رشد خود شود اما انباشتن خواسته ها به ایجاد رستاخیزی بزرگ منتهی می گردد .
مهمترین اتفاقی که رخ می دهد ظهور رهبرانی است که گویی هیچ چیز نمی تواند آنها را از پای بیندازد
واقع امر آنست که جوامع قابلیتی را در اندرون خویش دارند که می توانند در آخرین لحظه انسانها را از بدترین کابوسها نجات بخشند .

در این جوامع مردان برتر و بقول فردریش نیچه (( ابر انسان )) متجلی می گردند و سخنانش درمانگر درد ها و رنج های نسل شان می گردد .

ابر انسان نسل خویش را دعوت به عملگرایی می کند . او می خواهد ضعفها را با کار و قیامی همگانی از بین ببرد .
ارد بزرگ جمله زیبایی در این زمینه دارد : ” آنچه رخ داده را باید پذیرفت اما آنچه روی نداده را می توان به میل خویش ساخت ” .

” به میل خویش ” یعنی آنکه باید ادامه را با خواست خویش پیش برد نه خاموشی .
ارد بزرگ حدس می زند که نسل افسرده پیشاپیش برای سستی خویش هم دلایل بیاورد و بدین خاطر می گوید : ” رویا پردازی که عملگرا هم باشد می تواند سرچشمه دگرگونی های بسیار گردد “.
او تلویحا می گوید حتی می توان برای باروری و کار بیشتر به رویاها پناه برد و عقل محوری را که تابع واقعیتهای زمان حال خود می باشد را به کنار گذشت و آینده را به شکلی رویایی و دست یافتنی دید .
این خود باعث حرکت و جوشش می شود رویاها قابلیتی است که به انسان این نیرو را می بخشد که هر چیز به ظاهر غیر ممکن را نیز به دست آورد .

سخنان و کلمات بزرگان چنان انرژی در درون خود دارند که می توانند نسل های خاموش را از خواب های سنگین بیدار کنند .
شاید یکی از زیباترین جملات ارد بزرگ این جمله باشد که : آرامش اگر همیشگی باشد سستی و پلشتی در پی دارد .

رسیدن به آرامش دائمی ! شعار تبلیغاتی بسیاری از خماران و اهل تصوف است فرقه های مختلفی از هندویان و بودایی ها هدف و خواست خویش را برای رسیدن به آرامش مطلق می دانند شاید معنای جمله ارد بزرگ را آن زمان بتوان خوب درک کرد که بدانیم این آرامش و خلسه وحشتناک موجب گشت قرنها شبه قاره هند تن به استعمار بسپارد .
اهل تصوف سعی می کنند به خود بقبولانند که اگر ما خوب باشیم ! به جهان از دریچه خوبی خواهیم نگرست پس در این حالت بدی وجود ندارد در حالیکه در هر ثانیه هزاران نفر در سرتاسر دنیا گرفتار رفتارهای خشنونت آمیز و تجاوز قرار می گیرند ارد بزرگ به این گوشه نشینان می گوید :
آنکه می گوید همه چیز خوب است و بدی وجود ندارد با کسی که همه چیز را اهریمنی می پندارد تفاوتی ندارد . برآیند چنین افکار سخیفی به چاه نیستی گرفتار آمدن است تنها کسانی خوبی را خوب می بینند که بدی و اهریمن را باور داشته باشند و از آن پرهیز کنند .
نگاه سخت ارد بزرگ به اهل تصوف و ریاضت کشان بدین خاطر است که او حرکت و جوشش نسل نوی سرزمینش را می خواهد و نه فسردگی و انجماد را…
باز در جایی دیگر می گوید : ” آنکه زندگی بدون رنج و تلاش را برمی گزیند پیشاپیش مرگ خویش را نیز جشن گرفته است” .
ارد بزرگ در جایی سخت ترین حمله را به اهل تصوف و صوفی گری می کند که بسیار جالب و خواندنی است : ” آنانی که در کنار ما زندگی می کنند اما کنشی ندارند و وارستگی را در پشت کردن به جهان می دانند گوشه نشینی می کنند و همه چیز را گذرا می دانند تکه گوشتهای هستند که هنوز از جهان حیوانی خود به دنیای آدمیان پا نگذاشته اند . آنکه ما را به این جهان آورد فر و خرد را مایه رشد ما قرار داد ، باید به آنان گفت خرد و دانش را انکار کردن با خوابیدن و مردن تمیزی ندارد ” .

نتیجه این بحث را می توان اینگونه دانست که :

برای باروری و ایجاد تحرک و روحیه لازم در افراد باید ریشه های آرمانی و هدف آنها را تقویت نمود
باید روحیه بخشید
باید صوفی منشی را کالبدشکافی کرد و آثار وحشتناکش را معرفی نمود .
و در نهایت نباید انتظار داشت در جامعه ایی که شادی و امید وجود ندارد نوآوری رخ نماید…

http://www.khodemuony.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

72. مازیار داور  |  آذر  ۱۳۸۷

در مورد وطن میخواستم بگم مهم اینه که چه برداشتی از این واژه مهم داشته باشیم مسلما اگر
وطن رو به معنای دنیای هر کس بگیریم : با استفاده از نظرات دکتر سروش ( که اونم با استفاده از نظرات هایدگر و اونم با استفاده از نظرات کانت و اونم با استفاده از نظرات فلاسفه ی یونان و اونام با استفاده از نظرات استادان ” ذن ” و لائوتزه و خلاصه اوپانیشادها … ) در نظر بگیریم شاید همان کاری رو بکنیم که سروش کرد و دل به بیگانگان سپرد ضمنا فرق بین وطن دوست بودن و وطن پرست بودن را باید درک کنیم

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۳٫ بسیجی ذلاور  |  آذر  ۱۳۸۷

اینقدر از حرفای این آقای سروش عصبانی هستم که اگر جرات میکرد و اینجا آفتابی میشد برادرا درس خوبی بهش میدادن

حرفاشو بخونین…………………

محمد آفریننده‌ی قرآن است. این چیزی است که اصلاح‌گر مشهور ایرانی عبدالکریم سروش در کتاب‌اش «بسط تجربه‌ی نبوی» که قرار است ترجمه‌اش سال آینده منتشر شود، می‌گوید. سروش با این دیدگاه از بسیاری از اصلاح‌گران تندروی مسلمان پیش‌تر می‌رود. سروش در مصاحبه‌اش با زم‌زم، چکیده‌ای از این آراء را بیان کرده است.
عبدالکریم سروش رهبر جریان روشنفکری اصلاح‌طلب ایران به شمار می‌آید. او در ابتدا از حامیان آیت‌الله خمینی بود و در اوایل شکل‌گیری جمهوری اسلامی چند منصب رسمی داشت؛ از جمله مشاور آیت‌الله خمینی در اصلاحات فرهنگی و آموزشی به شمار می‌آمد. اما وقتی روشن شد که این پیشوای معنوی، حاکمی مستبد است، سروش با سرخوردگی از این مناصب کناره گرفت.
از اوایل دهه‌ی ۹۰یلادی، او از جمله روشنفکران «جمهوری‌خواه» بوده است که بحث درباره‌ی مفاهیم «دموکراسی اسلامی» را آغاز کردند؛ اما به تدریج از کل نظریه‌ی یک حکومت اسلامی فاصله گرفتند.
مدعای اصلی سروش ساده است: تمام معرفت‌های بشری و استنباط‌های انسانی از دین، تاریخی است و معروض خطا. او با این نظر حکومت دینی ایران را تضعیف می‌کند؛ چون اگر تمام فهم‌های بشری از دین معروض خطا باشد، هیچ کس نمی‌تواند به نام خدا ادعای پیاده کردن شریعت را داشته باشد؛ حتی روحانیون ایرانی.
سروش در «بسط تجربه‌ی نبوی» روشن می‌سازد که نظرش درباره‌ی خطاپذیر بودن معرفت دینی تا حدی درباره‌ی قرآن نیز صادق است. سروش در کنار اندیشمندان دیگری چون نصر حامد ابوزید و محمد ارکون، در شمار گروهی اندک از اصلاح‌گران رادیکالی است که مدافع رهیافتی تاریخی به قرآن هستند.
اما او در کتاب‌اش از بسیاری از همکاران رادیکال‌اش فراتر رفته است. او مدعی است که قرآن نه تنها محصول شرایط تاریخی خاصی است که در بستر آن شکل گرفته است، بلکه برآمده از ذهن حضرت محمّد و تمام محدودیت‌های بشری او نیز هست. سروش می‌گوید این سخن، سخنی بدیع و تازه نیست؛ چون بسیاری از اندیشمندان سده‌های میانه هم قبلاً به آن اشاره کرده‌اند.

دکتر عبدالکریم سروش
چگونه می‌توان چیزی هم‌چون «وحی» را در جهان مدرن و راززدایی شده‌ی امروز، بامعنا دید؟
وحی «الهام» است. این همان تجربه‌ای است که شاعران و عارفان دارند؛ هر چند پیامبر این را در سطح بالاتری تجربه می‌کنند. در روزگار مدرن، ما وحی را با استفاده از استعاره‌ی شعر می‌فهمیم. چنان‌که یکی از فیلسوفان مسلمان گفته است: وحی بالاترین درجه‌ی شعر است.
شعر ابزاری معرفتی است که کارکردی متفاوت با علم و فلسفه دارد. شاعر احساس می‌کند که منبعی خارجی به او الهام می‌کند؛ و چیزی دریافت کرده است. و شاعری، درست مانند وحی، یک استعداد و قریحه است: شاعر می‌تواند افق‌های تازه‌ای را به روی مردم بگشاید؛ شاعر می‌تواند جهان را از منظری دیگر به آن‌ها بنمایاند.
به نظر شما، قرآن را باید محصول زمان خودش دید. آیا این سخن متضمن این نیز هست که شخص پیامبر نقشی فعال و حتی تعیین‌کننده در تولید این متن داشته است؟
بنا به روایات سنتی، پیامبر تنها وسیله بود؛ او پیامی را که از طریق جبرئیل به او نازل شده بود، منتقل می‌کرد. اما، به نظر من، پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است.
استعاره‌ی شعر به توضیح این نکته کمک می‌کند. پیامبر درست مانند یک شاعر احساس می‌کند که نیرویی بیرونی او را در اختیار گرفته است. اما در واقع – یا حتی بالاتر از آن: در همان حال – شخص پیامبر همه چیز است: آفریننده و تولیدکننده. بحث درباره‌ی این‌که آیا این الهام از درون است یا از بیرون حقیقتاً این‌جا موضوعیتی ندارد، چون در سطح وحی تفاوت و تمایزی میان درون و برون نیست.
این الهام از «نَفس» پیامبر می‌آید و «نفس» هر فردی الهی است. اما پیامبر با سایر اشخاص فرق دارد؛ از آن رو که او از الهی بودن این نفس آگاه شده است. او این وضع بالقوه را به فعلیت رسانده است. «نفس» او با خدا یکی شده است. سخن مرا این‌جا به اشتباه نفهمید: این اتحاد معنوی با خدا به معنای خدا شدن پیامبر نیست. این اتحادی است که محدود به قد و قامت خود پیامبر است. این اتحاد به اندازه‌ی بشریت است؛ نه به اندازه‌ی خدا.
جلال الدین مولوی، شاعر عارف، این تناقض‌نما را با ابیاتی به این مضمون بیان کرده است که: «اتحاد پیامبر با خدا، همچون ریختن بحر در کوزه است.»
اما پیامبر به نحوی دیگر نیز آفریننده‌ی وحی است. آن‌چه او از خدا دریافت می‌کند، مضمون وحی است. اما این مضمون را نمی‌توان به همان شکل به مردم عرضه کرد؛ چون بالاتر از فهم آن‌ها و حتی ورای کلمات است. این وحی بی‌صورت است و وظیفه‌ی شخص پیامبر این است که به این مضمون بی‌صورت، صورتی ببخشد تا آن را در دسترس همگان قرار دهد. پیامبر، باز هم مانند یک شاعر، این الهام را به زبانی که خود می‌داند، و به سبکی که خود به آن اشراف دارد، و با تصاویر و دانشی که خود در اختیار دارد، منتقل می‌کند.
شخصیت او نیز نقش مهم در شکل دادن به این متن ایفا می‌کند. تاریخ زندگی خود او: پدرش، مادرش، کودکی‌اش و حتی احوالات روحی‌اش [در آن نقش دارند.] اگر قرآن را بخوانید، حس می‌کنید که پیامبر گاهی اوقات شاد است و طربناک و بسیار فصیح در حالی که گاهی اوقات پرملال است و در بیان سخنان خویش بسیار عادی و معمولی است. تمام این‌ها اثر خود را در متن قرآن باقی گذاشته‌اند. این، آن جبنه‌ی کاملاً بشری وحی است.
پس قرآن جنبه‌ای انسانی و بشری دارد. این یعنی قرآن خطاپذیر است؟
از دیدگاه سنتی، در وحی خطا راه ندارد. اما امروزه، مفسران بیشتر و بیشتری فکر می‌کنند وحی در مسایل صرفاً دینی مانند صفات خداوند، حیات پس از مرگ و قواعد عبادت خطاپذیر نیست. آن‌ها می‌پذیرند که وحی می‌تواند در مسایلی که به این جهان و جامعه‌ی انسانی مربوط می‌شوند، اشتباه کند. آن‌چه قرآن درباره‌ی وقایع تاریخی، سایر ادیان و سایر موضوعات عملی زمینی می‌گوید، لزوماً نمی‌تواند درست باشد. این مفسران اغلب استدلال می‌کنند که این نوع خطاها در قرآن خدشه‌ای به نبوت پیامبر وارد نمی‌کند؛ چون پیامبر به سطح دانش مردم زمان خویش «فرود آمده است» و «به زبان زمان خویش» با آن‌ها سخن گفته است.
من دیدگاه دیگری دارم. من فکر نمی‌کنم که پیامبر «به زبان زمان خویش» سخن گفته باشد؛ در حالی که خود دانش و معرفت دیگری داشته است. او حقیقاً به آن‌چه می‌گفته، باور داشته است. این زبان خود او و دانش خود او بود و فکر نمی‌کنم دانش او از دانش مردم هم‌عصرش درباره‌ی زمین، کیهان و ژنتیک انسان‌ها بیش‌تر بوده است. این دانشی را که ما امروز در اختیار داریم، نداشته است. و این نکته خدشه‌ای هم به نبوت او وارد نمی‌کند چون او پیامبر بود، نه دانشمند یا مورخ.
شما به فیلسوفان و عارفان سده‌های میانه هم‌چون مولوی اشاره می‌کنید. دیدگاه‌های شما درباره‌ی قرآن تا چه اندازه ریشه در سنت اسلامی دارد؟
بسیاری از دیدگا‌ه‌های من ریشه در اندیشه‌ی سده‌های میانی اسلام دارد. این سخن را که نبوت مقوله‌ای است بسیار عام و نزد اصناف مختلف آدمیان یافت می‌شود، هم در اسلام شیعی و هم نزد عارفان وجود دارد. متکلم بزرگ شیعی، شیخ مفید، امامان شیعه را پیامبر نمی‌داند؛ اما تمام ویژگی‌هایی را که پیامبران دارا هستند، به آن‌ها نسبت می‌دهد. هم‌چنین عارفان نیز عمدتاً متعقدند که تجربه‌ی آن‌ها از جنس تجربه‌های پیامبران است. و باور به این نیز که قرآن یک محصول بشری و بالقوه خطاپذیر است، در عقاید معتزله دال بر مخلوق بودن قرآن به طور تلویحی آمده است.
اندیشمندان سده‌های میانه غالباً این نظرها را به شیوه‌ای روشن و مدون بیان نمی‌کردند و ترجیح می‌دادند آن‌ها را در خلال سخنانی پراکنده یا در لفافه بیان کنند. آن‌ها نمی‌خواستند برای مردمی که توانایی هضم این اندیشه‌ها را نداشتند، ایجاد تشویش و سردرگمی کنند. به عنوان مثال، مولوی جایی می‌گوید که قرآن، آیینه‌های ذهن پیامبر است. آن‌چه در دل سخن مولوی مندرج است این است که شخصیت پیامبر، تغییر احوال او و اوقات خوب و بد او، همه در قرآن منعکس هستند.
پسر مولوی حتی از این هم فراتر می‌رود. او در یکی از کتاب‌هایش می‌گوید که چند همسری به این دلیل در قرآن مجاز دانسته شده است که پیامبران زنان را دوست می‌داشت. و به این دلیل بود که به پیروانش اجازه‌ی اختیار کردن چهار زن را داده بود!
آیا سنت شیعی به شما اجازه می‌دهد که اندیشه‌هایتان را درباره‌ی بشری بودن قرآن مدون کرده و توسعه دهید؟
مشهور است که در اسلام سنی، مکتب عقل‌گرای اعتزالی در برابر اشعریان و عقیده‌ی آن‌ها دال بر جاودانی بودن و غیرمخلوق بودن قرآن شکست سختی خورد. اما در اسلام شیعی، معتزلیان به نحوی ادامه‌ی حیات دادند و زمینی حاصل‌خیز را برای رشد یک سنتی فلسفی غنی فراهم کردند. اعتقاد معتزلیان دال بر مخلوق بودن قرآن در میان متکلمان شیعی، تقریباً اعتقادی است بلامنازع.
امروز می‌بینید که اصلاح‌گران سنی به موضع شیعیان نزدیک‌تر می‌شوند و اعتقاد مخلوق بودن قرآن را می‌پذیرند. اما روحانیون ایران در استفاده از منابع فلسفی سنت شیعی برای گشودن افق‌هایی تازه به روی فهم دینی ما مردد هستند. آن‌ها قدرت‌شان را بر پایه‌ی فهمی محافظه‌کارانه از دین مستحکم کرده‌اند و هراس دارند که مبادا با گشودن باب بحث درباره‌ی مسایلی از قبیل ماهیت نبوت، همه چیزشان از دست برود.
پیامدهای دیدگاه‌های شما برای مسلمانان معاصر و نحوه‌ی استفاده‌ی آن‌ها از قرآن به منزله‌ی یک راهنمای اخلاقی چیست؟
تلقی بشری از قرآن تفاوت نهادن میان جنبه‌های ذاتی و عرضی قرآن را میسر می‌کند. بعضی از جنبه‌های دین به طور تاریخی و فرهنگی شکل گرفته‌اند و امروز دیگر موضوعیت ندارند. همین امر، به عنوان مثال، درباره‌ی مجازات‌های بدنی که در قرآن مقرر شده‌اند، صادق است. اگر پیامبر در یک محیط فرهنگی دیگر زندگی می‌کرد، این مجازات‌ها احتمالاً بخشی از پیام او نمی‌بودند.
وظیفه‌ی مسلمانان امروز این است که پیام گوهری قرآن را به گذشت زمان ترجمه کنند. این کار درست مانند ترجمه‌ی یک ضرب‌المثل از یک زبان به زبان دیگری است. ضرب‌المثل را تحت‌اللفظی ترجمه نمی‌کنید. ضرب‌المثل دیگری پیدا می‌کنید که همان روح و معنا را داشته باشد، همان مضمون را داشته باشد، ولی شاید همان الفاظ را نداشته باشد.
در عربی می‌گویند که فلانی خرما به بصره برده است. اگر قرار باشد این را به انگلیسی ترجمه کنید، می‌گویید فلانی زغال‌سنگ به نیوکاسل برده است. درک تاریخی و بشری از قرآن به ما اجازه‌ی این کار را می‌دهد. اگر بر این باور اصرار کنید که قرآن کلام غیرمخلوق و جاودانی خداست که باید لفظ به لفظ به آن عمل شود، دچار مخمصه‌ای لاینحل می‌شوید.

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۴٫ ستاره کامیاب  |  آذر  ۱۳۸۷

در مورد نام جعلی جاده ابریشم که ارد بزرگ نخستین بار در مورد استفاده از آن هشدار داد چیزی اینجا ندیدم قسمتی از کتاب خانم سیمین کوثری را می گذارم :

http://www.dehcadeh.com/upload/images/rz2s5cpswov9ezuwu8lk.jpg
نظریه قاره کهن بخش های بسیار جالب و پند آموزی دارد اما احساس کردم نقد بر واژه جاده ابریشم را می توانم با همکاری وبلاگ نویسان دیگر تبدیل به یک مجموعه مناسب بنمایم خوشبختانه با آغاز و شروع این راه بسیاری از وبلاگ نویسان و علاقمندان ، با نظرات محبت آمیز خویش موجب غنای هر چه بیشتر این مجموعه شدند نظرات آنها که نمایانگر دیدگاه افکار عمومی ست را هم به این مجموعه افزودم چرا که افکار عمومی بزرگترین پشتوانه این گونه حرکت هاست .

در پی می توانید محصول این اقدام مشترک را ببینید .

بخش نخست :

خلیج عربی !

واژه خلیج عربی چه احساسی در ما بوجود می آورد ؟!
عربها می خواهند با کمک دلارهای نفتی خود خلیج فارس ما را بزور خلیج عربی کنند …
هر چند دیر ! اما بالاخره در مقابلشان قد برافراشتیم .

اما این پایان ماجرا نیست !

جاده ابریشم !

واژه جاده ابریشم چگونه احساسی در ما بوجود می آورد ؟!!!

کشورهای شرق دور همانند چین با فریب کشورهایی دیگر سعی دارند مسیر ایران (به عنوان بستر و رویشگاه اولین تمدن های باستانی ) به شرق و غرب را به نام خود مصادره کنند و عنوان جعلی جاده ابریشم را بر آن نهاده اند .

در صورت پذیرش این حربه آنها ، در قدم بعدی مدعی می شوند تمدن را هم به ما داده اند !

بعید نیست چینی ها هم بزودی ما را ، بربرهای حاشیه ایی خویش بنامند این همان حرفیست که اروپایی ها به کشورهای شرقی خود یعنی حوزه تمدنی ایران می زنند .

جاده فرهنگ ها
http://www.dehcadeh.com/upload/images/07orhv4r6o30bb766l2.jpg

نظریه قاره کهن ارد بزرگ می گوید بیست کشور حوزه تمدنی ایران ( عبارتند از : کشورهای قزاقستان ، ازبکستان ، تاجیکستان ، قرقیزستان ، ازبکستان ، ترکمنستان ، افغانستان ، شمال باختری هندوستان ، پاکستان ، ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان ، قبرس ، جنوبی ترین بخش روسیه در میانه استراخان در شمال دریای خزر تا جنوب اکراین ، آذربایجان ، ارمنستان و گرجستان ) باید تبدیل به یک قاره شوند ، سرزمینی با عنوان ” قاره کهن ” .

قاره ایی همانند اروپا با ساختار و انسجامی سازمان یافته ، تا بتواند مجموعه کشورهای حوزه خویش را در مقابل زیاده خواهی های شرق و غرب حفظ نمایند .

ارد بزرگ در دکترین قاره کهن خود به صراحت از تبانی شرق و غرب برای بلعیدن حوزه فرهنگی مرکز جهان ( که ایران در قلب آنست) یاد کرده است نظریه او مبتنی بر سخن فردوسی است که می گوید سلم و تور دو فرزند فریدون که یکی بر غرب و دیگری بر شرق جهان حکومت می نمودند برای تصاحب سرزمین ایرج حاکم منطقه قاره کهن نقشه می کشند . و می دانیم ایرج بدست این دو کشته می شود . ارد بزرگ می گوید قاره کهن امروز توسط آسیا و اروپا بلعیده شده است . و چین با شروع بحث جاده ابریشم بدنبال افکار استعماری است حال آنکه این جاده ، راه انتشار فرهنگ غنی ایران به شرق و غرب بوده است و نمونه آن افکار میترایزم و شاهنامه فردوسی ماست که هر دو را چینی ها با جعل اسامی ، از آن خود می دانند .

دکترین قاره کهن به نوع حکومتها و ساختارهای سیاسی کشورهای محدوده قاره کهن نظری ندارد بلکه همه را دعوت به همگرایی می کند و می گوید اگر این ۲۰ کشور دست در دست یکدیگر بگذارند ساختاری بسیار قدرتمندتر از اتحادیه اروپا خواهند داشت .

http://www.dehcadeh.com/upload/images/35ajkrey3xqiypq9wfm6.jpg
نکته بسیار ظریفی در دکترین قاره کهن وجود دارد ! به این ترتیب که : نقش ایران در این قاره همانند نقش چین در آسیا و یونان در اروپاست ، یعنی بستر و نبض اصلی و اساسی این قاره ایران است همان چیزی که ما از آن با عنوان حوزه فرهنگی ایران از آن یاد می کنیم .

اما آنچه مد نظرم در اینجا بوده ، این است که در اولین گام برای رسیدن به آرمان بزرگ قاره کهن ، باید بتوانیم به ریشه های مشترک به شکل منطقه ایی برسیم ، مبارزه با عنوان خلیج عربی یک اتحاد شایسته را پدید آورد در ادامه این یگانگی می توان بسیج همگانی برای نفی واژگان جاده ابریشم ایجاد نمود ارد بزرگ پیشنهاد می کند بر این مسیر نام ” راه فرهنگها ” نهاده شود نامی که برای تمامی کشورهای قاره کهن پذیرفتنی است .

چینی ها ید طولانی در تغییر نامها داشته و دارند یک زمان نام ” رستم دستان ” ما را ” تانگ ” می گذارند و امروز گذرگاه ایرانیان را جاده ابریشم …

البته محصولات صنعتی چین خود گویای این مسئله است که این خصلت همچنان در روح و روان این سرزمین متجلی است .

منبع :
http://koche-tanha-khiyal.blogfa.com/post-251.aspx

آدرس وبلاگم http://www.khodemuony.blogfa.com

+
88888888
(((((((+++===—————————————————————————
77777777
+

75. الله مراد محمدی  |  آذر  ۱۳۸۷

چرا پیکر استاد شریعتی را از دمشق به ایران نمی آورند تا مجبور نباشیم برویم سوریه
کاش یه فکری به حال این قضیه می شد .

+
۸۸۸۸۸۸۸۸
(((((((+++===—————————————————————————
۷۷۷۷۷۷۷۷
+

۷۶٫ دکتر خسرو زاهدی  |  آذر  ۱۳۸۷

به نظرم این پنج نفر در نهایت دو راه متفاوت را پیش روی ما می گذارند

دسته اول یعنی بازرگان ، شریعتی و چمران که هر سه از اعضای نهضت آزادی هم بودند ما را به کنار گذاشتن ابعاد وطنی و میهنی ، قومی و زبانی تشویق می کنند و جایگاه رشد را در پیوستن به ملل اسلامی می دانند سروش هم قبلا به این طیف تعلق داشت اما هم اکنون دعوی او بر سر مولویست و اصول اسلام ، و دیگر از حالت یک کاریزمای فکری خارج شده است .
دیگر راه مسیری است که ارد بزرگ نشان میدهد و آن دموکراسی آمیخته با ملی گرایست . او از مخالفین جدی نظام پادشاهی است . حفظ ارزشهای میهنی همانند زبان فارسی و ایجاد ارتباط بیشتر با کشورهایی که در فلات فرهنگی ایران واقع شده اند بهمراه آزادی بیان را تنها راه پیشرفت و کمال ایرانیان می داند .

از نظر شخص خود من همه اینها عزیز و محترم هستند این مردم هستند که تصمیم گیرنده اند و در نهایت خود بهترین انتخاب را خواهند داشت .

———————————————-

از همه دوستانی که مرا در تکمیل این پروژه و نظر خواهی همراهی کردند سپاسگذارم  امیدوارم این بحث موجب باز شدن افکار عمومی در مورد ریز شخصیت فکری و اجتماعی رهبران فکری پنجاه سال گذشته ایران شده باشد .

پایان

ریحانه آرمانی

آذر ماه ۱۳۸۷ خورشیدی

۵ دیدگاه » دی ۱م, ۱۳۸۷


آخرین دیدگاه‌ها

پیوندها

نوشته‌های تازه


مرجع